اسلاید

داد زدن انبیاء تابع رای آوردنشان نبود

۱۳۹۲-۰۲-۰۶ در ۱۴:۰۱ توسط



در طی دو جلسه اخیر در مسجد صاحب الزمان مشهد(تاریخهای ۲۹ فروردین و ۵اردیبهشت ماه)، استاد روح در ادامه مباحث تفسیری خود، به آیاتی از سوره نمل (آیات ۴۵ به بعد) و ماجراهای قوم ثمود و حضرت صالح (علیه السلام) پرداختند.

استاد روح در بیان چرایی پرداختن به آیاتی از سوره نمل، به گذشته بحث اشاره داشته که این مباحث ذیل آیه ۲۶ و ۲۷ سوره بقره بازگشته که گفتیم، خدای متعال بارها در قرآن کریم بیان کرده که یک عده ای را هدایت می کند و یک عده ای را به حال خودشان رها می کند. این هدایت و این گمراهی را در طی جلسات قبل توضیح دادیم.

قرآن کریم، کسانیکه حرف انبیا به گوششان بخورد و زیر بار آن نروند، آنها را فاسق می نامد. یکی از مباحث مهم قرآن کریم بحث فسق می باشد. قرآن کریم، برای فاسقان علائمی ذکر کرده و می فرماید؛ یکی از علائم فسق، افساد کردن آنها بر روی زمین می باشد. قرآن کریم گروه های متعددی را نام می برد که این کار و این کار و این کار افساد در ارض هست.

مخالفین صالح بتعبیر قرآن کریم به ۹ گروه تقسیم شدند. لفظ “رهط” بمعنای گروه ۳ تا ۱۰ نفره می باشد. بعبارتی قرآن کریم آدرس می دهد، که یک ملت را یک عده قلیلی که حداقل ۲۷ نفر و حداکثر ۹۰ نفر می باشند، فریب می دهند و علیه نبی خدا طراحی می کنند.
وقتی قرآن می گوید ۹ گروه وجود دارد در مخالفت با جناب صالح، یعنی ۹ خط مشی و ۹ تلقی وجود دارد ولی این اختلاف آرا و تلقی ها در زدن جناب صالح با یکدیگر هیچ اختلافی ندارند!
قرآن این ۹ گروه را مفسدین فی الارض و لا یصلحون می خواند. این ۹ گروه برای مقابله با جناب صالح با یکدیگر هم قسم می شوند و قسم خود را به الله می خورند. در واقع اینها هم نماز خوان دارند.

متن آیه نمی گوید قسم خوردند به بتها و یا چیزی دیگر، بلکه می گوید: قسم خوردند به الله.

یزید هم نماز می خواند و حسین بن علی هم نماز می خواند اما نماز یزید با شراب جور در می آید و نماز حسین بن علی با تیرباران شدن!
این ۹ گروه دائما طراحی می کردند و دائما سنگ اندازی می کردند.
طبق متن آیه، دعوا تنها بر سر جناب صالح نیست، بلکه دعوا بر سر همراهان او نیز هست و به همین دلیل می گویند:
قالُوا اطَّیَّرْنا بِکَ وَ بِمَنْ مَعَک‏ (آیه ۴۷ سوره نمل )
گفتند: «ما به تو و به هر کس که همراه توست شگونِ بد زدیم»
قرآن این ۹ گروه را مفسد فی الارض معرفی می کند. افساد کردن این گروه ها، پول می خواهد. افساد کردن سایت و منبر می خواهد. مجله و پایگاه می خواهد. روزنامه می خواهد!
قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُون‏
این ۹ گروه هم قسم شده و نقشه کشیدند که شبانه حمله کنند و صالح و اهل او را بکشند.


چرا شبانه ؟
چون صالح در روز همراهانی داشت و در شب از نبود آنها استفاده می کردند و این نشان می دهد که همراه داشتن و اطرافیانی با نبی خدا همراه بودن، بسیار نقش کلیدی در نهضت انبیاء ایفا می کند. انبیا آمده اند تا مردم را به قیام کردن به عدالت و قسط برسانند. مردم باید به وسط میدان بیایند و اگر مردم نباشند، بر گردن علی مرتضی ریسمان می اندازند و او را به نص نهج البلاغه، کشان کشان برای بیعت می برند و فاطمه زهرا بدنبال او می دود!
نقش مردم اینقدر کلیدی است.
این ۹ گروه هم قسم شده، گفتند بعد از کشتن جناب صالح، به صاحبان دم(خون) می گوئیم ما اصلا آنجا نبودیم و باور کنید ما صادق هستیم.


خدا می فرماید کار اینها مکر است و وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ

ادامه مبحث تفسیر آیات سوره نمل مرتبط با داستان قوم جناب صالح :

معجزه مشهور جناب صالح در مقابل قوم ثمود آوردن شتر از دل کوه می باشد.

جناب صالح از دل کوه مورچه در نیاورد بلکه شتر در آورد!

جناب صالح تمام تلاشش را کرد که این قوم جهنمی نشوند.

انبیا الهی از نابسامانی های اجتماعی رنج می بردند. انبیا بازی نمی کردند و ادا در نمی آوردند و دنبال زدن یک حرف برای قهرمان شدن نبودند.

قرآن کریم در قصه حضرت صالح می گوید دو عده بودند یا دو جبهه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند:

آیه ۷۵ سوره اعراف : قالَ الْمَلَأُ الَّذینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ

یک عده مستضعفان و یک عده مستکبران

–          لفظ بکار رفته استضعفوا هست یعنی در این استضعاف، خود فرد مستضعف، دخیل نیست و یک عده ای دیگر باعث شدند که اینها مستضعف بشوند که اونها مستکبرین هستند.

–          مستضعفان دو دسته می شوند: مستضعفانی که از استضعاف به تنگ آمده بودند و خدا خدا می کردند که کسی نجاتشان بدهد و اینها مستضعفهایی بودند که ایمان آورده بودند. و دسته ای دیگر مستضعفان، کسانی بودند که تابع مستکبران شده بودند.

–          انظلام یعنی ظلم پذیری و همانطور که ظلم بد است، انظلام هم معصیت است.

–          انظلام یعنی یک  کاری بکنی که شمشیر ظالم تیز بشود و روشها خیلی فرق می کند و بایستی در این خصوص بسیار حرف بزنیم.

–          استاد روح : قرآن می گوید دو دسته شدند و من برای رساندن مطلب آنرا سه دسته بیان کردم.

–          در مقابل صالح، هم مستکبران ایستادند و هم مستضعفانی که تابع مستکبران بودند.

بر می گردیم به آیه ۴۵ سوره نمل :

–          آیه می گوید داداششان (برادرشان) را فرستادیم و لفظ اخوت بر لفظ و نام حضرت صالح مهمتر و مقدم تر آمده است.( وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحا)

–          در جامعه، عده زیادی می گویند که از شکافهای اجتماع رنج می بریم، ولی این رنج بردن از سر اخوت نسبت به اجتماع نیست!

–          انبیا از مصلحان بزرگ الهی بودند و از سر بی دردی و رای آوری حرف نمی زدند. درست اون وقتی که رای نداشتند، داد می زدند. یعنی داد زدنشان تابع رای آوردنشان نبود.

–          قرآن میگه واقعا صالح درد جامعه داشته.

–          ما خیلی ها را داریم که مقاله نویس هستند، تریبون دار هستند، ولی درد ندارند!

–          گر بود در ماتمی صد نوحه‌گر ‌/‌  آه صاحب درد را باشد اثر

–          سینه خواهم شرحه شرحه از فراق /  تا بگویم شرح درد اشتیاق

–          صالح آمده و دیده دخل بندگان خدا را آورده اند

–          صالح آمده تا مردم را به عبادت الله در بیاورد و می فرماید : أَنِ اعْبُدُوا اللَّه‏

–          اقبال لاهوری می گوید :

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد

گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی از خوی غلامی ز سگان خوار تر است

من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد

 

–          صالح آمده تا همه را بندگان خدا کند نه بنده دیگران و آمده بود برای آزاد کردن آنها.

–          هر نمازی آن نمازی نیست که انبیا آورده اند و نمازی که انبیا آورده اند باید داد زد.

–          نمازی نماز است که سید الشهدا بخواند و نماز باید فحشا و منکر را از بین ببرد.

–          شعار رسول خدا که گفت لااله الا الله و این شعار را اصحب بت خانه به خوبی فهمیدند که این شعار چقدر خطرناک است.

–          دشمن اینقدر خطر را فهمید که نگفت بیائید با هم بحث کنیم و جواب شعار لااله الا الله را با سنگ دادند!

دنباله آیه ۴۵ سوره نمل:

پس اینکه جناب صالح خواست مردم را به بندگی خدا در بیاورد، قوم ثمود ناگهان ۲ دسته شد .( فَإِذا هُمْ فَریقانِ یَخْتَصِمُون‏)

–          یختصمون یعنی تمام این جبهه در مقابل آن جبهه. صف انبیا در مقابل صف مستکبرین.

–          هر دعوایی هم بد نیست و حضرت امام فرمود جنگ ما جنگ بین فقر و غنا بود.

–          دعوایی که انسان بگردد حق را پیدا کند عین صلاح هست و بعد از پیدا کردن حق، باید در مسیر حق سینه بزند و نخوابد.

–          گروه مستکبرین بصورت یک دل و هم صدا خواهان تعجیل در عذاب بودند.

–          صالح در مقابل این خواسته مستکبرین می گفت چرا استغفار نمی کنید؟!

–          آیه ۴۶ سوره نمل : قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَهِ قَبْلَ الْحَسَنَهِ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون‏

–          اگر می خواهید مورد ترحم خدا قرار بگیرید، اسغفار کنید.

سوره اعراف آیه ۷۵ را ببینیم که کیا با کیا دعوایشان شده بود:

–          در مقابل دعوت انبیا، سران و اشراف و کسانیکه منافعشان به خطر افتاده بود در مقابل پاپتی ها ایستاده بودند.

–          جبهه خوبان و مومنین تشکیل شده است از صالح و همراهان او ( بِمَنْ مَعَک‏

–          جبهه مقابل که همان جبهه مستکبرین می باشد، باید اتحاد بین صالح و همراهان صالح را بشکند و تفرقه را نمی تواند از سمت و از طرف صالح بِمَنْ مَعَک‏ بیاندازد، زیرا صالح اخو و برادر همراهان خود هست. پس جبهه استکبار برای ایجاد تفرقه از همراهان او شروع می کند و باورهای بِمَنْ مَعَک‏ را خراب می کند و بدنبال انداختن بِمَنْ مَعَک‏ به جان صالح می باشند!

–           اگر باورهای آدمها بشکند، سنگ روی سنگ بند نمی شود.

–          دیوار اعتماد اگر از بین بورد، دیگر دو تا آدم هم نمی توانند کنار هم قرار بگیرند.

–          دشمن نمی توانست از سمت صالح این افتراق را ایجاد کند و این ملاء و اشراف فاسد می آمدند، زیر پای همراهان صالح می نشستند و می گفتند : مطمن هستید این صالح همان صالح سال ۸۴ هست یا عوض شده؟!

–          ما گاهی سوال می پرسیم که یاد بگیریم و گاهی سوال می شود برای ایجاد تردید در بِمَنْ مَعَک‏ (همراهان صالح)

–          مستکبرین به همراهان صالح گفتند: آیا مى‏دانید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟

–          قرآن می فرماید این بِمَنْ مَعَک‏ ؛ راستی راستی در مقابل این سوال ایستادند و دست از صالح نکشیدند.

–          استاد روح : خدایا تو شاهدی که در شب عاشورا می خواستند بین عباس بن علی و حسین بن علی اختلاف بیاندازند و برای عباس، امان نامه فرستادند!

–          بِمَنْ مَعَک‏ صالح، یک پاسخ دندان شکن دادند و اینها با این جواب، لیاقت نجات را داشتند:

–          قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ

برو این دام بر مرغ دگر نه                       که عنقا را بلند است آشیانه

همراهان صالح گفتند، اینجور مکاری پیش ما رنگی ندارد و همه ما به آنچه که صالح فرستاده ایمان آوردیم.

–          اما همراهان مولای مظلوممان امام حسن مجتبی  می گفتند که تا کی باید بجنگیم و جانماز را از زیر پای امام کشیدند و این همراهان، از لشکریان خود امام بودند نه از داخل لشکریان معاویه !

–          گروهی دیگر از مستکبرین آمدند به سمت بِمَنْ مَعَک‏ و بعد از جواب بِمَنْ مَعَک‏ گفتند، ما هم می خواهیم نظرمان را اعلام کنیم. جبهه استکبار می خواهد با بیان نظرش، پای ارادت همراهان صالح را بلغزاند.

–          مستکبرین می گویند:  آن چیزی که شما ایمان آورده اید آنقدر بی ارزش هست که حتی از آن در کلامشان نام هم نمی برند و می گویند ما به آنچه شما ایمان آورده اید، کفر می ورزیم.

–          آیه ۷۶ سوره اعراف : قالَ الَّذینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا بِالَّذی آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُون‏

–          این مستکبرین خود را فهمیده ها و دانشگاهیان و باسوادها قلمداد داشته و اینچنین موضعی در مقابل جبهه مستضعفین ایمان آورده به جناب صالح می گیرند.

بر می گردیم به سوره نمل . آیه ۴۷ :

–          مستکبرین یک خباثت دیگر کردند.

–          شخصیت صالح را تخریب می کردند.

–          مستکبرین گفتند : قالُوا اطَّیَّرْنا بِکَ وَ بِمَنْ مَعَک‏

–          مستکبرین عین این تعبیر را برای نوح و موسی و … هم بکار بردند و این نشان دهنده یک خط فکری است.

–          مستکبرین گفتند مشکل ما خود صالح هست.

–          یکی از مشکلات جبهه حق این هست که گوینده ی واحد ندارد. وقتی سخن مستکبرین بیان می شود، با لفظ  قالوا است و از سمت جبهه حق با لفظ قال !

–          قالُوا اطَّیَّرْنا بِکَ وَ بِمَنْ مَعَکَ قالَ طائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُون‏

–          صالح گفت : این بدبختی که شما می گوئید از طرف خدا برایتان رقم خورده زیرا شما هم دارید آزمایش می شوید.

–          ما یک کارنامه شخصی داریم و یکبار یک کارنامه مخصوص یک ملت صادرت می شود.

–          اینجاست که امام صادق می فرمایند گناه جهالتتان را به گردن عالمانتان می اندازیم.

–          قرآن کریم میگه این مفسدین فی الارض بین ۲۷ تا ۹۰ نفر بود.

–          کسی باور می کند که ۹۰ نفر یک ملت را دور بزند و شخصیت صالح را تخریب کند ؟!

کار این ۹ گروه از مفسدین این بود:

–          در جبهه حق ایجاد تردید می کردند. صاحبان قلم و تریبونشان ایجاد تردید می کردند.

–          این خبیثها نقشه قتل صالح و بِمَنْ مَعَک او را کشیدند و البته خدا دخلشان را آورد.

–          یفسدون فی الارض فقط اهل شرارت بودند.

–          قرآن نشان می دهد که این مفسدین اهل قسم خوردن هم هستند و خدا شناس هم هستند !

–          هم قسم شدند برای جنایت کردن.

–          این مستکبرین می خواستند یک تصفیه اجتماعی کنند و صالح و همراهان او را یکبار برای همیشه خلاص کنند.

–          مستکبرین می خواهند در شب شبیخون بزنند و در شب می خواهند اینچنین کنند که ردپایی از خود نگذارند.

–          قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُون‏


–  این ۹ گروه هم قسم شده و نقشه کشیدند که شبانه حمله کنند و صالح و اهل او را بکشند.


چرا شبانه ؟
چون صالح در روز همراهانی داشت و در شب از نبود آنها استفاده می کردند و این نشان می دهد که همراه داشتن و اطرافیانی با نبی خدا همراه بودن، بسیار نقش کلیدی در نهضت انبیاء ایفا می کند. انبیا آمده اند تا مردم را به قیام کردن به عدالت و قسط برسانند. مردم باید به وسط میدان بیایند و اگر مردم نباشند، بر گردن علی مرتضی ریسمان می اندازند و او را به نص نهج البلاغه، کشان کشان برای بیعت می برند و فاطمه زهرا بدنبال او می دود!
نقش مردم اینقدر کلیدی است.
این ۹ گروه هم قسم شده، گفتند بعد از کشتن جناب صالح، به صاحبان دم(خون) می گوئیم ما اصلا آنجا نبودیم و باور کنید ما صادق هستیم.

–          قرآن نشان می دهد که مستکبرین اهل توریه هم بوده اند!

–          مسکبرین گفتند وقتی از ما پرسیدند که صالح و اهلش را کشتند ما می گوییم که ما اهل اش را نکشتیم و ما راست می گوئیم. این طور گفتنشان در واقع این هست که ما اهل صالح را نکشتیم بلکه صالح و اهلش را کشتیم و در واقع توریه می کنند !!

آیه ۵۰ سوره نمل :  وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً وَ هُمْ لا یَشْعُرُون‏

–          ظالم و معین ظالم و راضی به ظلم هرسه با یکدیگر در گناه شریک هستند.

–          خدا در مقابل مکر، بیکار ننشسته است بشرط اینکه اهل یاری رساندن به دین خدا باشیم.

–          خدا نقشه آنها را می فهمید ولی آنها نقشه خدا را نمی فهمند.

آیه ۵۱ سوره نمل : فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعین‏

–          خدا میگه ما هلاکشان کردیم و در مقابل نقشه های آنها ایستادیم.

–          خدا میگه ببین خانه هایشان خالی شده و چرا خالی شده ؟ زیرا اینها ظلم کردند.( فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خاوِیَهً بِما ظَلَمُوا )

–          چه چیزی تمدن برافکن هست و ریشه انقلاب را می خشکاند ؟ ظلم.

–          بدترین ضدانقلاب کسی است که ظلم کند ولو انگشتر و ریش هم داشته باشد !

–          این جهان کوه هست و فعل ما ندا…

–          آل رسول می فرمانید می شود با کفر کشور داری کرد ولی با ظلم نمی شود. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

–          آنهایی که می خواهند نهی از منکر کنند، جلوی ظلم را بگیرند.

–          اگر جلوی ظلم قد علم کردی و ایستادی در واقع به عدالت رفتار کرده ای.

–          به همین دلیل علی (علیه السلام) وقتی شنید که خلخال از پای یک زن یهودی باز کردند گفت هر انسان آزاده ای …

–          یکی بر سر شاخ بن می برید خداوند بســــــــــتان نظر کرد و دید

–          این حرف غلط هست که بگویند اگر بلا آمد، تر و خشک با هم می سوزند و در جلسه بعدی توضیح خواهیم داد.

پایان

 

مطلب مرتبط :

سخنان مهم استاد روح خطاب به دوستان انقلاب

Comments are closed.