اسلاید

فایل های صوتی ومتنی ماه مبارک رمضان۱۳۹۲

۱۳۹۲-۰۶-۲۳ در ۱۷:۲۶ توسط

دانلود فایل صوتی شب اول ماه مبارک رمضان-سه شنبه ۱۳۹۲/۴/۱۸

موضوع جلسه:کمیت وکیفیت غذا خوردن مومنین

متن جلسه:

در جلسه گذشته مقداری از آداب روزه را گفتیم و امشب مقدماتی دیگر عرض می شود.

معمولا معارف اسلامی جزیره ای خوانده شده و دیده شده است یعنی فرض کنید کسانیکه کتب اصول عقاید می نویسند یا درس عقاید می گویند تو گویی که دیگر چیزی بنام اخلاق وجود ندارد! یا بعکس که در وادی اخلاق می افتیم دیگر مباحث اجتماعی در کار نیست!

بلاتشبیه شیر را که از احشام می گیرند، کره و همه چیز در خودش هست و می زنندش تا از او کره بگیرند و غیره و همه اش می شود شیر.

بحث امشب تو گویی در فلسفه سیاسی اسلام انگار جایگاه ندارد!

یکی از ویژگی های مهم ماه رمضان این هست که انسانها خواسته یا ناخواسته با یک سیستم تربیتی ویژه مواجه می شوند که به آن می گویند جوع. جوع یعنی گرسنگی.

این سیستم تربیتی در همه ادیان بوده و اسلام آنرا پررنگ گرفته.

امروز که نگاه می کنیم فکر می کنم برای اصلاح فضای سیاست زده کشور چاره ای نداریم الا اینکه سیاسیون را دعوت به جوع کنیم.

این مطلب فقط اختصاص به سیاست مداران نداره وحتی اشخاصی که دنبال ریاضت و ذکر و این حرفها هستند، از این مدل می توانند استفاده کنند.

اسلام میگه شما از یک خانه دیگری آمدید روی زمین. اگر بخواهید وارد ملکوت عالم بشوید چاره ای ندارید الا اینکه خودتان بازسازی کنید و یکی از چیزهایی که نمی گذاره اصلاح بشود نه جسم و نه جان و نه فکرتان، مشکلی است بنام پرخوری و بد خوری و سوء تغذیه!

یک روایت از رسول خدا:

معیار مومن و کافر چیست ؟

حضرت میفرماید مومن که می خواهد بخورد تو گویی که این فرد یک معده بیشتر ندارد و کافر که می خواهد بخورد تو گویی که او ۷ معده دارد .

اگر ما بدانیم که خاصیت نخوردن در تریبیت ما چقدر تاثیر دارد راحت تر می توانیم خودمان را کنترل کنیم ولی من می بینم که خیلی از جاهایی که دارن امام تربیت می کنند دغدغه شان این هست که فلان کتاب برود و فلان کتاب بیاید فلان استاد برود و فلان استاد بیاید و برای تحول دنبال چنین کارهایی هستیم.

خدایا اصلا بنای بدگویی به کسی نداریم.

اسلام میفرماید کسانی از نظر شکل ظاهری باید تیپشان لاغر باشد و این افراد احبار و توی امت اسلام  علماهستند.

قصد بی ادبی به کسی را نداریم ولی چقدر داریم می بینیم که کسانی که این را بد نمی دانند و توجیه می آورند که ما استعداد چاقی داریم که آب می خوریم ، چاق می شویم و دروغ می گویند یا می گوید الان زمان امام صادق هست.

اسلام میگه بدونید برادران وقتی پرخوری اتفاق می افتد قلبتان می میرد یعنی قصاوت قلب پیدا می کنید.وقتی قصاوت قلب پیدا شد گوشاتون سنگین میشه یعنی نمی فهمید و نمی شونید.

یکی از چیزهایی که تربیت می کند این هست که غذا در خونه هست ولی نمی خواهیم بخوریم.

اگر می خواهید رشد کنید و هم افق با اولیا بشوید، شکم پر نمی گذارد.

حضرت امیر در نهج البلاغه خطبه ۱۵۹ میفرماید پیغمبر الگوی شماست و بعد میگه از این پیغمبر تبعیت کن و پیغمبر شما لاغر ترین فرد زمان خودش هست.

اگر نهج البلاغه نباشد و ندانیم سخن علی است باور کردنش سخت است.

حضرت امیر وققتی می خواهد از قیافه ظاهری موسی آدرس بدهد، ما خیال می کنیم که موسی یک عصا داشته و یک هیکل چنان ولی امیر مومنان فرمود که موسی گوشت بدنش آب شده بود و بسیار لاغر بوده وغذای عمومی موسی کلیم سبزی جات بوده است.حالا چقدر سبزیجات می خورده؟

حضرت میفرماید موسی لاغر بوده و گوشت نداشته است و آنقدر سبزی خورده بود، رنگ سبزی این سبزی از پرده شکمش دیده می شد !

من میگم اسم این حرف را بگذاریم مبالغه !

اما مبالغه چه چیز را می گویند؟

الان وزن موسی چقدر باید باشد؟

این دیده شدن سبزی یا ندیدن را بگذار کنار اونچه مهم است کثرت لاغری و رژیم غذایی آن است.

حضرت جلوتر میفرمایند حضرت عیسی علف چهارپایان را می خورد.

یک مرد عزیز که در چشم من خیلی عزیز هست میگه یکی از عیبهای ما این هست که از علی حرف زدیم و نگذاشتیم خودش حرف بزند.

حضرت در همین خطبه میفرماید پیغمبر شما گشنه از دنیا رفت.

در خطبه ای دیگر میفرماید زهرا(س) به حال حضرت رقت کرد و نانی را اختصاصی آورد برای حضرت و حضرت گفت خدا شاهد است که ۳ روز هست هیچ غذایی در شکم بابات نرفته است.

حضرت در ادامه خطبه حضرت داوود را مثال می زند. حضرت میگه داوود کار می کرد و با دستش لیف خرما را می گرفت و با آن زنبیل می بافت و بعد می فروخت و فقط نان می خرید.

خدایا تو شاهدی ما از تعالیم انبیا جا ماندیم.

غذا که میارن میگیم اول یک چیز نرم بخوریم که غذا به آن بچشبد و بعد میگیم باید یک چیزی را بخوریم که غذا بماند.

حضرت در خطبه شقشقیه میفرماید عده ای آمدن و حق علی را غصب کردند. حضرت در خطبه شقشقیه میفرماید سومی آمد که دو پهلوی او باد کرده بود و این آدم مدام بین آشپزخانه و مستراح در حال رفت و آمد بود! ابن ابی الحدید این مطلب را می خواهد شرح کند و میگه یک کسی را این فرد شوم گذاشته بود که کلید بیت المال را داده بود دستش و گفته بود به دامادش اینقدر پول بده و زمین بده و به دادشت اینقدر بده و به فلانی اینقدر بده.

ابن ابی الحدید ذیل همین خطبه میگه کار بجایی رسید که زید آمد و کلید را انداخت پیش خلیفه و گفت نمی تونم اینجوری مدیریت کنم و خلیفه گفت حالا که می خواهم صله رحم کنم به تو برخورد؟!

چطور مال خدا را تاراج می کردند؟ حضرت میگه مثل برخورد شتر با علف بهاری که تند تند از یک کنار می خورد.

حضرت در آخرش میگه چی شد که این بلا سر خلیفه آمد ؟ حضرت میگه شکم بارگی باعث این مساله شد.

بزارید ببنید که چطور بزل و بخشش می شد :

بخشیدن زمین وقفی را به دامادش … (تحقیق و تفحص لازم نبود)

به داماد دیگر ۱۰۰ هزار دینار

به طلحه ۳۲ میلیون – خلیفه سوم وقتی مرد ۳ روز اجازه دفن ندادند و طلحه اجازه نمی داد!

در زمان این خلیفه بیش از ۵۴ کشور اسلامی تحت حکومت اسلام هست و این پولها از آنجا آمده.

برگردیم …

از اون پرخوری به این پرخوری می رسید!

جناب داوود زنبیل می بافت با لیف خرما.

با پول زنبیل ها یک دونه نان جو می خرید.

حضرت میگه خودت را به نان دیر برسان و ببین چقدر نان مزه دارد و چون گرسنه نشدیم، میگم نان بدون خورشت نمی شود.

حضرت که داره از انبیا و خودش می گوید می خواهد بگوید این خط امامت هست.

حضرت میفرماید بالش حضرت عیسی یک سنگ بوده است. این عیسی همراه امام عصر خواهد آمد و اینچنین هست.

لباس تن عیسی زبر بود.

عیسی نان خشک می خورد.

عالم بزرگی که از اساتید رهبری هست مرحوم شیخ مجتبی قزوینی که یک مشت استخوان بود. شاگر ایشون گفت با ایشون رفتیم توی باغی و یک خانمی یک کاسه آورد که توش یک خورده زردآلو ریخته بود و آورد جلوی دست آق شیخ.

حاج شیخ بجایی که دائم الذکر باشد دادم الجوع بود. یعنی دائم الگرسه بود.

حضرت یک دونه زرد آلو برداشت و بعد به رفیقش گفت ۲۳ سال هست که هرگز در این وقت چیزی تناول نکردم.

روایت داریم که اگر می خواید چیزی در شما نهادینه بشود ۴۰ روز لازم هست و اگر بخواهد خیلی بماند یک سال عمر لازم دارد.

عیسی به نص قرآن ۲ جا میگه مردم را که می دید می گفت بگم شما چی می خورید. یعنی عیسی عمق جان آدمها را می خواند.

علی می گوید که خورشت غذای عیسی گشنگی بود.

حضرت میگه چراغ عیسی در شبها ماه بود و وقتی زمستان و سرما می آمد، می رفت جایی که گرم باشد و خانه نداشت.

میوه اش و سبزی خوش بویش غذای چهارپایان بود.

آقای مشکینی اگر کسی یکبار غذا بخورد گشنه حسابش نکنید.

دو بار خورد زاهد حسابش نکنید.

۳ بار بخورد کنار استبل ببندیدش.

این روایت هست.

آقای منصور ارضی ایشان را غسل داده و میگه چه رفتاری از جسد پاک مرحوم مشکینی دیدم.

حضرت میگه عیسی ذره ای طمع نداشت که ذلیل بشود و مرکبش پاهایش بود.

خادم او، دستانش بود.

حضرت میگه اینها مال پیامبران پایین دست پیغمبر هست و حضرت میگه بهترین بنده خدا کسی است که به پیغبرش اقتدا کند.

حضرت میگه پهلوی پیغمبر از همه باریک تر بود و شکم پیغمبر از همه فرورفته تر بوده. حضرت میگه دنیا را به پیغمبر عرضه کردند ولی حضرت قبول نکرد.

روح : امشب از همه شبهای دیگر کمتر خوردم.

چرا دنیا را قبول نکرد؟

چون پیغمبر می داند که خدا از یک چیزی خوشش نمی آید و پیغمبر هم آنرا دوست ندارد.

حضرت میگه رسول خدا آمد در زمان ریاستش و یکی از خانمهای پیغبمر یک پرده درب خانه پیغمبر آویزان کرد. حضرت به آن خانم گفتند که این را از من دور کن که چشمم به این نیافتد.

قطعا پیغمبر خانه ما نمی آید.

صدخانه تو را کتاب سودی نبود    باید که کتابخانه در سینه بود.

متاسفانه از این کتابخانه ها نداریم.

ادامه خطبه :

حضرت میگه پیغمبر روی زمین می نشست یعنی روی صندلی نمی نشست. حضرت میگه موقع نشستن حضرت دو زانو می نشست.

حضرت میگه کفش پیغمبر که وصله می خواست، پیغبر به دست خودش وصله می زد. حضرت میگه رسول خدا محبت دنیا را از دلش بیرون کرده و حضرت میگه رسول خدا گفت میدونی چرا گفتم اون پرده را برای چی بگذارد کنار. آدمی از هرچه بدش می آید، جلوی چشمم اونو قرار نمی دهد.

حضرت میگه رئیس امت اسلامی بود رسول خدا و در کنار نزدیکانش ، پیغمبر گشنگی می کشید.

در اخر این خطبه حضرت امیر شبی که می خواست از دنیا برود گفت می خواهم گشنه از دنیا بروم.

حضرت میگه من نگفتم پیغمبر اینجور و حالا از علی بگم.

این زمان ریاست حضرت علی هست. علی میگه اینقدر این پیراهن خودم را وصله زدم که از اون وصله زننده خجالت می کشم.

شاگرد علامه صباطبایی میگه هرگز به تن ایشان پیراهن تازه ندیدیم.

حضرت میگه یکی اومد خواست برای علی خیرخواهی کند و گفت تا کی می خواهی این لباس وصله دار را نگه داری؟

امام باقر فرمودند : کی یک کسی از همه بنده های خدا از خدا دور تر می شود. وقتی شکمش را پر می کند.(داریم پر شدن از حلال را می گوییم.)

رسول خدا : قلبهایتان را با زیاد خوردن و نوشیدن نکشید.

هیچ چیزی به اندازه زیاد خوردن آسیب نمی زند.

روایت : بدترین چیزی که آدمها را بدبخت کرده شکم است. بعدا پیدا کنید که پدر شما را شکم آورد بیرون از بهشت.

داوود فرمود که اگر امشب یک لقمه غذایم را کم کنم برایم از اینکه ۲۰ شب وایستم نماز شب بخونم بهتر است.

حالا ببینید ما چه نماز شبهای بی خودی می خوانیم.

روایت : پیش قاری چاق نشین.

 

 



دانلود فایل صوتی شب دوم ماه مبارک رمضان-چهارشنبه ۱۳۹۲/۴/۱۹

موضوع جلسه: نکوهش پر خوری وبد خوری مومنین

متن جلسه:

بارها از حضرت امام عبارت ایشان در آداب صلاه و جاهای دیگه هم هم نقل کردیم:

اگر کسی بخواهد اصلاح بشود ، انسانها یک ظاهر و یک باطنی دارند. امام میگه تا ظاهرتان اصلاح نشود نوبت به اصلاح مملکت باطن نمی رسد و این یک اصل هست.

شاید بوده باشند اولیائی که عکس عمل کرده اند ولی اینها استثنائات هست و راه های های عادی و معمولی را در پیش بگیرید.

این نکته اول .

نکته دوم :

در اصلاح ظواهر ما اگر یک چیزی سالهای سال به یک شکل دیگری بوده، مثل نکات دیشب و نکاتی که میگیم خلاف عادتتان می باشد و طبیعی است که در مقابلشان مقاومت کنید.

خطبه ۱۸۷ : قدر علی را بدانید. مثل علی در بین شما حکایت چراغی است در تاریکی. اگر یک کسی بخواهد از علی بهره مند شود می تواند از علی نور بگیرد. سعی کنید به دقت سخن علی را گوش کنید و آنرا حفظ کنید و گوش جانتان را باز کنید تا سخن علی را عمیقا بفهمید.

متاسفانه گفتمان عمومی ما اشتباه شده است.

یک چیزهایی ست که داره به شما آسیب ی زند و من برای همین این مطالب را مطرح می کنم.

آدمی قبل از ایجاد تحول باید ضرورت ایجاد تحول را درک کند.

امام علی فرمودند:

اگر بخواهد خدا یک بنده ای را اصلاح کند ۳ چیز را به او الهام می کند:

۱-      کم خوردن

۲-      کم حرف زدن

۳-      کم خوابیدن

ما رفتارهای غلطی داریم که می خواهیم درست کنیدم.

علی : کثرت طعام و خواب جانتان را فاسد می کند.

بغیر فساد جان، بدنتان هم فاسد می شود و افکارتان هم فاسد می شود.

علی : زیرکی و تیزهوشی و با پرخوری جمع نمی شود.

مرحوم ملاصدرا باباش آدم پولداری هست. دربه در شد و حسابی به مشکلات خورد. بعد امروز شما این حرفها خاص را از ایشان می بینید.

زیاد خوردن مضراتی را به سمت انسان می اورد هم دنیوی و هم اخروی.

علی : بسیاری از بیماریهاتون معلول بدخوریهاتون هست.

رسول خدا : معده خانه امراض هست.

یعنی لقمه بدون مرض نیست. هر لقمه ای. منتهی یک جاهایی سیستم امنیتی بر اون مرض فائق هست ولی لقمه بدون مرض نیست.

حضرت : کسانیکه خوردناشون زیاد می شود، صحتشان کم می شود.

چطور میشد عیسی روی آب با همین بدن راه برود و بایستد. نه تنها راه می رفت بلکه دست یکی دیگر را هم می گرفت.

یکی از چیزهایی که در عصرمان بسیار کم دیدیم عالم ربانی می باشد و خیلی کم دیدیم.

عالم باسواد و ملا زیاد دیدیم. کتابها و سخنرانی ها و تحلیلیهای عجیب غریب زیاد دیدیدم .

کسی را سراغ دارید که به شما بهشت را یک گوشه اش را شان دهد. خوابش را چی دیده ایم ؟!

مسلمانها شما ۱۴ تا معصوم دارید و کدامش را به خواب دیدید.

مرحوم مجلسی اول میگه بغیر امام جواد خدمت همه اهل بیت رسیدم. خدمت ۳ تا معصوم رسیدم. اینها هم ملا بودن و حرف می زدن و سخنرانی می کردن …

بیایید یک آزمایش بکنیم.

یک میخ در دو طرف بگذارید و ۱۰۰ سال کنار هم بگذارید همدیگر را جذب نمی کنند.

ولی یک میخ را با یک آهنربا مالش بدهید . آرام آرام این میخ خاصیت آهن ربایی پیدا می کند و بعد این میخ خاصیت پیدا کرده را می گذاریم کنار اون میخ و بعد اون را هم جذب می کند.

مرحوم خویی خیلی ملا و باسواد بود. گوشت و پوستش ملا هست به تعبیر یک عالم دیگر..

اقای خویی گفت یک ادمی را در نجف اشرف پیدا کردیم . آقای قاضی بود. آقای خویی به راحتی سیر نمی شود.

رفته پیش ایشون و اون بزرگوار راه کارهایی داد و گفت ۴۰ روز بعد بیا.

بعد ۴۰ روز رفت پیشش و گفت اینجا را می بینی. روی یک پرده گذشته زندگی مرا نشان دادند و هیچ جا را فروگذار نکرده بود.

جدای از دیدن این عکس در زمان هم تصرف شده است.

طفل جان از شیر شیطان باز کن         بعد از آنش با ملک انباز کن

بعد تو اتاق آقای قاضی یکی از مناره های امیرمومنان را دیدم. بعد به ایشان آینده او را هم نشان دادند.

سعدی :

اندرون از طعام خالی دار             تا در آن نور معرفت بینی

تهی از حکمتی به علت آن              که پری از طعام تا بینی

 

در دهان باز و در ۱۰ تا جکوزی باز هست و فایده ای هم ندارد.

این در دهان خیلی وحشتناک هست.

روایت : مسیح از جایی رد می شد و دید زن و مردی داد می زنند. حضرت به مرد گفت چیه ؟ مرد در پاسخ از چهره کدر و بی نشاط زن ابراز نارضایتی کرد. حضرت رو کرد به اون خانم و گفت یک خورده پرخوری نکن.

دیگه نه کرم حلزون می خواد نه سوسمار می خواد و …

اهل بیت میگن : اینقدر گوشت نخورید و شکمتان را قبرستان جانواران قرار ندهید.

رسول : هرکی شکمش پر باشد وارد ملکوت عالم نمی تواند بشود.

خدا چرا گفت روزه باش ؟

روزه باش تا برسی به مقام تقوا.

حال متقی کیست که باید به آن برسیم.

خطبه ۱۸۴ خطبه متقین در نهج البلاغه :

متقیان در دنیا فضیلتها را جمع کردن. حضرت میگه یکی از علادم متقیان این هست که اجسادشان نحیف هست. لاغر هستند. حاجاتشان خفیف هست. گوششان وقف حرفهای نافع هست. متقی آنقدر سبک شده که منتظر یک اشاره برای رفتن هست. متقی حزنش در درون هست و شادی اش در چهره. چون کم می خورند، عفیف می شوند و یکی از راه های مبارزه با شهوت، کم خوری هست.

روح : خیلی حرف زدم و یکی از نافع ترین حرفها همین حرفهایی است که داریم الان می زنیم.

–          دزد هم شکمش را کنترل کند، دزدی لازم ندارد.

–          به بنی اسرائیل دستور دادن شنبه ماهی نگیر.

–          به ما گفتن می خواهیم گشنه بشوی ولی ما دور می زنیم و سحر و افطار مثل چی می خوریم تا گشنگی را درک نکنیم !

حضرت در ادامه خطبه متقین میگه اینها که کم می خورند بعد می توانند شب چالاک بلند شوند.

اینها که شبشان بلند می شوند و کم می خورند، در روز صبرشان هم زیاد هست.

حضرت : یکی از دلایلی که آدمها از کوره در می روند علت پر بودن شکما هست.

امیر مومنان میگن متقیان مثل تیرهای چوبی هستند که حسابی تراشش داده باشند. آنقدر لاغر هستند که کسی او را ببیند خیال می کند مریش هست و در فارسی امروز می گوئیم سوء تغذیه دارد.

علی آدم شناس می گوید ولی این آدم اصلا بیمار نیست و سالم هست.

دیگری که این فرد را می بیند فکر می کند از او الان هزیان می شنود.

خطبه ۴۵ نهج البلاغه که امام عثمان بن حنیف را تشر می رود.

حضرت میگه هر کسی غذای علی را ببیند و رفتار علی را ببیند شک می کند.

خود علی میگه درختانی که در بیابانها رشد می کنند در مقابل تند بادها محکم تر می مانند.

–          بحثمان فقط خوردن نیست بلکه شرب هم هست. هر چی بیشتر بخوریم، شربمان هم بیشتر می شود.

علی به امام مجتبی گفت ۴ تا کلمه را گوش بده ، به عمرت طبیب نیاز نداری :

۱-      تا حسابی گشنه نشدی دست به غذا دراز نکن.

۲-      هنوز اشتها داری دست از غذا بردار.

۳-      درست غذا خوردن را یاد بگیر.(نجویدن عذا و فلان و بهمان) غذا را حسابی بجو.

۴-      قبل از دست شویی رفتن، نخواب. یعنی بدن تخلیه شده باشد.

سخنرانی نیاز نیست و تغییر در رفتارمان ایجاد شود، زمینه هدایت مردم ایجاد خواهد شد.

ادامه خطبه متقین بعد از گفتن اجسادشان نحیفه، میگه متقین خوردنشان هم کم هست و چون غذایش کم هست، شهوتش هم مرده است.

 

ما کتری را گذاشته ایم روی گار و درش را هم بسته ایم و بعد میگیم چرا در آستانه انفجار قرار گرفته است.

حضرت در مورد یکی از داداشاش میگه تو چشم علی عزیز بود چرا که شکم در چشم او کوچک بود.

کم خوری را یک ارزش بدان و پرخوری را یک ضد ارزش برای خودت بدان.

حضرت علی می گفت یک مسابقه بزار برای کم خوری و ما عکس عمل کردیم مسابقه پرخوری و تند خوری !!!

آقای نخودکی ۹ روز روزه گرفت و افطار آب می خورد.

حضرت امیر گفت اگر همه ی خصلتها را نمی توانید جلوی پرحرفی را بگیرید، جلوی پرخوری را بگیرید.

با خودتان کار کنید تا این خصلتهای مبارک را در خود ایجاد کنید.

ما که شتر نیستیم که ذخیره کنیم. ما آدمی زاد هستیم.

آن گه رسی به خویش که کم خواب و خور شوی

اینقدر خوردیم به جایی نرسیدیم. یک خورده کمش کنیم تا ببینیم نسخه علی مرتضی را.

 



دانلود فایل صوتی شب سوم ماه مبارک رمضان-پنجشنبه۱۳۹۲/۴/۲۰

موضوع جلسه:تشریح نامه ۴۵ نهج البلاغه(نامه امیر المومنین به عثمان بن حنیف)

متن جلسه:

قرآن شان انبیا را شان مخترعین و مکتشفین معرفی نکرده و یک سلسله چیزهایی را انسانها با عقول و آزمون و خطا به آن می رسند ولی یک جاهایی هست که بشر عقلش نمی کشد یا مانع بزرگتری بنام هوی می آید و روی عقل پرده می اندازد و نمی توانند به آن دسترسی برسانند.

انبیا آمده اند تا این پرده را کنار بزنند و این کار اسمش تزکیه هست و در مورد رسول خدا یکی از کارهای بزرگش این هست که تزکیه می کند و تزکیه یک اصل هست و دوستانی که در این مسیر قرار می گیرند و بالاخص کسانیکه در حوزه قرار می گیرند این هست که یکی از کارهای بزرگ حوزه این هست که جامعه را تزکیه کنند.

تزکیه کسی نسبت به کسی باید اینطور باشد که خودشان تزکیه شده باشند.

خودشان باید مزکی باشند.

تزکیه بمعنای یک دوره نفسی قرآن دیدن نیست. مسیحی داریم که ۲۵ سال تحقیق روی قرآن دارد ولی اسمش تزکیه نیست.

گفتن تفسیر و این حرفها اسمش تزکیه نیست.

واقعا خلا بزرگ وجود دارد.

میگن یکی کسی رفت یک خونه چوبی قدیمی که قژ و قژ می کند و گفت چرا اینطوری هست و گفت دارن تسبیح می گن و گفت زود بریم تا به ما سجود و رکوع نکرده اند !

قبل از اینکه نسخه برای زید و بکر بکشیم برای خودمان نسخه بپیچیم.

هم لحاف هست و هم تشک .

این نه لحاف هست و نه تشک.

نه برای خانم ها این حسن هست و نه برای آقایان که اینرا حسن ببینند.

بانوی اول اسلام واقعا صدیقه اطهر هست؟

یک نامه ای در نهج البلاغه هست و متاسفانه این نامه  هم تکه تکه شده و فقط برخی استفاده های سیاسی از آن بیان شده و مابقی اصلا گفته نشده.

نامه ۴۵ نهج البلاغه که برای رضای خدا مثل متون درسیمان بخوانیم و دقت کنیم.

در این نامه علی مرتضی می خواهد نکته ای را به یک استاندارش بفهماند. علی علیه السلام خودش را مقایسه می کند با گوسفندها و میگه اگر کسی فلان روش را دارد افقش افق گوسفندی است.

این نامه برای عثمان بن حنیف نوشته شده.

اینها دو تا داداش هستن.

یکی سهل بن حنیف و یکی عثمان بن حنیف.

از اصحاب رسول خدا هستند و جزء ۱۰ -۱۲ نفر اولی هستند که وقتی مسیر خلافت کج شد، اینها پاشدن در مقابل خلیفه در مسجد و اینها خیلی خداخواه بودن و شجاع بودن که بلند شدن و وسط جلسه این ۱۲ نفر بلند شدن و گفتن مقام خلافت مال علی هست.

این فرد جنگهای پیغبمر و علی را دیده و میگه سر و صورت من توی جنگها سفید شده و بعد میگه من جنگی به سختی جنگ جمل ندیدم.

داداش او استاندار مدینه بوده و عثمان استاندار بصره بوده است.

اصحاب جمل حمله کردن برای گرفتن بصره و کسی که مانع شد جناب عثمان بسیار قوی در برابر طلحه و زبیر و مابقی ماند و آنها جرات ورود نکردن و یک صلح نامه نوشتن که ما وارد بصره نمی شویم و شما به ما در بیرون حمله نکن و می مانیم تا رئیس شما علی بیاید و تکلیف را با آن مشخص کنیم.

عثمان با ۴ تا مسلمان دیگه تعهد نشست و عثمان رفت استراحت و شبانه حمله کردن و مسلمان به مسلمان شبیخون زدن و بصره را گرفتن و مهمترین کس در بصره عثمان بن حنیف بوده.

تاریخ طبری جلد ۴:

جنگ جمل دو روز بیشتر طول نکشید و مقدمات آن طول کشیده بود.

عثمان را بعد شبیخون اسیر گرفتن و او را حسابی زدند. ریشهای عثمان را کشیدند و اصطلاحا نطف کردن یعنی ریشش را کندن نه اینکه بتراشند. چون از داداشش که حاکم مدینه بود ترسیدن او را رها کردن.

اصحاب جمل ۲ تا فرمانده دارن و یک خانمی هم بزرگتر هست که او فرمان می دهد. وقتی عثمان را گرفتن رفتن از اون خانم پرسیدن که چه کنن.

اون خانم گفت او را بکشید.

واقعا به چه جرمی این حکم را داد، بماند که علی در نهج البلاغه میگه او نسبت به علی بغضی شدید دارد.

یک خانمی اونجا نشسته بود و گفت عثمان گناهی ندارد و احترام هم صحبتی اصحاب پیامبر را نگه دار و عایشه از رای اش برگشت و گفت زندانی اش کنید و نکشید.

به عثمان ۴۰ ضربه شلاق زدن و ریشش را کندن و موهایش را کندن و ابروهایش را کندن و بعد او را حبس کردن.

مرحوم خویی نوشته است که اون ۴۰ ضربه ای که زدن در حد کشتن بوده است.

می خواهیم بگوییم عثمان چطور برای علی مایه گذاشته است.

اصحاب جمل در رفته و دوباره عثمان استاندار شد و یک شب عثمان را کسی شام دعوت کرد و این آدم هم با عجله رفته است.

خیلی ها این نامه ۴۵ نهج البلاغه را بد فهمیدند.

حضرت علی دو تا حرف دارد :

۱-    چرا این جلسه رفتی.(مهمانی که رفته ولیمه دامادی یکی از دوستانش بودند)

حضرت میگه این جلسه فقرا را نیاوردن و اغنیا بودن و برای شما هم خیلی پذیرایی مفصلی انجام دادن.

در واقع علی میگه نسبت به این تحویل گرفتن باید اعتراض می کردی حالا که رفتی.

پس حرف حضرت این هست که اگر حرام هست یا مشبه هست نبایستی بروی.

۲-    بعد از اصل جلسه، علی به عثمان می گوید میشه تکلیف خودت را با علی مشخص کنی و خودت را امام در مقابل علی می دانی یا خودت را ماموم می دانی. حضرت میگه بلاشک که تو علی را امام خود می دانی و در نتیجه تو باید به امام خودت اقتدا کنی.

بلاشک ما هم ماموم هستیم علی امام هست و باید ببینیم به چه اندازی اقتدا کردیم.

علی در این نامه میگه پوشش و خوراک امام تو اینچنین هست و خوراک نیز اینچنین و ببین تو چطور هستی.

علی میگه از مال دنیا ۲ تا لباس کهنه بیشتر ندارد.

برای رضای خدا علی را خراب نکنید و بگویید علی آن بود و قله ها را خراب نکنید.

این غلط است که بگوییم امام کسی هست که ماموم او هیچ شباهتی به او نداشته باشد.

علی در این نامه می گوید امام تو قضایش فقط ۲ قرص نان هست و یکی مال صبح و یکی مال شب.

بعد علی به عثمان تخفیف داد و گفت شما مثل علی نمی توانی رفتار کنی.

علی میگه اینقدر را از شما نخواستم ولی به علی کمک کن و شبیه او که می توانی بشوی.

علی گفته بود که یکی از کارهای پیابمر تهذیب جامعه هست و علی هم می خواهد جامعه را تهذیب کند و علی به عثمان گفت به علی کمک کن و خودت اهل ورع باش.

علی در نامه :

به عثمان گفت به قرص نان خودت کفایت کن.

اگر می خواهی از آتش جهنم فرار کنی، جلوی شکمت را بگیر.

علی به عثمان می گوید یک خورده زحمت بکش.

باید تلاش کنیم و یکی از تلاشهایی که باید بکنیم این هست که عرقمان در بیاید و یکمی دست و پایمان شل شود.

روایتی دیگر : این خانمی که در جنگ علیه علی شرکت کرد از غذای رسول خدا میگه که اینقدر پیغمبر لاغر هست که دلم برای او سوخت و گفتم چرا اینقدر لاغر شدی و حضرت گفت برادرانم و انبیای قبلی خیلی اذیت شدن و ما نباید کوتاهی کنیم و کمتر بگذاریم.

حالا نامه را کامل می خوانیم :

–         به علی خبر دادن و این نکته مهمی است که مهمانی یک کارگزار به علی اطلاع داده شده است.

–         حضرت میگه فقط به من گزارش ندادن که تو رفته ای و گفته اند با عجله رفته ای و درونت را هم گزارش دادن که برایت ظرفهای بزرگ بزرگ غذاهای متنوع برایت آورده اند و علی گمان هم نمی کرد که تو توی این مهمانی شرکت کنی.

–         نظارت بر کاگزارن مطلب مهمی هست که فعلا بگذریم و از گرسنگی بگوییم.

–         خدا نکند آدمی به پیری برسد و آن زمان چرب و شیرینی دنیا بیاید زیر دندانش.

–         کسانیکه می خواهند امر و به معروف و نهی از منکر بکنند باید اول معروف ومنکر را بشناسند. شکم بارگی یک منکر و خیلی هم هست چه برای شهروند عادی و چه برای مسئول و برای یک مسئول خیلی مهم تر هست.

–         علی میگه فکر نمی کردم به جلسه ای بروی که فقرا را دعوت نکنن و اغنیا را دعوت کنن.

–         امروز باید از این نامه درس بگیریم. علی میگه هر مامومی امامی دارد و ما هم امروز ماموم هستیم . امام یعنی کسی که مقتدا باشد و ادمی به او اقتدا کند. یعنی آدمی از روی رفتار او رفتار یاد بگیرد و امام که اقتدایی نباشد، امام نیست.

–         حضرت میگه علی شما اینقدر خودش را تربیت کرد یعنی اینقدر خودش را گشنگی داد که وقتی قرص نان را دید می گوید این بهترین غذاها هست.

–         متاسفانه ما اسیر وهم و قوه خیالمان هستیم مثل امروز که ماه رمضان شده و اذان که میگن تمام وجودمان احساس میکنیم آب می خواهد!

–         اهل ورع از زهد بالاتر هست و علی به عثمان می گوید اهل ورع باش.

–         روح : در مدرسه خویی حجره داتشیم در ۲۵ سال قبل و بعد شام لوبیا چیتی داشتیم و طرفی را مهمان کردیم و گفت من نمی خورم چون قرار هست برم ورزش و بعد رسوایی ببار می اورد !

–         نه خود خورد نه کس دهد گنده کند مگس دهد …

–         خیلی ها را می شناسیم خودشان هم نمی خورند و به کسی هم نمی دهند.

–         علی میگه امام شما خورد و خوراکش این هست و هیچ چیزی را هم قایم نکرده و آن زمان باور نکردنی بود که کسی حاکم بشود و چیزی برای خود ذخیره نکند و اینهمه علی جنگ شرکت کرده بود و هیچ غنیمتی بر نداشته بود.

–         علی در خصوص فدک همینجا توضیح می دهد و میگه از تمام دارایی ها ما فدک داشتیم که پیغمبر داده بود که بعد ارتحال رسول خدا آنرا از ما گرفتن و حضرت توضیح می دهد که چطور آنرا گرفتن.

–         یک دیدی بر علی حاکم هست که بر ما نیست و به همین دلیل اینگونه با گرفتن فدک هم رفتار می کند.

–         علی میگه توی اون خونه ای که می خواهیم برویم، این چیزها هیچ سودی ندارد.

–         علی به عثمان میگه امام شما برای خودش احتیاج به ریاضت دارد و میگه با تقوا نفس خود را ریاضت می دهم و می دانم قیامتی در راه است و لغزشگاه هایی هست که باید مراقب باشم که پاهایم نلرزد و علی میگه فکر می کنی علی نمی توانست عسل ناب و غیره بخورد. علی میگه کیا از اینها استفاده می کنند:

علی میگه محال هست که هوای نفس بر او قالب شود که از آن عسل استفاده کند.

علی میگه حرص خود را مهار کرده است.

چرا ؟

علی میگه شاید یک جایی کسی گشنه باشد و دستش به غذا نرسد و کسی باشد سیر نخوابیده باشد.

علم اجمالی داریم که کسانی در مشهد هستن که سیر نخوابیدن و حال ما چطور خلاف این شیوه امامان عمل کنیم.

–         علی میگه خدا علی را نیافرید که مثل ۴ پایان باشد و چی را می گوید مثل ۴ پایان ؟ بیشتر از قرص نان خوردن را می گوید رفتار ۴ پایان.

–         سعدی : ز سودای این پوشم و این خورم   ….

–         علی میگه کسانیکه این غذا خوردن مرا دیده اند میگن وقتی جنگ بشود، علی توی جنگ کم می آورد درست همان چیزی که ما فکر می کنیم که اگر غذا نخوریم دیگه نسلمان منقرض می شود.علی ۳۷ بچه داشته است.

–         علی میگه درختان بیابانی چوبش سفت تر هست.

–         علی میگه قبل تر هم پیغمبر به اینها عمل می کرد و من و پیغمبر مثل یک چراغ می باشیم.

–         علی میگه اگر تمام عرب پشت به پشت هم بدهند ، علی در جنگ با انها ترسی ندارد.

–         حضرت امام طلبه ها را نصیحت می کند و میگه صاحب جواهر که اینطور تحقیق کرده، در هوای گرم نجف در را باز می کرد تا بادی بیاید و بعد حضرت امام میگفت هر چه به ظاهر برسید، باطنتان خالی تر می شود.

–         علی میگه اگر یک تکه نان پیدا کند می گوید عجب غذایی.

–         علی در اخر میگه ۴ پا میرود حسابی می چرد و بعد می اید در جایش استراحت می کند و آیا علی هم مثل گاو و گوسفند هست ؟!

–         علی میگه چشم ما روشن که علی مقتدا باشد و بخواهد اقتدا کند به گوسفندی که در بیابان می چرد.

–         علی میگه حنیف برای اینکه مثل گوسفند نشوی و از آتش جهنم نجات پیدا کنی، غذایت را کم کن.

 

ابن حنیف عاقبت بخیر شده است.

ما علی داشتیم که با داداش و استاندارش هیچ رودربایستی ندارد.

یکی از عیبهای شکم پر این هست که اشک هم ندارد.

 


 

دانلود فایل صوتی شب چهارم ماه مبارک رمضان-جمعه۱۳۹۲/۴/۲۱

موضوع جلسه:مبارزه با نفس

متن جلسه:

این حرفها را درست بشنوید و تکه تکه نگیرید که تلفات نداشته باشیم.

قبل از اقدام به هر کاری باید در باره ضرورت اون کار گفتگو بشود.

اگر این حرفها را زمانی می زدیم که مردم دستشان به دهانشان نمی رسید، راحت تر پذیرش می شد ولی امروز اینطور نمی شود.

امروز می بیند که چقدر سوپر رایج شده و یا هزارتا چیز دیگر.

اگر انسان توان یک کاری داره و میل به آن کار هم داره و حالا کسی بیاید وسط و بگه این کار را نکن و تازه یک مدت زیادی هم به آن کار اقدام کردیم، پس طبیعی است که به دید تردید به این بحثها نگاه کند و مقاومت کند.

امشب از یک دید دیگر نگاه می کنیم تا مقاومت کمتر شود.

یکی از مفاهیم کلیدی که قرآن و عترت از آن صحبت کردن و تمام فرق مسلمانها به آن اتفاق نظر دارند ،مفهومی است بنام جهاد و مجاهده که از عناوین کلیدی است و ما را به آن سمت دعوت کردند.

بعد به ما توضیح دادن که جهاد یک دفعه جنگ با دشمن بیرونی هست و بطور طبیعی انسان با دشمن بیرونی تمام عمر جنگ ندارد اما اسلام عزیز یک مفهوم دیگر جهاد را به ما یاد داده و روایتش را شنیدید که در ۴۰ حدیث امام حدیث اول آمده که مسلمانها از جنگ برگشته بودن و پیامبر به اینها تبریک گفت و گفت آفرین به قومی که از جهاد اصغر برگشتید. از جهاد کوچولو برگشتید. مسلمانها به هم نگاه کردند و حضرت ادامه داد که جهاد بزرگتر به گردن شما باقی مانده است و حضرت فرمود این جهاد درونی است و طولش خیلی طولانی تر و سختی اش خیلی طولانی تر از آن جهاد هست.

یادتان می آید که در مسجد از جنگ نرم سخن گفتیم و گفتیم سخت تر از جنگ نرم هست.

علی فرمود از اولین چیزهایی که مورد انکار قرار می گیرد از ناحیه مذهبی ها و هیچ کس مثل مذهبی ها ریشه مذهب را نمی کند. مذهب همیشه از متدینها ضربه می خورد. (مصداق خارجی این هست که علی را کفار در خانه ننشاندند و نمازخاونها این کار را کردند) و حضرت فرمود جهاد با نفس مورد انکار قرار می گیرد.

ضمیر ناخوداگاه ما در مقابل این حرفهامقاومت می کند.

سوره صف آیه ۱۰ به بعد

یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم

قرآن میگه می خواهید به یک تجارت بسیار بزرگ راهنماییتان کنم که سودش خیلی بزرگ هست. سودش نجات از عذاب دردناک هست. در دعای عرفه سید الشهدا امام یک حرف کلیدی می زند که خدایا من یک چیزی می خواهم که اگر اونو به من بدهی من بردم ولی یک چیزی هست که اگر به من ندهی من باختم.

امام می گوید نجات از آتش را اگر بما بدهند ما برده ایم .

قرآن داره با ایمان اورندگان صحبت می کند. ادامه آیه میگه به خدا و پیغمبر ایمان بیاورید.

گفته بود که ایمان دارند ولی از اینجا که دوباره  میگه ایمان بیاورید یعنی یک ایمان خاص و این کاری که می خواهد بگوید یک ایمان نو نیاز دارد. بقول سهراب چشمها را باید شست.

ادامه ایه میگه تجاهدون فی سبیل الله.

در ادامه آیه میگه این جهاد جهاد با اموال و انفس می باشد که باید با جانتان برخیزید.

روایت :

روایات مجاهده با نفس خیلی زیاده و نمیشه این حرفها را به سوفیها نسبت داد.

علی : مالک خودتان بشوید با جهاد دائمی با نفس.

سفره ما با سفره علی تفاوت دارد و جایی که سفره دو تا شده یعنی فکر دو تا شده و تفاوت ایجاد شده بین ما و اماممان.

علی : هر کی می خواهد خودش را درست کند باید بجنگ نفس خودش برود.

علی : جهاد با نفس مهریه بهشت هست.

رسول خدا : مجاهد به کسی نمیگیم که می رود جنگ بلکه مجاهد به کسی می گیم که در راه رضای خدا با خودش بجنگد.

امام باقر : یک جاهایی مومن نفس را می کوبد زمین و یک جاهایی نفس مومن را به زمین می زند.پس جنگ با نفس مثل جنگ بیرونی دو رو دارد. جاهایی که طرف تسلیم هوای نفس بشود، در واقع زمین می خورد و امام باقر میگه وقتی زمین خورد، نگوید کار تمام شد و دوباره تلاش کند.

کار نیکو کردن از پر کردن هست و باید تمرین کرد.

خدا میگه هر وقت شکمت پر میشود از چشم من می افتی.

قرآن : ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

آقای بهاء الدین می گفت گاهی آدم بدون اینکه بفهمه به دلش که رجوع می کند می بیند اصلا به آن میل نداره و خدا دستش را می گیرد.

جهتش هم مشخص هست که من و شما مرد مبارزه با شیطان نیستیم و خدا باید دست ما را بگیرد.

روایت : ابلیس اومد جلوی داوود و دید چند تا ریسمان دارد و گفت ریسمان من هم هست و گفت اینجا نیست و هروقت شکمت را پر کنی، ریسمان تو هم می آید وسط و بعد داوود میگه با خدا عهد می بندم که شکمم را سیر نکنم و شیطان هم میگه عهد می بندم که هیچ مومنی را نصیحت نکنم.

اگر جایی کار از دستتان در رفت، مجددا بلند شوید و دوباره مبارزه را شروع کنید.

مسلمان باید از شکم پر هم استغفار کند.

یکی می گفت وقتی می خواهیم برویم غذای خوبی بخوریم می گفت امشب می خواهیم برویم شهوت رانی.

امام باقر : هیچ فضیلتی بالاتر از مبارزه با هوای نفس نیست.

یکی می گفت داغ شکم از داغ اولاد هم سخت تر هست.

حضرت امیر : دشمن درونی را دخلش را بیاور .قوی ترین مردم کسی هست که بر نفسش غلبه کند.

یک روایت شیرین : یکی از اسمهای پیامبر احمد می باشد.

چرا پیامبر را روی زمین محمد و توی آسمان احمد ؟

طرف ذوق نشان داد و گفت احمد از نظر لفظی اسم تفضیل هست و اسم محمد یعنی کسی که کارش ستوده هست و وقتی میگی احمد یعنی کارش قابل مقایسه با دیگری نیست. انبیا گذشته همه روی زمین محمد هستند ولی در آسمان فقط یک احمد هست و حضرت در جمع همه پیامبران احمد هست.

رسول گرامی اسلام برای معراج تشریف برده و به حضرت گفتن هر کسی در عمرش یکبار بیشتر نمی میرد برعکس کسانیکه با نفسشان جهاد می کنند. برخی از این مجاهدها در روز ۷۰ بار می میرند و زنده می شوند.(۷۰ عدد کثرت هست و نه عدد پایه)

اینهایی که می خواهند جهاد با نفس بکنند بدانند که روزی ۷۰ بار می میرند و زنده می شوند.

زهیر در شب عاشورا میگفت اگر ۷۰ بار کشته شوم و زنده شوم دست از حسین نمی کشم.

بستگی داره آدمها چطور خودشان را عادت بدهند.

شما الان تربیت شدید که قبل دست زدن به غذا بگید بسم الله الرحمن الرحیم و همینطور که اینطور شده و یاد گرفتید در میزان خوردن هم می توانید خود را تربیت کنید.

سیرک ببینید که چطور حیوان درنده تربیت می شود!

ادامه آیه که صحبت کردیم میفرماید:ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون.اگر بدانی که چی داریم به تو می گوییم می فهمی که جهاد به نفع تو هست.

در قرآن به ما میگه چرا ملکوت آسمان و زمین را نگاه نمی کنی ؟

معلوم می شود که حالا که نمی توانیم باطن عالم را ببینیم مشخص هست که ما کوتاهی کردیم.

درباره روزه هم میفرماید:أن تصوموا خیر لکم .و صوم یکی از مصادیق جهاد هست.

غالب آدمها چندین نوع بدی بیشتر دارند.

برای درمان دو تا راه داریم :

۱-    گاهی تک تک

۲-    گاهی روش احراق هست و همه را یکجا می سوزانند

میگن مجاهده با نفس از نوع احراق هست و همه را بر می دارد.

ادامه ایه: یغفرلکم ذنوبکم.

یعنی اگر وارد مجاهده در راه خدا می شوی، ذنوبت را می بخشم.

جانی لیقات بهشت پیدا می کند که تطهیر شود.

ادامه آیه میفرماید پس از بخشیدن، یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار .

تطهیر با جهاد اتفاق می افتد.

با آرزو کارها درست نمی شود.

ادامه آیه :و أخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب و بشر المومنین. و وعده گاه شما پاکیزه هست و حسابی تحویلتان می گیرند. و بغیر دادن بهشت به ما یک نعمت دیگه هم می دهند که شما خیلی دوسش دارید و آن گرفتن یاری خدا هست و ادامه آن فتح قریب هست. دلها فتح خواهد شد.

یار ی خدا را لازم دارید، باید جهاد نفس کنید.

خدا گفته بود که خدا را کمک کنید تا خدا شما را کمک کند.

۲ آیه دیگه برای جهاد . سوره عنکبوت آیه ۶ :

میگه یادتان باشد که هر کدوم جهاد می کنید برای خودتان می کنید.

و من جاهد فانما یجاهد لنفسه

این آیه میگه خدا به هیچکدامتان نیازی ندارد.

آیه دیگر سوره عنکوبوت ایه ۶۹ :و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و إن الله لمع المحسنین.

این عالم قانون دارد و اگر خودت را ول کنی نتیجه اش میشه که بگی این حرفها پرت و پلا هست ولی اگر خودت را حفظ کردی در این آیه میگه :

انسان بخواهد پیروز شود دو تا شرط دارد :

۱-    اهل مجاهده باشید و بایستید در مقابل چیزها

۲-    یقینا اهل مجاهده را دستشان را می گیرند.

اینجاست که حرف آقای بهجت که میفرمودند چیزهایی که می دانید عمل کنید، مابقی را به شما یاد می دهند.

مشکل ما دانسته ها و نادانسته های ما نیست مشکل اهل عمل نبودنمان هست که با توجیه یک کارهایی را می کنیم و نمی کنیم.

در این ایه محسن کسی است که اهل جهاد هست.

جهاد با نفس، نیکی به خودمان هست.

 



دانلود فایل صوتی شب پنجم ماه مبارک رمضان-شنبه۱۳۹۲/۴/۲۲

موضوع جلسه:لزوم تهذیب نفس و راه های به تحقق رساندن این امر مهم

متن جلسه:

اصل ارسال یوسف برای ساخت سیلو نبود و شان آنها این نیست و کاری که براش آمدن این نیست و یکی از کارهای بزرگ اینها بحث تربیت انسانها بود.

قرآن اینرا به نبی اکرم می گوید ولی اختصاص به نبی اکر م ندارد که می گوید و یزکیهم و یعلهم الکتاب

از اینکه می گویید انبیا می آیند برای تهذیب معلوم می شود که کار تهذیب کار آسانی نیست.

این کار تهذیب ،کار سختی است و راه اسانی نیست.

دیگرانی هم آمده اند و نسخه هایی بسته اند و فعلا مورد بحث ما نیست و این از شئون انبیا هست.

شما فکر می کنید در مقابل حرفهای انبیا از ظلم و عدل کسی مقابل آنها می ایستاد ولی در مقابل حرفهای تهذیبی آنها کسی نمی ایستاد ؟!

اینجور نیست.

مسلمانان ساده زیست زمان پیغمبر آرام آرام کارشان به جایی رسید که چند شب پیش از بزل و بخششهای خلیفه سوم و دریافتهای طلحه گفتیم.

در جنگ جمل، دیدیم که پسر مقداد هم در جمع کشته شدگان بودند.

مرحوم مفید می گوید که جسد طلحه را علی گفت بنشانید و به او گفت که ما رسیدیم به گفته خدا که حق هست و تو هم می بینی که وعده خدا که برای تو جهنم هست حق هست.

اگر بخواهید ریشه را پیدا کنید قبل از پیدا کردن در مباحث اجتماعی آنرا باید در مباحث تربیتی دنبال کنید.

امام می فرماید آقای شاه آبادی حق حیات بر ما دارد .

کسی آمد شیطنت کند میان آقای شاه آبادی و رجبعلی خیاط و گفت کدام شما درست می گویید؟

شا ه آبادی : من درس می دهم اما آقای رجب علی خیاط آدم تولید می کند.

بسیاری از آفات بیرون ریشه اش به درون بر می گردد و تهذیب می خواهد اینها را درست کند.

انصافا تهذیب دخل آدم را در می آورد.

از مسلمات اسلام هست و ذره ای کسی در آن تردید ندارد که شکم پر شود، باعث بدبختی هست.

الان در خصوص حسن ورزش می توانیم کتاب بنویسیم ولی الان بپرسیم که کیا اهل ورزش هستن ؟!

مبحث تهذیب از نیازمندی های واقعی ما هست.

عدالت در زمان ما تحقق پیدا نکند، عیبی ندارد و انشا الله بعدی ها می آورند ولی تهذیب الان برای من اتفاق نیافتد، بدبخت می شویم.

لزوم تهذیب بالاتر است از پرداختن به عدالت از یک منظر.

یکی از کاهرای کوچک عیسی مرده زنده کردن هست و یکی دیده بود و کیف کرده بود و می گفت میشه ما هم یاد بگیریم.

یکی به او گفت که ای کاش از عیسی می پرسید چطور خودم زنده شوم .

سوره انفال میگه پیغمبر آمده که شما را زنده کند .

اتسجیبوا لله ولرسول إذا دعاکم لما یحییکم

حال رسیدن به این حیات تازه از چه راهی ؟

یک سوال : شما حضرت عباسی خودتان را مالک خودتان می دانید یا می گویید این جان عاریه هست؟

شما مالک هستید یا عاریه؟

حافظ : این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست   روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

عاریه یعنی چه ؟

یک چیزی را بگیریم و استفاده کنیم و خراب نکنیم و به صاحبش برگردانیم؟

روزی که خدا این جان را به ما داد، پاک داده بود و بعد ما دخل انرا اوردیم.

امام صادق : نفس خودت را عاریه بدان و به یک اعتبار آنرا دشمن بدان که می خواهد زمینت بزند و به تعبیری دیگر می خواهی آنرا برگردانی.

امام صادق : خدا شما را طبیب خودتان قرار داده بود. شما خودتان از سلامت و عدم سلات خود خبر دارید. انبیا بیماری ها را برایتان توضیح دادن و یکی از بیماری ها شکم پر می باشد.

به شما یاد دادن که چطور خودتان را خوب کنید و سایز شکمتان را کوچک کنید.

بعد امام صادق میگه نگاه کن و ببنی خودت را چطور داری تربیت می کنی؟!

حرف پیغمبر خدا را گوش کنیم، ظاهر و باطنتان یکجا خوب می شود.

یک سوال : حرف حق می شنوی برایت تلخ است یا شیرین ؟

سوال کننده ابوذر هست از رسول خدا : بالاترین جهاد کدام هست؟ بمن نشان دهید.

حضرت : جهاد با میل و خواسته خودش.

علی : بالاترین جهاد اونجایی است که بفهمد آنجا کیف دنیا هست ولی از آن استفاده نکند.

بچه در دوران جنینی از خون خوشش می آید.

چون جنین بود ادمی خون خوار بود    بود آن را بود از خون تار و پور

خون را گذاشت و غذایش شیر شد.

البته وقتی بدنیا آمد سر و صدایش در آمد وقتی از غذا گرفتنش و تا غذای تازه ندهند، ساکت نمی شود و کاری ندارد که شستنش یا نشستنش.

وقتی از شیر گرفتنش، به او لقمه دادند.

بچه را از شیر می خواهید بگیرید، خیلی زحمت دارد و بچه خود را مالک می داند.

حالا حضرت امیر میگه میشه از غذا گرفتتان ولی ول کن نیستیم.

رسول خدا : شکمتان را گشنه نگه دارید، شیطان فرار می کند.

نمیشه شکمت را پر کنی و بعد بگی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

علی : مجاهده کنید با کم کردن خوردن و آشامیدن. بعد ملائکه روی شما سایه می اندازند و شیطان از شما فرار می کند.

برخی علما می خواهند بگویند غذا را کم کن، به اندازه گوش گربه کم کنید.

باید مجاری شیطان را قطع کرد.

ما فکر می کنیم که غذا می آید داریم مجاری رحمان را قوی می کنیم در حالی که این کار شیطان هست.

عالم بزرگی را می شنیاسم که اسم تفسیرش : مجدالبیان هست و خدا رحمتش کند و در مقدمه آن برادرزاده اش نوشته که عموی ما در سن ۱۴ سالگی عالمان شهر را در گفتگو فلج ی کرد.

مرحوم جلا الدین همایونی میگه درس را از ۴ سالگی شروع کردم و میگه پدرم خیلی سخت گیر بود.

ادامه اون عالم :

این عالم فربه هم بود. با یک کسی ملاقاتی با او پیش امد و گفت باید این فربه بودن را بذاری کنار.

ذره ذره دیدن داره آب میشه و درس و بحثش هم کم شد.

دیگه این آدم فربه شد یک نی.

طوری شده بود که دیگرانی که نماز او را می دیدند، با نماز خواندن این آدم مسلمان می شدند.

وقتی تغییر کنی، اینطوری می شود.

وقتی این عالم داشت ازدنیا می رفت اینرا خواند :

اون که دائم هوس سوختن ما می کرد     کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

وقتی فهمیدیم اشتباه کردیم باید برگردیم.

افسوس که عمری پی اغیار گردیدم   سرمایه زکف رفت و تجارت ننمودیم.

 

علی : اگر کسی می خواهد خودش را درست کند باید از این مراقبت کند و از کسانیکه عاشق نیا هستند، با اینها ارتباط نداشته باشد و از همنشینی با عشاق دنیا بپرهیزد.

رفیق رو رفیق تاثیر دارد.

هرگز نمیشه کلاغ با گوسفند برود مسافرت !

خلقیات دوستانتان روی شما تاثیر می گذارد .

چقدر طلبه داریم که قبل از متاهلی ساده زیست هستند و بعد می بینیم تغییر ذائقه می  دهند.

علی : نه اجازه بده کسی از شما تعریف کند و نه اجازه بده خودت از خودت تعریف کنی.

خودتان را توبیخ کنید و از خودتان سوال کنید که چقدر تو می خوری.

با خودتان بنشینید و خودتان را ملامت کنید و بپرسید چه شباهتی به علی دارید . چه شباهتی به سلمان فارسی دارید.

پیدا کنید که چقدر در مسیر استقامت حرکت می کنید.

خودتان را در جاهای خلوت مذمت کنید.

کسی را می شناسید که الان تنهایی کوه برود؟ خیلی کم هستن.

بحث رشوه و قاضی..

علی : یک دفعه کسی توی لذت هست و یکدفه کسی عاشق لذت بردن هست.

معراج السعاده :

برای درست شدن چند کار کند :

۱-    اجتناب از مصاحبت بدان و اشرار و حتی حرف برخی چیزها را جلوی شما نزند و ما برعکس کردیم و میگیم وصف العیش نصف العیش !

۲-    با افراد خوب مجالست کند.

به ما میگن اگر هر کسی در هر ۲۴ ساعت ۸ ساعت بخوابد، میشود یک سوم عمر را در خواب بودن. یعنی اگر ۶۰ سال عمر کرد، ۲۰ سال خوابیده است و حال در این ۲۰ سال چی یاد گرفته.

غذا که کم بشود، خواب کم می شود.

فهمیدن حرفها هنر هست نه اشکال کردن به آنها.

اسلام میگه در خانه عالم را نگاه کردن، عبادت هست.

حال شما بگو کدام عالم.

آن عالمی که از خانه اش بوی امام صادق بیاید.

ما هیچ شانی نداریم و هر چه هست متعلق به اهل بیت هست.

۳-    صحبت با هرکسی مدخلیتی عظیم دارد.

۴-    در بحث رفیق شما مراقب رفیقت باش و رفیقت مراقب شما.

 


 

دانلود فایل صوتی شب ششم ماه مبارک رمضان-یکشنبه۱۳۹۲/۴/۲۳

موضوع جلسه:همت

متن جلسه:

بپذیریم که در راه اصلاح، شکست هم هست و آنچه نباید فراوش کنیم، این عزم اصلاح شدن می باشد.

ما باید یک قدم به جلو حرکت کنیم و اسلام اسمش را می گذارد همت.

امشب می خواهیم به اینجا برسیم که شکم بارگی با همت جور در نمی آید.

شکم بارگی نمی گذارد همت ما رشد کند.

همت طلب از باطن پیران سحر خیز

حافظ میگه سر قبر حافظ هم همت بخواهد.

امام باقر : هیچ شرافتی به بعد همت نیست.

حضرت علی : ارزش آدمها به همتشان هست.

علی: هر کسی همتش رشد کند، قیمشت رشد پیدا می کند.

ما نخواستیم که مثل برخی بزرگ بشویم و باید بخواهیم.

علی : هیچ چیزی به اندازه همت شما را بالا نمی برد و هیچ چیزی به اندازه شهوت شما را زمین نمی زند.

ما اشتباهی میل جنسی را اسمش را گذاشتیم شهوت . میل جنسی هم یک شهوت هست. یکی شهوت کلام دارد و یکی شهوت نوشتن دارد و یکی هم شهوت شکم هست که سیرایی ندارد.

رسول خدا با معاویه کار داشت و گفتن معاویه سر سفره هست و گفت میام.

قرآن میگه پیغمبر صدایت می زند، سریع پاسخ دهید.

کسی نماز می خواند و پیغمبر صدا زد و طرف سریع نماز را خواند و بعد پیغمبر گفت چرا دیر آمدی و پیغمبر گفت قرآن میگه تبعیت کن از خدا و رسول خدا و وقتی پیغمبر صدا می زند سریع باید پاسخ دهی.

امام سجاد چند تا چیز از خدا می خواهد :

۱-      خدایا به من نشاط در عبادت بده

۲-      خدایا همت علی بن حسین را ببر بالا.

 

قرآن بما می گوید پیغمبر الگوی شما باشد و باید بخواهیم پیغمبر بشویم و باید قله هایی داشته باشیم.

امام معصوم : می خواهی ببینی یکی چقدر شجاعت دارد، ببین چقدر همت دارد.

شکم بارگی با همت نمی سازد.

امام معصوم : غیرت آدمها تابع همت آنها هست.

امام : غم و غصه های آدمها و میزان و نوع غم و غصه آدمها به همتشان وابسته است.

علی : هر اندازه که همت دارید، به همون اندازه غم و غصه پیدا می کنید.

بزرگی می گفت : برخی آدمها غصه می خورن که علی ۲۵ سال خانه نشین شد و بعد گفت شما می دانید امام زمانمان چند سال زعامت مسلمانان را بعهده ندارد. ۱۱۷۰ سال هست که امام زمان را نداریم.

مسلمانها می دیدند که پیغمبر روزه می گرفت و دو روز را به هم وصل می کرده و به ما آسان کرده اند.

پیغمبر نماز شب می خواند.

پیغمبر ساعتهای زیادی نماز شب می خواند.

وصل کردن دو روز برای ما حرام هست و به ما آسان گرفتن.

عده ای از رسول خدا اجازه می گرفتن که میشه ما هم مثل شما روزه بگیریم.

بحث روزه برای عموم انسانها آسان نیست و متدینین زرنگی کردن و گفتن یک خورده به سحر و افطار اضافه می کنیم و جبران آنچه در میان روز حذف شده را می کنیم.

شارع می خواسته ما گشنه مون بشود ولی ما کاری کردیم که نشود.

شارع چیزی دیگر خواسته و ما چیز دیگری خواسته ایم

حضرت علی : وقتی می خواهی با کسی رفیق شوی ببین همتش کجا می رود.

با مردم زمانه سلامی و والسلام     تاگفته ای غلام  تو ام می فروشنت

چند سال پیش از اصطلاح مسارقت تبع حرف زدیم یعنی طبع آدمها دزد هست.

از کتاب معراج السعاده می خوانیم :

صحبت با هرکسی مدخلیتی عظیم دارد در اتصاف به اخلاق او.

نار خندان باغ را خندان کند     صحبت مردانت از مردان کند.

وقتی می خواهی خودت خوب بشوی باید رفقا را ببینی .

طبع انسان دزد هست.

دلیل اینکه خانه هایمان از دم زینتی هست ، دزدی هست که کرده ایم.

هرکسی ادعای ساده زیستی دارد دستش را ببرد بالا.

طبع آدمها دزد هست و اگر مراقبت نکنیم مخفیانه دزدی میکند.

کسانی را داریم که امروز به صراحت میگن ما امروز حالت قبلی را نداریم و دست از آرمان هایشان کشیده اند.

مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی که پوست و استخوان بود و خیلی هم انقلابی بود. از اولین مروجان حضرت امام بود. بسیار مرد بزرگی است. اواخر عمر آورده بودن برای قم. بردن بیمارستانی که پزشک نگاهش کند. یک کسی ایستاده بود که او گفت من به دل خودم گفت یک مشت استخوان درست کرده و داره سر مردم را کلاه می گذارد.

همانجا آیت الله کوهستانی گفت من حرف اضافه زدن را بدتر از لقمه شبهه ناک می دانم و سرش را پایین قرار داد و گفت ما قصد فریب مردم را نداریم.

همین آقای کوهستانی طلبه ای توی اتاقش نشسته بود و گفت مرا نصیحت کن وی از طلبه پرسید فرش اتاقت چیست و گفت گلیم هست و آیت الله گفت گلیم اتاقت را به فرش تبدیل نکن.

فرش را عوض کنی، در و دیوار را عوض می کنی و ذره ذره شروع می شود.

انسان زود تر مایل به شر می شود.

۱۰ جلسه سخنرانی گوش بدهی که کم خوری داشته باشی و یک جلسه از کنار پیتزا فروشی رد شوی که دارد رایگان هم پیتزا می دهد. سریع می فروشیش.

ما طلبه ها یاد گرفتیم که هر عبارتی را به ما میدهند، سوراخ سوراخش کنیم و اجتهاد هم از اینجا شروع می شود.

این روایت را شما اجتهاد کنید.

علی : اگر کسی همتش این هست که چی برود داخل شکمش یعنی فکر و ذکرش این باشد چی بخورد چی نخورد. ارزش یک چنین آدمی مساوی هست با آنچه از او خارج می شود.

امیرالمومنین شکم را له کرد.

حضرت دارد به ما ارزشها را نشان می دهد.

علی : کی خدا از بنده اش نفرت پیدا می کند؟

وقتی که همت آدمی، شکم و شهوتش بشود.

در این روایت، فرج را بعد بطن آورد که فرج هم به بطن وابسته است.

علی : چقدر خیر و خوبی از برخی آدمها فاصله می گیرد. کی ؟

زمانی که همت آدم شکم و شهوتش می شود.

اسلام اصرار دارد که همتتان را ببرید بالا.

پیغمبر فرمود چرا همت شما مانند همت عجوز بنی اسرائیل نمی شود؟

اما باقر : قبل از اسلام، پیغمبر یک سفر می رود طائف و فردی پذیررایی کرد. اسلام آمد و به او گفتن که این آقایی که پذیرایی کرد، رفت پیش پیغمبر و گفت من همونی هستم که از شما پذیرایی کردم. حضرت تشکر کرد از اون فرد. رسول خداگفتن یک چیزی از من بخواه و اول مسلمان شو.

طرف مسلمان شد و گفت به من ۲۰۰ تا گوسفند بده تا من برم چوپانشان بشم.

رسول خدا هم ۲۰۰ تا به او گوسفند داد.

وقتی رفت حضرت گفت چرا همت آدمها باید از عجوز اسرائیل کمتر باشد.

حضرت داستانش را مطرح کردند که :

کار در زمان حضرت موسی به جایی رسید که هیچ کس نمی دانست که یوسف پیغمبر که همه کاره مصر بود، کجای مصر دفن هست.

به موسی دستور دادن قبل از اینکه بروی سرزمین شام باید جسد یوسف را پیدا کنی و ببری  شام.

خوب حالا قبر کجاست.

به بنی اسرائیل گفتن کدام شما قبر یوسف را بلدید و هیچ کس بلد نبود و یک پیرمدی آمد.

گفت یک پیرزنی در بنی اسرائیل هست که اگر کسی هم قرار است بداند او می داند و موسی گفت بیاریدش و موسی پرسید بلدید و گفت بله و گفت بگو وگفت بی قیمت که نمیشه و موسی گفت هر چه بخواهی  ما میدهم.

پیرزن گفت بهشت می خواهم و بعد چندتا قید زد.

گفت می خواهم در بهشت باشم و بعد هم جواری با شما را می خواهم در رتبه شما یک چیز دیگر هم خواست که موسی زیر بار نرفت.

وحی آمد و گفت تو اینرا بخواه.

بعد موسی قبول کرد.

بیایید فرض کنید.

اقای ملکی تبریزی فرمود که مسلمانها شما هم می دانید یک شبی هست بنام لیله القدر و دریک ماه هست و تازه شما را آوردن جلوتر و گفتن …

یکی از چیزهایی که باعث میشه شب قدر را درک نکنی، شکم پر هست.

فرض کنید شما قرار هست از خدا چیزی بخواهید. چی می خواهید؟

میگن یکی از راه هایی که آدم را بشناسید از روی دعاهایش میشه شناخت.

امام معصوم : بعد هر نمازی هواستان به دعایتان باشد.

یک آیه قرآنی که یک قسمتی مشهور و یک قسمت نامشهور هست، را بخوانی.

ربنا اتنا فی الدنیا حسنه …

این دعای بزرگی هست که بی ارزش فرضش کردیم.

سوره بقره.

قرآن میگه برخی اینجوری دعا می کنند : ربنا اتنا فی الدنیا حسنه.

اینها میگن خدایا هرچی می خواهی بدهی همینجا بده.

یعنی این آدم اصلا قیامت باور نیست.

قضاوت خدا در قبال اینها این هست : اینها ذره ای اعتقاد به قیامت ندارند.

در مقابل اینها یک عده ای دیگر هستند. قرآن کریم فرمود : و منهم من یقول ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار

این گروه دوم، حفظ شدن از عذاب آتش خیلی بزرگ هست.

قرآن قضاوتش از این گروه این هست که اینها از اون چیزهایی که زحمت کشیدند بهره می برند و خدا در مقام حساب رسی بسیار تند حساب رسی می کند.

چند روایت برای بالا بردن همت :

علی : اگر می خواهی بلند همت شوی، قبل از اینکه بخواهی دیگران را درست کنی، برو خودت درست کن.بدترین عیب این هست که این عیب در خودت باشد و بخواهی دیگری را درست کنی.

ما متاسفانه خیلی عجله داریم.

حضرت علی بالای منبر قسم خورد که قبل از اینکه هر چیزی را به شما بگم، خودم به آن عمل کردم و حالا پیدا کنید که چرا حرف من و امثال من اثر ندارد.

حضرت امیر : هر کسی می خواد خودش را درست کند، ببیند خودش چقدر قناعت دارد.

قناعت به معنای مصرف نکردن و سو مصرف نیست و اون مقداری که نیازش هست مصرف کند.

بزرگان تربیت می گن، بچه شما می خواهد بخوابد، برایش جای نرم پهن نکن.

دومین دغدغه ای که برای اصلاح خودت باید داشته باشی این هست.

قرآن: یک چیزی هست بنام حکمت که آنرا به لقمان دادیم.

اصلا پیغمبر اسلام هم آمده بود که اینرا به شما بدهد. حکمت به شما بدهد.

حالا به خودتان مراجعه کنید که حکمت دارید یا خیر.

آیا شما واجد حکمت هستید یا فاقد آن هستید.

یکی از چیزهایی که برای واجدین حکمت هست، شکم پر نشده هست.

علی : نشانه عاقل بودن این هست که رغبت حرکت به سمت حکمت را دارد و جاهل همتش در ..

علی : به هر چیزی به مقدار نیاز استفاده کن.

بچه کوچک حریص نیست و وقتی نان دارد و دوباره به آن نان می دهی، می گوید نان دارم.

ولی بزرگ شدیم و حریص شده ایم.

علی : همت را بذار جایی که بدردت می خورد و و به چیزهایی که بدرد نمی خورد، ورود نکن.

پیغمبر میگه پناه می برم از علومی که منفعتی برای من ندارد.

ای کاش کسانیکه دارند تولید می کنند فکر کنند که کدام خلا از خلا های بشریت را پر می کند.

در طرح های تحقیقاتی می گویند چه نیازی به این تحقیق هست و ما هم کلی چیزها می نویسیم تا گروه تصویب کند در حالی که اینطور نیست.

چقدر از این طرح ها و تحقیقات هست که به هیچ دردی هم نمی خورد.

این فقط مال کتاب نیست و البته ما هم همینجور هست.

ما یک خانه تکونی در درون لازم داریم.

 



دانلود فایل صوتی شب هفتم ماه مبارک رمضان-دوشنبه۱۳۹۲/۴/۲۴

موضوع جلسه:مبارزه با شهوات

متن جلسه:

بحث ما اصلا این نیست که چیزی نخورید که این خلاف عقل هست.

خدای متعال در قرآن کریم برای خوردن قیودی بیان کرده که بیان خواهیم کرد.

یک قید، حلال بودن و پاکیزه بودن هست.

ما یک چیزهایی را الکی سخت می گیریم و یک چیزهایی را الکی آسان می گیریم!

بدن شما به منزله مرکب و اسب راهتان حساب می شود.

شما، این مرکب نیستید و شما بغیر مرکب، جان دارید.

اصالت مال جان هست یا مال مرکب؟

متاسفانه اسب گاهی آنقدر استا شده که از صاحبش سواری می گیرد و این جسد کاری می کند و می گوید جان دنبالش بیاید.

حضرت امیر می فرماید : خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه

از جسدتان بگیرید و بر جانتان بیافزایید.

عکس این مطلب هم هست و کسانی جانشان را لاغر می کنند و جسمشان را فربه می کنند.

در واقع ۴ رابطه بین جسم و جان هست.

آدمهایی که هم جسمشان فربه و هم جانشان فربه، نمی شود!

این رابطه اخیر خیلی استثنا هست.

غالبا جانها نحیف هستند و جسدها فربه هستند.

علی : هر کی اینگونه باشد مریض هست.

ما اگر درست نشستن روی صندلی ندانیم و بعد یکی بما یاد بدهد، آیا ما باید به او اهانت بکنیم.

انبیا می خواهند بما یاد بدهند که اسب، لباس صاحبش را تنش نکند.

ما باید اصل را جان قرار دهیم.

جانهایمان از لاغری دارند می میرند و کمی به سمت پروار کردن جان باشید.

اینجا عده ای هستند که محور کارشان می شود میلشان. میل می تواند میل سخن و یا کتابت باشد.

شهوتها مختلف هستند و امشب می خواهیم ببینیم اساس کار ما، شهوتهای ما هست یا نیست.

شهوت را از نظر معنای نزدیک فارسی ، اشتها معنا می کنیم.

علی : اگر بر مدار امیالت داری حرکت می کنی، سمهایی هست که آدمی را تباه می کند.

مشکل ما هست که امروز ما از پر خوردن و بدخوردن احساس خطر نمی کنیم و اصلا تلقی سم بودن نداریم.

علی : شهوتها، دام و طور شیطان هست.

علی : اگر می خواهی از آفات سالم بمانی، نفست را مهار کن و نگو هر طور نفس بخواهد، به او می دهیم.

نفس همچان که خدعه می کند، خدعه پذیر هم هست.

حضرت علی : نفست هر چه می خواهد، به او نده.

مرو از پی هر چه دل خواهدت        که تمکین تن نور جان کاهدت

قرآن کارهای عجیبی از عیسی برای ما نقل می کند.

نزدیکترین شاگردان عیسی، شکمی از آب درآمدند و از بدبختی های امت عیسی بود.

سوره مائده در مورد حواریون حرف می زند. قرآن میگه به حواریون الهام می شد ولی میشود که همین شکم پرستیشان می زند زمینشان.

این شکم ادب بندگی را از حواریون گرفت و اینرا در سوره مائده می بینید که حواریون به عیسی میگن خدای تو می تونه فلان سفره غذا را برای ما بیاورد.

این حواریون برای این درخواتشان، ۳ تا دلیل می آورند:

۱-      میگن میخواهیم دلمان آرام پیدا کند و نمیگن یک چیزی کن که دلمان آرام شود و غذا می خوان.

۲-      میگن بخوریم تا یقین کنیم که توی عیسی به ما راست گفتی.

۳-      بخوریم تا به بقیه هم بگیم عیسی راست میگه

از چیزهایی که خدا به عیسی سفارش کرد:

آقای عیسی به طرف هر شهوتی نروی و هر میلی که تو را از من دور می کند، از آن دوری کن.

نمیگیم نخورید بلکه تمرین کن، گشنه که شدی، بخوری و سیر نخوری. همین.

علی : زیاد خوردن، افق تو را به افق حیوانات می رساند.

علی : کسی که اسیر شهوتش می شود، از برده برده تر هست.

برده بالاخره آزاد می شود ولی آدم اسیر شهوت، اسارتش تمام نمی شود.

اهل بیت میگن در شهر خودت بمان و از روحیاتت مهاجرت کن، در واقع مهاجرت کرده ای.

حضرت امیر فرمود : شهوات سر کی را کلاه می گذارد؟ سر نادانان را کلاه می گذارد.

لطیفه : گردویی دست بچه ای بود و رندی رسید و می خواست این این گردو را از دستش بگیرد.

بچه به او گفت به شرط اینکه عرعر کنی به تو این گردو را می دهم.

حضرت میگه : گاهی روحتان مریض هست و آن زمانی هست که انسان با شهواتش قرین می شود.این فرد مریض، عقلش هم معلول شده است. راه درمان هم ترک شهوات هست.

سعدی    خلد گر به پا خواری آسان براید     چه سازم به خاری که در دل نشیند

امام : مطیع شهوات شدن بدترین بیماری هاست.

امام سجاد : خدایا علی بن حسین را جز کسانی قرار بده که در شهوت به روی آنها بسته شده است.اگر باب شهوت بسته نشود، از غفلت بیرون نمی آید.

این روایت خیلی قیمتی هست :

ماها خیال می کنیم که ما باید آدم عادلی بشویم. میریم جلوتر و میگیمی عدالت مراتب دارد و برو قله عدالت را بگیر.

اهل بیت فرمودند: خدا شما را طوری درست کرده که شما می توانید عصمت را تحصیل کنید.

ما دو نوع عصمت داریم :

عصمت موهبتی مثل عصمتی که عیسی قبل از به دنیا آمدن

عصمت تحصیلی و اکتسابی

امام علی : غلبه کردن شهوت، عصمت را باطل می کند.

ثقه الاسلام را ترجمه کنیم. امام حسین برای احترام به مسلم می گوید او ثقه الاسلام هست.

به کسی میگن ثقه الاسلام که اگر با زن نامحرمی شب بخوابد، در ذهن هم نسبت به آن زن فکر نمی کند.

حضرت امیر : هر کی عاشق یک چیزی بشود، چشمش کور می شود.

سعدی :

تن آدمی شریفست به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد

 

که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی

 

که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

اگر این درنده ‌خویی ز طبیعتت بمیرد

 

همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای ‌بند شهوت

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

سی دی هم همین حرف را می زند…

۲تا کلمه شرعی یاد بگیرید.

یک حرام تشریعی داریم

یک حرام تکوینی داریم

حرام تشریعی یعنی کسی به من بگه به نامحرم نگاه نکن تهمت نزن غیبت نکن.

آدمی می تواند حرمت تشریعی را زیر پا بگذارد و می شود امری که خدا گفت حرام هست نادیده بکیرد.

حرام تکوینی یعنی یک کاری را خدا میگه اصلا شدنی نیست و اگر هم بخواهی نمی توانی.نمونه :

موسی بچه کوچولو را از رود نیل گرفتن و تو دربار فرعون کلی زن هست و موسی شیر هیچ کدام از این خانمها را برای شیر خوردن قبول نمی کرد. ایه قرآن میگه و حرمنا علیه  …

پیغمبر اسلام : هر قلبی که عاشق شهوات باشد، حرام هست که وارد ملکوت بشود. یعنی حرمت تکوینی است و خودش را بکشد، نمی تواند.

راهش هم اول از همه باید شکم را نگه داشت.

 


 

دانلود فایل صوتی شب هشتم ماه مبارک رمضان-سه شنبه۱۳۹۲/۴/۲۵

موضوع جلسه:مبارزه با نفس وترک عادات

متن جلسه:

امشب اول کمی قرآن مباحثه کنیم و بعد از روایات گفتگو کنیم.

سوره جاثیه آیه ۲۳:أفرأیت من إتخذ إلهه هواه ………..

مردم معمولا وقتی بحث پرستش مطرح می شود می گویند انسانها یا خدا پرست هستند یا بت پرست.

وقتی از بت سخن گفته می شود، افراد به ذهنشان سنگ و چوب می آید.

این آیه نشان می دهد که کسانی بت پرست هستند ولو خود اون بت پرست خیال کند آدم خوبی هست و خدا پرست هست.

پرستش : به حرف هر کسی که گوش می شود، می شود معبود.

اهل بیت می گویند اگر سخنران از خدا حرف می زند، شما خداپرستی می کنید ولی اگر از هوانفس و غیره سخن می گوید، شما غیر خدا را دارید می پرستید.

آیه :یا رسول الله دیدی کسانی مطیع هوای خودشان باشند؟

یعنی خدایشان هواست و هوامحور هستند.

ما اول باید خط و خطوطمان را با خودمان صاف کنیم.

ببینیم آیا ما خدا پرست هستیم یا خودپرستیم؟!

عملکردمان نشان می دهد که خداپرست هستیم یا خودپرست ولو بگوییم مسلمان هستیم.

اگر شما درخت گردو بکاری و بگویی انشا الله زرد آلو در بیاید، زرد آلو در نمی آید و باسخنرانی و ادعا، چیزی مشخص نمی شود و باید دید محور عمل افراد چیست؟ خداپرستی یا خودپرستی؟!

برای برخی مطلب را می شکافی ولی باز می گویند نظر من چیزی دیگر هست!

وقتی هواپرستی پیش می اید یک معظل بزرگ پیش می اید.

آیه سوره جاثیه را داشته باشید تا برگردیم.

نکته ای دیگر از قرآن : خدا وقتی شما را آورد به این دنیا و از ارحام مادران آمدید، چیزی نمی دانستید.

سوره نحل ، آیه ۷۸ : من بطون امتهاتکم لا تعلمون شیا.

قرار نفرموده لاتعلمون شیا بروید توی گور و خدا به شما ابزار شناخت داده و ادامه آیه میگه و جعل لکم و الابصار …

این ابزار شناخت را داد تا از آنها در جای خودش استفاده کنی.

بر میگردیم به آیه سوره جاثیه :و أضله الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشوه فمن یهدیه من بعد الله أفلا تذکرون.

آیه قرآنی میگه وقتی هواپرست می شوید ابزار شناختت را از دست می دهی.

می خواهیم ببینیم که هواپرست هستیم یا نه باید ببنیم که آیا ابزارهای شناختم خراب شده، یعنی خداپرست نیستم و این یک وسیله تست کردن خودمان هست.

( و اضله الله علی علم)   یعنی خدا او را به حال خودش وا می گذارد .

(و ختم علی سمعه و قلبه)ختم یعنی مهرباطل شد می خورد و هر چی به او می گویی، او یک توجیه مسائل دارد.

گفت در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

اگر آدم گوشش باز بود، لازم نیست ۸ شب ما از یک موضوع حرف بزنیم و هیچ کس نگوید برویم مطلب بعدی و هنوز کلی سوال باشد.

ادامه آیه سوره جاثیه : و جعل علی بصره غشوه

علی می گوید من آیت الله عظما هستم و باور کنید این علی مرتضی را کسانی نمی دیدند !

امشب از ترک عادت حرف خواهیم زد.

علی در ایام ریاستش فالوده آوردند. آقا نگاهی کردن و بو کردند و گفتن عجب عطر خوشی می دهد و گفتن طیب هست و حلال و گفتن تا حالا توی شکم علی نرفته و انگشت را کردن تو فالوده و فشار دادن و انگشتش را مکید و گفت حلال هست ولی تو شکم علی دیگه نمی رود.

علی میگه اما اگر شکم علی به یک چیزهایی عادت بکند، فردا می گوید من فالوده می خواهم!

روح : روایت دیگر :

در میان ما انواع خرما کم هست ولی در مناطق گرم سیر انواع خرما هست یا انواع زیتون در برخی مناطق دیگر مثل گیلان.

خرمایی بسیار وارفته را آورند خدمت حضرت امیر و حضرت امیر خورد و دست زد روی شکمش و گفت هرکسی بواسطه تو برود توی جهنم، از رحمت الهی دور می شود و این شکم را می شود با آشغالترین خرما هم سیر کرد.

مزه کار زبان هست و چشایی مال زبان هست و شکم درکی ندارد.

برگردیم به آیه کریمه وسوره جاثیه.:

خدا میگه اگر روی چشم او پرده بیافتد، کی دیگه می تواند او را هدایت کند؟

آیه دیگر را خواهیم خواند که انسانی که تابع هوا باشد، دیگه حرف پیغمبر هم تو گوشش نمی رود و هدایت نمی شود.

ادامه آیه سوره جاثیه : فمن یهدیه من بعد الله…

وقتی تابع هوای نفس شدیم، دیگه غیرقابل هدایت خواهیم بود.

نگاه کنید حسین بن علی روز عاشورا آدرس داد که چرا حرفهای حسین تو گوشش آنها نمی رود و می گوید بطون آنها پر از حرام هست و حرف حسین را نمی فهمند.

ادامه آیه جاثیه : افلا تذکرون .

سوره فرقان آیه ۴۳ : ارایت من اتخذ الهه هواه …

در آیه جاثیه گفت ابزارهای شناختش را از دست می دهد و این آیه می گوید، پیغبر هم موعظه کند، فایده ندارد.

کی این ابزار شناخت را خراب کرده؟

خود فرد و خدا اینها را داده بود و خود این فرد اینها را خراب کرد.

مشکل ما توی حرف تازه و کهنه نیست و هزار سال دیگه هم ۲+۲ می شود ۴ و شما باید تصمیم بگیری که ریاضی را یاد بگیری.

خدا رحمت کند آقای بهجت :

کسی نامه نوشته بود که توصیه بفرمائید و آقای بهجت گفته بود …

علی : الهوی اله معبود

هوا مورد پرستش قرار می گیرد.

علی : نقطه مقابل هوا، عقل هست.

عقلتان را حاکم کنید تا نفستان شما را گمراه نکند.

رسول خدا : زیر این آسمان بدترین بتی که مورد پرستش قرار گرفته، هوای نفس است.

شعرش : مادر بتها بت نفس شماست

مولوی این آدم بزرگ و نکته سنج می گوید :

باز خر ما را از این نفس پلید

کاردش تا استخوان ما رسید

ای خدای با عطا و باوفا

رحم کن بر عمر رفته بر جفا

نکته درمانی این بیماری از نگاه قرآن :

روایات آل رسول گفتند که اصلاح نفس نیاز به اموری دارد و یکی از اینها ترک عادت هست و ما ابتدای کار اینرا فاتحه اش را خواندیم و با ضرب المثل گفتیم ترک عادت موجب مرض هست و حال اهل بیت می گویند اگر کسی بخواهد درست بشود حتما باید با یکسری از عادات خود، خداحافظی کند.

اهل بیت گفتن، باید اگر کسی می خواهد درست بشود، عادات غلطش تدریجا اصلاح شود.

حضرت امیر : بالاترین عبادت غلبه کردن بر عادات غلط هست.

روح : من تو ترک چایی هستم و یک چایی خور قهار هستم.

رفیقی داشتیم چنان عادت به چای داشت که نگو و نپرس.

علی : اگر کسی بخواهد خوب بشود، و بخواهد خودش را تمرین بدهد، باید از تسلط عادت بر خود مواظبت کن.

آرفع الریاضه غلبه العاده

اهل بیت ما را دعوت کردن به این تمرین.

غالبوا انفسکم علی ترک العادات.

مبارزه کنید برای ترک عادات

و دنباله روایت از حضرت امیر میگه در مبارزه کردن مایوس نشو و ادامه بده و مطمن بدان که برنده خواهی شد.

متاسفانه در غلبه بر هوا تمرین نکردیم و شیطان هم ما را به هواپرستی بیشتر کمک کرد !

حضرت امیر : رام کنید نفستان را با ترک عادات.

رام را برای یک موجود وحشی می گویند.

امام در ۴۰ حدیث در اول حدیث دهم میگه :

آدمی در آغاز حیوان بالفعل هست مگر تحت تربیت قرار بگیرد.

آرام آرام باید تربیت بشود که چه ببیند چه نبیند و چقدر بخورد و چی را بخورد و چیرا نخورد….

حضرت امیر: علی می خواهد شما را تربیت الهی بکند.

ما باید از یک سلسله عادات نادرستمان فاصله بگیریم.

اینهمه روایت داریم که صبح ها نخواب.

حضرت امیر :

ترک عادت خیلی دشوار هست و جهاد می خواهد.

اصعب السیاسات نقل العادات.

سخت ترین برنامه ریزی این هست که آدم بخواهد عادت را تغییر دهد.

اگر بخواهیم عادت یک نفر را تغییر بدهیم، نفس آدم در می آید و حال بخواهید عادت یک گروه یا ملت را تغییر بدهید، بسیار سخت است.

قرآن بخوانیم.

قرآن کریم اسم عادت را بکار نبرده .

سوره اعراف

قرآن قوم بنی اسرائیل را معرفی می کند و میگه بلاهایی سر این قوم آمده و خدا موسی نامی را فرستاد برای نجات دادن و مبارزه موسی ۴۰ سال طول کشید تا اینها را از دست فرعون نجات داد.

قرآن در سوره اعراف از این زاویه می خواهد بپردازد. بنی اسرائیل نجات پیدا کرد و با موسی فرار کردند و رسیدن به دریا و اینها گفتن جلو دریا و پشت سرفرعونی ها تا موسی عصا را زد و جلوی چشم اینها دریا شکافت.

اینها با جفت چشمانشان دیدن که فرعونی ها را آب بلعید.

سوره اعراف ایه ۱۳۸ به بعد:

بنی اسرائیل وقتی تحت تربیت فرعون بودند، چشم گو بار آمده بودندو موسی اینها را از بت پرستی و ننگ نجات داد و وقتی نجات یافتند رسیدن به صحرای سینا و این پیغمبر زاده ها دیدن عده ای در صحرای سینا دارن بت می پرستند.

و جاوزنا ه بنی اسرائیل البحر.

این قوم از سر عادت رو کردن به موسی و گفتن که این عدل هست که اینها تعداد زیادی خدا داشته باشند و ما یکی هم نداشته باشیم؟!

این حرف بقدری در کام موسی تلخ آمده و در جواب اینها چند آیه داریم :

موسی گفت : عجب شما آدمهای نفهمی هستید.

موسی گذشته اینها را به آنها یادآوری می کند.

از این بت پرستی عبور کردیم و رفتن حکومت اسلامی تشکیل دادن و موسی برای میقات به مدت ۴۰ شب رفت و باز این عادت بت پرستی کار دست این قوم داد.

و اذ قال موسی لاخیه  …

روایات اهل بیت میگه این قوم ۳۶ روز تونستن از گاو پرستی فاصله بگیرن.

آیه ۱۴۸ سوره اعراف :

موسی اونجا دخلش را آوردن و یکی از این سختی ها همین انتظار هست که ۳۰ روز بود و بعد شد ۴۰ روز و اینقدر دخلش را آوردن تا تحمل دریافت الواح را داشته باشد.

می شود کسانی پیغبرزاده باشن و بت پرست باشند و پیغمبر خدا حضرت موسی اینها را نجات دهد و بعد میان اینها پیغمبری بنام هارون باشد و این قوم ظرف ۳۶ روز، بت پرستیشان دوباره گل کند.

بعد از وفات حضرت موسی، این قوم دیگه گاو نمی پرستیدند و رشد کردن و به پرستش احبارهم و رهبانهم.

از گوساله پرستی به پرستش علما و رهبانانشان بجای خدا رب گرفتند !

اما صادق : اینها در مقابل این علما رکوع و سجود نمی کردن و کارشان این بود که هر چی اینها می گفتن بدون تحقیق می گفتن چشم و این کار بی ارزش بود.

امام صادق می گفت وقتی من هم با شما حرف می زنم باید از من بپرسید که از کجای دین خدا چنین چیزی آمده و باید از من آدرس بخواهید.

آل رسول گفتن ما می دانیم که تغییر عادت خیلی سخت هست.

حضرت امیر :

عوض کردن طبیعتها کار اسانی نیست.

میگن فردی رفت خدمت آقای بروجردی و گفت توی مالم مال حلال پیدا نمیشود.

یک چیز خطرناک بگم:

اگر عادت بد در ادمی بماند بماند بماند و مشابه سرفه کردن در ادم بماند و درد مزمن شود، این درد کهنه شده است.

حضرت امیر : بدبخت ترین آدم کسی هست که زورش برود و عادتش بماند.

عشق پیری گر بجنبد سر برسوایی زند.

اگر عادت بد در دوران جوانی ترک نشود، این عادت بد می شود ملکه جان عادم.

قبل از اصلاح عادات دیگران، عادات خودتان را درست کنید.

 


 

دانلود فایل صوتی شب نهم ماه مبارک رمضان-چهارشنبه۱۳۹۲/۴/۲۶

موضوع جلسه:ترک عادات(۲)

متن جلسه:

انسان موجودی است که با اختیار با قدم خواسته های خودش پیش می رود یعنی خداوند انسان را مثل سنگ درست نکرد که همیشه یک جا باشد و یکی از راه برسد و لگدی بزند تا سنگ دو متر جلو برود.

خدا ما را طوری ساخته تا توان داشته باشیم که تغییر کنیم.

این تغییرات را تا نخواهیم و بخواهد کسی با فشار از بیرون ایجاد کند، ارزش نیست.

این شبها از شکم بارگی گفتیم و ارزش نیست که کسی را بندازیم داخل اتاقی و بخواهیم از خوردن و نوشیدن محدود کنیم.

وقتی ارزش هست که این فرد با پای خودش حرکت کند نه از سر زور و اجبار و جوگیر شدن و تعارف !

فیلم مریم مقدس را یادتان هست که نان خشکی همراهش بود ولی اون راهبها و روحانیون یهودی چه غذاها داشتند و چه طول و عرضی پیدا کردند؟!

هر کسی نمی تواند عیسی به دنیا بیاورد.

مریم خیلی بزرگ هست و قرآن میگه هر وقت ذکریا رسید بالای سر مریم دید او در محرابش، رزقی دارد که از جانب خدا هست.

خدا روزی می دهد به هرکسی بخواهد و محدود به کسی نیست.

تا ما نخواهیم، خدا نخواهد خواست.

اگر عادتی غلط را توجیه کنیم، معالجه خیلی سخت خواهد بود.

برخی از عادات را نباید بگذاریم بیاید و برخی عاداتی که آمده را باید تغییر بدهیم.

دو تا روایت در باب فالوده خوردن حضرت امیر داریم :

۱-    فالوده آوردن و گذاشتن روبروی حضرت امیر و حضرت با آن صحبت کردن و گفتن خیلی خوش عطر هست و این مشخص می کند که شامه علی بیمار نیست و حضرت گفت که رنگش هم خیلی خوش رنگ هست. خریدار هم دارد ولی علی گفت، که علی کسی نیست که در مقابل تو زانو بزند.

علی خوشش نمی آید به چیزی که اعتیاد پیدا نکرده، خودش را معتاد کند.

جاهایی بود مال پهلوی بود و ما ریختیم بیرون ولی خدا نیامرزد کسانیکه اینها را با توجیه برگرداندند! صندلی های آنچنانی آوردند. تزئینات عجیب و غریب برای ما آوردند!

آرام آرام به یک چیزهایی معتاد شدیم، که چه بلاهایی سر ما آورده!

امام به مسئولین می گفتن که شما این کارهایتان را با پیکان هم می توانید انجام بدهید و چرا ماشینی دیگر ؟!

۲-    تو یک سینی ای برای حضرت فالوده آوردند و حضرت نگاه کردن و دیدن چقدر خوش آب و رنگ هست و با انگشت فشار دادن و رفت پایین و حضرت لب نزد. حضرت انگشتشان را لیسیدن و گفتن این فالوده پاک هست ولی علی آدمی نیست و خودش را طوری تربیت کرده که به چیزی که عادت ندارد، عادت بدهد.

امام باقر فرمود :

یک حلوایی که با خرما و روغن ساخته شده بود آوردند برای حضرت علی. علی به آن دست نبرد و آنها که آورده بودند گفتن اقا حرامش کردی و حضرت گفت آیا بنا هست هر چیزی که حلال هست برود توی شکم؟ علی گفت من از این می ترسم که اینرا بخورم، از آن خوشم بیاید و از فردا بگوید من بازهم می خواهم.

علی ۶۳ ساله هست و ابن ملجم جوان و رشید جرات نمی کند روبروی علی، شمشیر بزند.

اولیا الهی می گویند مبارزه با نفس زور بازو نمیخواهد بلکه اراده می خواهد.

در روایات امر به معروف داریم که یک آدم اهل علمی می رفت سراغ یک قصابی و برای گربه اش از آن قصاب گوشت می گرفت. این ادم عالم فهمید که قصاب کم فروشی می کند و رفت پیش قصاب و این را تذکر داد و قصاب گفت که اگر من بخواهم این کم فروشی را نکنم دیگر نمی توانم برای گربه شما گوشت کنار بگذارم!

این اهل علم رو کرد به قصاب گفت: قبل از اینکه بیایم و بخواهم به تو این تذکر را بدهم، گربه ام را آزاد کردم.

سعدی بیدار اینچنین می گوید:

ایها الناس جهان جای تن آسایی نیست

مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست

خفتگان را چه خبر زمزه مرغ سحر؟

حیوان را خبر از عالم انسانی نیست

داروی تربیت از پیر طریقت بستان

کادمی را بتر از علت نادانی نیست

 

خدا همه جا هست و چرا در قلب ما نمی تابد؟

سعدی گفت. زیرا دل ما سیاه شده است.

روی اگر چند پری چهره و زیبا باشد    نتوان دید در آیینه که نورانی نیست

سعدی میگه شب نداریم، چون شکم داریم.

یا هوای دوست یا هوای خویشتن …

سعدی :

پنجه دیو به بازوی ریاضت بشکن       کاین به سر پنجگی ظاهر جسمانی نیست

رسول خدا : غذا و نوشیدنی هایتان را کم کنید، ملائکه الهی بر شما سایه می اندازند و شیطان از شما فرار می کند.

حافظ :

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان       قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو..

حافظ میگه از رفت و آمد فرشتگان خسته شدم!

اوهامی را کرده اند در کله های ما و ما را از خوبی ها باز داشته اند.

سعدی میگه چه چیزی در این راه ما را زمین می زند؟

حذر از پیروی نفس که در راه خدای                     مردم افکن تر از این غول بیابانی نیست

مرحوم آیت الله بیدآبادی را یک عده از لات و لوتای شهرش تصمیم گرفتن دست بیاندازند.

ایشان نی بود و این ها رفتند پیش ایشان و گفتند حاج آقا شما بزرگ علمای اصفهان هستید و اگر شما نیایی و خطبه نخوانی، آن حرام اتفاق می افتد.

دراز گوشی را آوردن و ایشان را بردن برای آن خانه و ایشان درب خانه ای رسید و ایشان دم در خانه ایستاد .

.

.

.

شعر می خواندن این زنان رقاصها:

در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را.

میشه آدم طوری باشد که سلام علیک او هم آدم درست کند.

روایت دیگر :

آشغالترین نوع خرما را آوردند و علی آنرا خورد و بعد آب خورد و دست را گذاشتن روی شکمشان و گفتن هرکی بواسطه تو برود جهنم،از رحمت خدا دور میشود.

قرآن می فرماید:

پدر ما  و شما را فرستاد توی بهشت و قرار بود ۶ ساعت تحمل کند و همه چیز حلال بود بجز این درخت.

شیطان وسوسه کرد و بابای من و شما را آوردند زمین!

پدر ما باید توی آن بهشت مراقبت می کرد و حال ما در جهنم دنیا نباید مراقبت کنیم.

چقدر ما دستور داریم که طعام کن ولی کو دستور که خودت بخور ؟!

اینها را داریم به کسانی میگیم که دستشان به دهانشان می رسد و بروند سیر کنند آنهایی را که گشنه هستند.

البته قرآن کریم به کسانی هم که دستشان به دهانشان نمی رسدمی گوید شما هم مراقب شکمتان باشید.

در تاریخ اسلام اشک از چشمان مقداد بخاطر گرسنگی درآمد. مقداد کسی است که پیغمبر خبر داده که جز ۴ نفری هست که بهشت عاشق مقداد هست.

یادتان باشد که یک چیزهایی اقتضای جسممان هست.

حالا اگر علی را اینطور یافتیم سخت است که این ایه قرآن را بفهمیم که علی ۳ روز چیزی نخوردن و روزه بگیرند و …

با تو ترسم نکند شاهد روحانی روی/ که التماس تو به جز راحت نفسانی نیست

خانه پر گندم و یک جو نفرستاده به گور/ برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست

برای تغییر عاداتمان اول باید بخواهیم و ما خیلی چیزها را خواستیم و به نتیجه رسیدیم و هر چه را نخواستیم، نشد.

روایت از حضرت رضا : چند چیز اگر بدون چند چیز باشد به مسخره کردن شبیه تر هست تا به تصمیم گیری :

۱-    کسانیکه با زبان می گویند استغفرالله ولی در دلشان از آن کار پشیمان نیستن. چنین آدمی خودش را مسخره کرده است.

۲-    هر که از خدا توفیق بخواهد ولی تلاش نکند، خودش را مسخره کرده است.

۳-    اگر کسی بگوید که می خوهام زیرکی به خرج بدهم ولی بی توجهی کند خودش را مسخره کرده است

۴-    پیامبر ما فرمود هر کی از خدا بهشت بخواهد ولی بر سختی ها نخواهد صبر بورزد، خودش را مسخره کرده است.

۵-    هر که از آتش جهنم به خدا پناه می برد ولی در مقابل شهوات دنیا می لغزد، خودش را مسخره کرده.(در واقع باطن این شهوات دنیا آتش هست)شهوات = خواستنی های دنیا

 


 

دانلود فایل صوتی شب دهم ماه مبارک رمضان-پنجشنبه۱۳۹۲/۴/۲۷

موضوع جلسه:اصلاح نفس۱

متن جلسه:

امشب مصادف هست با شب ارتحال بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه

عادتهای بد زیاد داریم

مثل پرگویی

بدگویی در کنار پرگویی هم داریم

بدشنیدن از پرگویی مان هم بدتر هست

صدیقه اطهر بقدری گشنگی کشیده بود که رنگ چهره ایشان تغییر کرده بود و رسول خدا که دید، رقت کرد و بعد دعایی در حقشان کرد.

یک چیزهایی برادران واقعا کمال هست و یک چیزهایی واقعا عیب هست ولی ما باورمان نمی آید و نرم عمومی جامعه اینرا عیب نمی داند !

علی : عادات بدتان را تغییر بدهید تا دعا کردن برایتان آسان بشود.اگر عادات بدتان را بردارید، فعلهای خوب و آسان برای شما آسان می شود.

چند تا آیه قرآن درباره تلاش :

قرآن کریم می فرماید آخرت طوری است که متدینها که می شنوند دلشون می خواهد داشته باشند ولی برایشان کار نمی کنند.

تلاش شایسته آن چیزها را انجام نمی دهند.

سوره اسراء – آیه ۱۹:و من أراد الاخره و سعی لها سعیها و هو مؤمن فأولئک کان سعیهم مشکورا.

خدا میگه هر کی می خواهد آخرت را بدست آورد فرمول آن یک چیز هست :

۱-    برای رسیدن به آن تلاش کند و تلاشش باید با آخرت همخوانی داشته باشد و با آن متناسب باشد. این یعنی باید جان بکنیم.

متاسفانه ما این مدل سعی را نداریم. بیهوده نیست که شاگردان ائمه وقتی به ائمه می رسیدند می گفتند ما دلمان می خواهد به شما برسیم ولی سوخت حرکتمان کم هست.

این سوخت در داخل خودمان هست و ما باید بخواهیم تا بشود.

برای رسیدن به هر چیزی باید تلاش کرد.

امام سجاد ما آنقدر عبادت کرده که به لقب داده اند زین العابدین. این امام می گوید کیست که عبادتش به پای عبادت علی برسد.

امام سجاد هم عبادتش را با علی مقایسه می کند.

ما باید سعی متناسب با آخرت داشته باشیم.

سعدی :

خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم                دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم

بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم                      پهلوی کبایر حسناتی ننوشتیم

 

قرآن میگه حسنات، گناهان و سیئات را می برد.

چقدر این فرمول خوبی هست …

لقمه های ناتمام زیاد توی ما رفته و نه فقط شکم که گوش و چشمان هم همینطور هست.

سعدی قرآن شناس هست و میگه تو نامه ما کبائر وجود دارد.

امام سجاد با خدا شیرین سخن میگه و میگه می دونی چرا با تو ای خدا راحت صحبت می کنم چون تو با ما بزرگوارانه رفتار کرده ای و جرات ما زیاد شده است.

ادامه شعر سعدی :

ما کشته ی نفسیم و صد آوخ که برآید                      از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم؟!

افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت                    ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم

ما یک طبیعت داریم و یک ماورا طبیعت داریم و ما چقدر از ماورا طبیعت می دانیم ؟!

تا کی می خواهیم توی طبیعت بمانیم.

۲-    زحمت کشیدن و تلاش کردن باید همراه باشد با لذت روحی. باید فرد تلاش کننده  باور به خدا و پیغمبر داشته باشد.

لذا اگر گشنگی می کشید، باید همراه با ایمان به خدا باشد تا از گشنگی رنج نبری و لذت ببری.

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر لذت نفس لذت نخوانی

اگر فردی تلاشش را بکند و این تلاش همراه با ایمان باشد، خدا از تلاش اینها تشکر می کند.

حافظ : گرچه وصالش نه به کوشش دهند               هر قدر ای دل که توانی بکوش

 

آیه دیگر در رابطه با تلاش:

سوره یس، آیه۲۰: و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی

در روایت داریم کسی که تلاش می کند که یک متنی را یاد بگیرد صواب بیشتری می برد از کسی که یکباره به آن می رسد.

رجل یسعی …

باز هم روی رجل یسعی دست گذاشته و قرآن میگه به اسم کار نگیر و این یسعی برایت مهم باشد.

آیه شریفه میفرماید:

و ان لیس للانسان الا ما سعی

و ان سعیه صوف یری

ثم یجزاه الجزاء

روایت :

چقدر ما روایت در فضیلت هجرت داریم و اهل بیت توضیح دادن هجرت فقط مکانی و زمانی نیست و یکی از مهمترین هجرتها، هجرت در حالات انسان هست و انسان از حالتی به حالتی دیگر تغییر میکند.

داستان ابراهیم جیب بر…

ما باید از گناه بسرعت و فوری هجرت کنیم و واجب فوری است که توبه کنیم.

رسول خدا :

بالاترین هجرت از اون چیزی است که خدا خوشش نمی آید.

چند شب هست داریم از این موضوع صحبت می کنیم که خدا از شکم پر خوشش نمی آید.

 


 

دانلود فایل صوتی شب یازدهم ماه مبارک رمضان-جمعه۱۳۹۲/۴/۲۸

موضوع جلسه:اصلاح نفس۲

متن جلسه:

هر یک از ما عادات نادرستی داریم که آنرا توجیه کرده و به مرحله قبح نمی رسانیم و زشت نمی دانیم و قهرا هم با این عادات سالهای طولانی کنار می اییم اما اگر دیر شود، درمانش خیلی سخت می شود و نمی گوییم درمان ندارد و تا آخرین لحظات عمر آدمی، ما مایوس نیستیم ولی درمان خیلی سخت تر خواهد شد.

خار بن قوی تر می شد و خارکن ضعیف تر می شد …

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا.

به همین خاطر به ما می گویند سرعت بگیرید و در کارهای خیر سرعت داشته باشید.

معلوم هم نیست که ما فرصت داشته باشیم و معمولا ما دیر می رسیم !

خدا در قرآن گفته که چرا به شما قرآن دادم :

یک علت این هست که گفته اگر به شما قرآن نمی دادیم می گفتید که اقوام دیگر کتاب و نسخه برای درست شدن داشته و ما نداریم و به دلیل قطع کردن این عذرتان، قرآن فرستادم.

مربی دلسوز داریم و برنامه ای که چه کنیم هم داریم. فرصت هم داریم. ستارالعیوب هم که روی همه ما پرده پوشانده است.

سعدی را یک طبیب عالی می دانیم در درمان کردن مرض تنبلی و نداشتن همت و تلاش برای اصلاح شدن.

اگر کسی نخواهد در خودش تحول ایجاد بکند، یقین بدانید این حرفها و این سخنان برایش بدبختی بهمراه می آورد. قرآن گفته با همین قرآن عده ای زیاد گمراه می شوند.

عده ای امدند و گفتن که اگر حرفهای پیغمبر راست هست بر سر ما عذاب نازل کن و این نص قرآن هست.

توجه داشته باشید که توفیق در جیب خودمان هست و تا نخواهیم، کمکی نخواهد بود.

ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

امشب دیدم یک عزیزی رفته بود جایی و یک نفر دستش را برای دست دادن به او چنان دراز کرده بود تا به او رسید.(اشاره به حضور رییس جمهور در حرم امیرمومنان در نجف)

در علم اخلاق می خواهند میخ آهنین را در سنگ نفوذ دهند.

سعدی :

قناعت توانگر کند مرد را

خبر کن حریص جهانگرد را

سکونی بدست آور ای بی ثبات

که بر سنگ گردان نروید نبات

مپرور تن ار مرد رای و هشی

که او را چو می‌پروری می‌کشی

خردمند مردم هنر پرورند

که تن پروران از هنر لاغرند

کی سیرت آدمی گوش کرد

که اول سگ نفس خاموش کرد

خور و خواب تنها طریق ددست

بر این بودن آیین نابخردست

عقل به تنهایی برای پیدا کردن راه انبیا کافی نیست و از این جهت قران گفته انبیا را فرستادیم تا دوروز دیگه نریم یقه خدا را بگیریم و بگوییم عقل ما نکشید !

حضرت امیر : طبیب کل عالم پیغمبر هست.

حال طبیب کل عالم میگه اگر می خواهی سالم بمانی، شکمت را گشنه نگه دار.

جایی دیگر سعدی میگه :

گرش دامن از چنگ شهوت رها
کنی، رفت تا سدرهالمنتهی
به کم خوردن از عادت خویش خورد
توان خویشتن را ملک خوی کرد
کجا سیر وحشی رسد در ملک
نشاید پرید از ثری بر فلک
نخست آدمی سیرتی پیشه کن
پس آنگه ملک خویی اندیشه کن.

سعدی میگه حکمت می رود و حکمت همان چیزی است که رسول خدا آورده : و یزکیهم و یعلهم الحکمت

 

چند چیز از چند چیز سیرایی ندارد:

۱- چشم از دیدن سیرایی ندارد.

سعدی میگه از خودتان سوال کنید که شکمتان بهشتی هست یا جهنمی :

خدا جهنم را حریص توصیف کرد ولی بهشت خلاف این هست و سعدی قرآن شناس می گوید که شکم ما مثل جهنم عمل می کند.

دو چشم و شکم پر نگردد به هیچ

تهی بهتر این رودهٔ پیچ پیچ

چو دوزخ که سیرش کنند از وقید

دگر بانگ دارد که هل من مزید؟

همی میردت عیسی (مراد جان آدمی است) از لاغری

تو در بند آنی که خر پروی

به دین، ای فرومایه، دنیا مخر

تو خر را به انجیل عیسی مخر

مگر می‌نبینی که دد را و دام

نینداخت جز حرص خوردن به دام؟

سعدی می فرماید:برخی پرورش ماهی میدن و هنر آدم شکم پرور هم این هست که پرورش خر می دهد ! تو در بند آنی که خر پروی

سعدی سوال خوشکلی می پرسد:

گفتیم مرکب حضرت عیسی پاهایش بود و گاهی از دراز گوش استفاده می کردند. سعدی میگه فرض کن یک انجیلی داریم اینجا و یک خر عیسی داریم و شما که می خواهی معامله کنی، خر عیسی میدهی که انجیل بخری یا برعکس. به دین، ای فرومایه، دنیا مخر تو خر را به انجیل عیسی مخر

غالب موجودات را می خواهند بگیرند، برایش دونه می پاشند. حالا فقط حیوانات اینطور هستند یا آدم هم همینطور هست.

مگر می‌نبینی که دد را و دام          نینداخت جز حرص خوردن به دام؟

 

حالا شعر حافظ : غلام همت آنم که زیر چرخ کبود     ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

سعدی :

مرو از پی هرچه دل خواهدت          که تمکین تن نور جان کاهدت

کند مرد را نفس اماره خوار             اگر هوشمندی عزیزش مدار

اگر هرچه باشد مرادت خوری            ز دوران بسی نامرادی بری

تنور شکم دم بدم تافتن                      مصیبت بود روز نایافتن

به تنگی بریزاندت روی رنگ          چو وقت فراخی کنی معده تنگ

کشد مرد پرخواره بار شکم              وگر در نیابد کشد بار غم

شکم بنده بسیار بینی خجل            شکم پیش من تنگ بهتر که دل

 

سعدی :

اگر لذت ترک لذت بدانی                          دگر شهوت نفس، لذت نخوانی

هزاران در از خلق بر خود ببندی                   گرت باز باشد دری آسمانی

سفرهای علوی کند مرغ جانت                      گر از چنبر آز بازش پرانی

ولیکن تو را صبر عنقا نباشد                   که در دام شهوت به گنجشک مانی

ز صورت پرستیدنت می‌هراسم                  که تا زنده‌ای ره به معنی ندانی

گر از باغ انست گیاهی برآید                          گیاهت نماید گل بوستانی

دریغ آیدت هر دو عالم خریدن                    اگر قدر نقدی که داری بدانی

به ملکی دمی زین نشاید خریدن                که از دور عمرت بشد رایگانی

همین حاصلت باشد از عمر باقی                 اگر همچنینش به آخر رسانی

بیا تا به از زندگانی به دستت                   چه افتاد تا صرف شد زندگانی

چنان می‌روی ساکن و خواب در سر           که می‌ترسم از کاروان باز مانی

وصیت همین است جان برادر                   که اوقات ضایع مکن تا توانی

یکی از راه های مهم مسلط شدن بر عادت صبر هست و بسیار مهم هست.

آیه آخر آل عمران :یا أیها ألذین آمنوا إصبروا و صابروا و رابطو و اتقواآلله لعلکم تفلحون

سوره دیگر : والعصر إن الانسان لفی خسر إلا الذین آمنوا و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

پیامک درست کرده اند که کلاس لاغری حاج آقای فلانی !!!

وصیت همین است جان برادر .سعدی میگه هم کم بخور و هم حرف بیجا نزن:

صدف وار باید زبان درکشیدن

که وقتی که حاجت بود در چکانی

روایتی از حضرت امیر:

کسی که از هوای نفسش روزه نگیرد، لذت عبادت را درک نمی کند.

معلوم می شود که عبادت هم مزه دارد.

امیر المومنین فرمود ایمان هم مزه دارد

حضرت امیر گفته بود که هرکسی به شوخی هم دروغ بگوید، مزه ایمان را نخواهد چشید.

 


 

دانلود فایل صوتی شب دوازدهم ماه مبارک رمضان-شنبه۱۳۹۲/۴/۲۹

موضوع جلسه:اصلاح نفس۳

متن جلسه:

عرض شد که کار عالم بی زحمت نیست و در میان کارهای عالم یکی از واجب ترین ها، تهذیب می باشد و تهذیب بی زحمت نیست.

یکنفر که میخواهد متخصص بشود در امر پزشکی ۲۳ سال باید زحمت بکشد و بعد ما موضع تهذیب را خیلی سطحی فرض می کنیم؟!

آیا ورود به تهذیب نفس کار اسانی است بالاخص اگر یک مدتی راه را هم کج رفته باشد؟!

ما باید آهسته آهسته یک مسیر غلط را اصلاح کنیم.

این اصلاح در حالی می خواهد صورت بگیرد که هم نسلها ما انحراف داشته ایم و هم باسوادهای ما در مقابل این مسیر تهذیب ایستاده اند.

خاطره یکی از دوستان که همسرشان فرزند شهید هست.

تربیت انسان در زمان ما از داروسازی هم مهمتر هست و بعد آقا رو کردن به سایرین و فرمودند که یک فرزند کم، دو فرزند کفایت نیست و به همه بگویید ۳ تا ۴ فرزند داشته باشند.

حالا شما مدتها دیده بودید که در و دیوار نوشته بود ۲تا فرزند کافیه یا تبلیغاتهای آنچنانی کردند و اثر کرد و حالا میشه به این راحتی اصلاح کرد.

گفتن رایگان وازکتومی و توبکتومی می کنند!

ما الان داریم برای خوبها و خودیهایمان می گوییم و خودیهایمان این حرفها را وارد نمی دانند.

این تازه یک موضوع کهنه شده نیست ولی در خصوص مبحث پرخوری و بدخوری، نسلها هست که غلط رفته ایم و به این راحتی نمیشه اصلاح کرد.

ما باید سرچشمه ها را درست کنیم و هر یک از شما نسبت به اطرافیان و دوستانتان سرچمشه حساب می شوید.

اگر بخواهید جامعه را درست کنید، باید جامعه کوچک تر را درست کنید و ان درست کردن خانه تان می باشد.

قرآن به پیغمبر میگه فامیلهای نزدیکتان را اول درست کنید.

یک نفر مثل مرحوم شاه آبادی حرمت اعلام شده از طرف رضاخان برای خواندن نماز جماعت را در تهران شکست و این شجاعت مرحوم شاه ابادی به حضرت امام من و شما سرایت و نفوذ کرده بود. امام می فرماید این اقای شاه ابادی مرا زنده کرده است.

ما باید زحمت بکشیم تا شجاع بشویم.

برخی تا میگویند بالای چشمت ابرو هست سریع داغ می شوند و برخی دیگر باید خیلی اوقات تلخی با آنها بکنی تا داغ بشوند. این دسته دوم که در مقابل چیزی که خوشش نمی آید می ایستند، می گویند صابر هستند و اگر آدمی پیدا کرده اید که خیلی دیر داغ می کند، در فارسی می گوییم صبور و در زبان عرب می گوییم صبار هست و این یعنی بسیار تحمل می کند.

قطعا صبار ارزشمند تر هست و امام صادق فرمود ما صابر هستیم و شیعیان ما صبار هستند.

امام فرمود ما می بینیم و صبر می کنیم ولی شیعیان ما نمی بینند و صبر می کنند پس آنها صبور تر از ما هستند.

خضر به موسی میگه تو بدلیل اینکه جوانب بحث را نمیدانی، نمی توانی تحمل و صبر کنی.

امام صادق ما را در مقام صبار می بیند.

امام می فرماید راه چاره برای صابر یا صبار شدن این هست که متصبر بشود یعنی صبر را به خود به زور بزند. یعنی به خودش خیلی فشار بیاورد.

یوسف با اینکه شهوت کاملا در دستش می باشد، شکمش را کنترل می کند و امام معصوم می گوید که یوسف هیچ گاه با شکم پر نخوابید و این در حالی بود که یوسف بر همه خزائن عالم مسلط بوده.

با همه این اوصاف، یوسف که شهوت در کنترلش هست، می گوید خدایا از این نفس به تو پناه می برم.

شهوت سوخت لازم دارد و سوخت شهوت، شکم می باشد.

بدبختی این هست که غذا می خواهیم درست کنیم، پیاز هم می زنیم، زعفران هم می زنیم.

بدغذایی های ما، ما را بدبخت کرده است.

خوابمان خراب شده مشکل شکممان هست.

حکمت را گم کردیم و مشکل شکممان هست.

شهوت هم که به ما هجوم آورده و مشکل شکممان هست.

سعدی :

سعدی میگه یک مشکل بزرگ دیگری هم داریم و اون این هست که انگیزه ما به ماندن هست.

همه برگ بودن همی ساختی          به تدبیر رفتن نپرداختی

قیامت که بازار مینو نهند           منازل به اعمال نیکو دهند

بضاعت به چندان که آری بری       وگر مفلسی شرمساری بری

که بازار چندان که آگنده‌تر           تهیدست را دل پراگنده‌تر

امام می فرمودند که وصیت نامه شهدا را بخوانید چرا که انسان تربیت می کند.

وصیتی را می خواندم که شهیدی نوشته بود خدایا عنایتی کن که بی سر محشور شوم که شرمنده حسین بن علی نشوم.

ز پنجه درم پنج اگر کم شود                              دلت ریش سرپنجهٔ غم شود

چو پنجاه سالت برون شد ز دست                   غنیمت شمر پنج روزی که هست

اگر مرده مسکین زبان داشتی                         به فریاد و زاری فغان داشتی

که ای زنده چون هست امکان گفت            لب از ذکر چون مرده بر هم مخفت

چو ما را به غفلت بشد روزگار                   تو باری دمی چند فرصت شمار.

در جای دیگر سعدی می فرماید:

نشاط جوانی ز پیران مجوی          که آب روان باز ناید به جوی

اگر در جوانی زدی دست و پای                در ایام پیری به هش باش و رای

چو دوران عمر از چهل درگذشت           مزن دست و پا کآبت از سر گذشت

نشاط از من آنگه رمیدن گرفت                    که شامم سپیده دمیدن گرفت

بباید هوس کردن از سر به در                     که دور هوسبازی آمد به سر

به سبزی کجا تازه گردد دلم                   که سبزی بخواهد دمید از گلم؟

تفرج کنان در هوای و هوس                       گذشتیم بر خاک بسیار کس

کسانی که دیگر به غیب اندرند                  بیایند و بر خاک ما بگذرند

دریغا که فصل جوانی برفت                     به لهو و لعب زندگانی برفت

دریغا چنان روح پرور زمان                 که بگذشت بر ما چو برق یمان

ز سودای آن پوشم و این خورم                 نپرداختم تا غم دین خورم (دین در آیه مالک یوم الدین یعنی حساب و کتاب.)

دریغا که مشغول باطل شدیم                  ز حق دور ماندیم وغافل شدیم

چه خوش گفت با کودک آموزگار             که کاری نکریدم و شد روزگار

سرتان را زیاد شلوغ نکنید و یک خورده برای قبرتان کار کنید و اشتباه نکنید و اشتباه نروید که فرصتی برای آخرتتان نگذاشته باشید.

هر روزی که خدا به شما داده است شب قدرتان هست و انرا قدر بدانید.

روایت داریم که اگر مسلمان بداند در نماز با کی حرف می زند، از شوق جان می دهد.

روایات میگه اون شبی که شب قدر هست، روزش هم روز قدر حساب می شود و ما التفات نداریم.

خاطره ای از ملا حسن خان همدانی که در صحن امیرمومنان در نجف نشسته بودن که یک لاتی داشته که مردم به آن میگن عبد فرار.

سعدی در انتها خودش را توبیخ می کند:

قضا روزگاری ز من در ربود       که هر روزی از وی شبی قدر بود

چه کوشش کند پیر خر زیر بار؟           تو می‌رو که بر باد پایی سوار

توصیه داریم که خودتان را توبیخ کنید.

 


 

دانلود فایل صوتی شب سیزدهم ماه مبارک رمضان-یکشنبه۱۳۹۲/۴/۳۰

موضوع جلسه:صبر واستقامت

متن جلسه:

خدا انبیا را به عنوان انسانهای کامل و استاندارد  در منظر من و شما قرار داده و الگو معرفی کرده تا از آنها پیروی کنیم.

ابلیس هم اول کار ما را در پیروی از انبیا مایوس می کند و می گوید ما کجا و انبیا کجا ؟!

هر جا اینرا گفت، بزن توی دهان ابلیس.

پیامبر و علی در این عالم آمده اند تا ما از آنها تقلید کنیم نه اینکه آنها را بگذاریم داخل ویترین.

پیغمبر اسوه هست.

از خودمان سوال کنیم که الگوی شما در زندگی کیست ؟

کدام یک از اهل بیت عصمت و طهارت کدام الگوی ما هستند؟

هر که با قدم ولایت الهی حرکت کند، همان جایی حرکت می کند که ولی خدا حرکت می کند.

آقای شبستری گفت پیغمبر ما رفته به معراج و به من و شما هم می گوید بیایید با هم برویم معراج.

درا اندر پی خواجه به معراج

به هر اندازه که تابع پیغمبر شوی، می شوی ولی الله.

گفت :گر در یمنی چو با منی پیش منی             گر پیش منی چو بی منی در یمنی

اینجا قرب مکان معنا ندارد.

در خانه نوح پیغمبر، دو نفر را اوت کردند. فرزند هر کسی عضو اوست. ما دو تا عضو داریم. عضوی مانند انگشت که به ما چسبیده و فرزند هر کس عضو منفصل اوست.

پسر نوح با بدان بنشست      خاندان نبوتش گم شد

ولایت الهی طوری است که حتی اگر سگ دنبال ولی خدا راه بیافتد، خوی الهی پیدا می کند.

چند درصد از از وقت ۲۴ ساعت ما به ولی الله اختصاص دارد ؟

یک کسانی به دنیا آنقدر سیر نگاه می کنند که آدمی که کنار او می نشیند، او هم خوی سیری پیدا می کند و عکس این مطلب هم هست.

اگر کسی اخلاقهای نادرست دارد و می خواهد درست کند، چندتا گام باید بردارد :

۱-      یکبار دیگر رفقایش را غربال کند. گفته شد که طبیعت آدمی دزد هست و اخلاق و رفتار دیگران را زود اقتباس می کند.

برخی از اصحاب پیغمبر می گفتند ما در امتحان فقر ، سربلند گشتیم ولی در امتحان غنا باختیم.

خدا نکند یک دردی در آدمی بیافتد بنام درد بی دردی که علاج آن آتش هست. در این درد، آدمی شروع می کند به توجیه کردن و متدینان از سر دین خودشان را توجیه می کنند.

متدینینی می بینیم که سالی ۳ بار یا بیشتر می روند سفرهای زیارتی و خودشان را هم توجیه می کنند که دلمان پر می زند مثلا برای زینب کبری!

روح : من باور کردم ولی خودت این توجیه را باور نکن.

خدا ما را بیدار کند و فهمهای ما را زیاد کند و از این خواب غفلت بیدار کند.

قرآن : یک عده ای خیال می کنند دارند کار خوبی می کنند!

میگه من غذای حضرت رضا را می خواهم برای شفا پیدا کردن و میره چندبار چندبار و با حجم زیاد می خوره حال آنکه اگر تو دنبال شفا یافتن هستی، برو حرم و کمی آب بخور و اگر درست باشی، شفا می یابی …

آقای بروجردی که پرچم اسلام روی شانه شان بود، عده ای وعاظ داشتند که به آنها پول می دادند که بیایید نزد من و مرا صریح نقد کنید و موعظه کنید.

در رفقایتان پیدا کنید که خوش فهم باشد و صراحت لهجه داشته باشد.

حضرت امیر وصیتی دارد برای آقایمان حضرت مجتبی :

حضرت گفتند که باباجان، با خودت کار کنی و نگی پسر علی هستم.

چیزهایی که خوشایتندت نیست، تمرین کن تا برایت آسان شود.

روح : در فیلمها دیدیدم که باباهایی را نشان می دهد که چشم او را می بندند و روی سر بچه اش سیب می گذارند و او به سمت سیب تیر می اندازد و این چطور بدست می آید؟ با تمرین.

تهذیب نفس تمرین نیاز دارد.

روح : کسی را می شناختم که عاشق بادمجان بود. هر کسی یک چیزی را دوست داشت و این دوست ما ۲۰ سال دلش می خواست که بادمجان بخورد! و نمیخورد.

حالا از خودتان بپرسید که پای شما کجا شل می شود؟ چقدر در مقابل اون چیزی که دوست دارید، طاقت می آورید؟

از خودتان سوال کنید که آخرین باری که چیزی را دوست داشتی و آنرا نگرفتی چه بود و چقدر مقاومت کردی؟

شما می توانی بگویی که اینجا میدان مقاومت نیست بلکه میدان دیپلماسی است !!!

سعدی :

هرکسی را نتواند گفت که صاحب نظر است         عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است…

نه هر آنچه چشم ببیند سیاه است و سفید               یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است…

روح : من به طور واقعی عشق بازی دو تا گربه را دیدم. تهاجم فرهنگی نمی خواهم حرف بزنم.

موقع اسباب کشی از محل زندگی وسایل را بار زده بودم.

دیدم یک گربه زرنگی با یک مهارتی گنجشک را گرفت.

۱۰ دقیقه ای این گربه با این شکارش عشق بازی می کرد .

آدمی خوی شود ورنه همان جانور است.

حضرت علی به امام حسن فرمود :

به کارهای خوب، خودتان را عادت بدهید.

شنیده بودم که مرحوم شاه آبادی با فرزندانش خیلی خوب برخورد می کرد.

آقای شاه آبادی کثیر الاولاد بود.

یکی از فرزندانشان میگفت که پدرمان به ما می گفت قبل اذان صبح بیدار شوید و بنشینید و یا یک چیزی بخورید. نمی گفتن پاشین دعا کنید و نماز شب بخوانید. همین بیدار شدن مهم است.

یکی از عادات خوبی که در ما مرد و امید است به برکت ماه رمضان زنده شود این بود که یکی از عادات حسنه بیدار شدن قبل از اذان صبح بوده.

سوال : غیر از ماه مبارک چند نفرتان عادت داردی قبل نماز صبح بنشینید آنهم ۱۰ دقیقه یا ۲ دقیقه قبل نماز صبح پاشید؟

اینها هم عادت بود و ما چه کردیم. حضرت امیر میگه چیزهای خوب را به خودتان عادت بدهید.

به چیزهایی که خدا و پیغمبر میگه خوب هست، خودتان را تمرین بدهید.

یک عادت خوب دیگر این هست که آدم اول نماز بخواند و بعد افطار کند. تمرین کنید.

یک عادت خوب دیگر این هست که شما چقدر قبل اذان صبح سحری خوردن را ترک می کنید ؟

شاگردی امام کاظم بنام هشام دارد.

امام کاظم به هشام می گوید :

روی طاعتهای خدا استقامت خرج بده و روی آنچه معصیت خدا هست حوصله و استقامت به خرج بده. دنیا یک ساعت است.

امام صادق : اگر یک ساعت صبر کنی، می توانی زمان طولانی را کیف کنی.

امام علی : ما دو جور صبر داریم : صر بر چیزی که آنرا دوست نداری که خیلی سخت است و صبر دوم بر چیزهایی که برای آن له له می زنی.

حضرت امیر گفت از بین این دو تا صبر، صبر بر اون چیزهایی که دوستش داری، سختتر است.

حضرت امیر: بهترین صبری که انسان درست می کند، …

امام صادق فرمود هر که صبور نیست، بگوید من به کمال نرسیدم.

پس معلوم می شود، راه کمال، صبر است.

از رسول خدا پرسیدن ایمان یعنی چه ؟

پیغمبر فرمودند که ایمان این هست که چقدر صبوری دارد.

حضرت امیر فرمود هر کی می خواهد بینی شیطان را به خاک بمالد، صبوری بورزد.

صبوری بینی دشمنانتان را به خاک می مالد.

حضرت امیر فرمود اگر می خواهی به جایی برسی، در امور صبوری بورز.

قرآن کریم به پیغمبر اکرم می گوید اگر می خواهی کار را به جایی برسانی، صبوری بورز.

ما اصحاب کهف را به خوابشان می شناسیم.

قرآن میگه ۳۰۹ سال اصحاب کهف خوابیدند.

در این ۳۰۹ سال مرده بودند یا زنده بودند؟ زنده بودند.

حالا توی این ۳۰۹ سال چیزی هم نخورده بودند.

برخی دیدم که متاسفانه طول عمر امام زمان را با خوردن درست می کند!

متاسفانه تماما امام زمان را با خودش مقایسه می کند!

چون اویس از خویش فانی گشته بود

آن زمینی آسمانی گشته بود

از اصحاب کهف یاد بگیرید که وقتی بیدار شدن، نگاهشان به این بود که غذایی که می خواهند بخورند باید پاک باشد و حتی قبل از غذا، دغدغه دین دارند.

مرحوم شاه آبادی به بچه هایشان می گفتن ۳ آیه آخر سوره حشر را زیاد بخوانید.

این ۳ آیه داره آدرس خدا را می دهد.

ما ها اگر کسی چی نداشته باشد، می گوییم بی دین هست؟

علامت دینداری چیست ؟

علامت دین و بادینی در چشمتان چیست ؟

روایت :علامت دینداری، صبوری است.

 


 

دانلود فایل صوتی شب چهاردهم ماه مبارک رمضان-دوشنبه۱۳۹۲/۴/۳۱

موضوع جلسه:شیطان و وسوسه های وی

متن جلسه:

یک مقدمه ای تقریبا طولانی که بیشتر از ¾ وقت جلسه را شاید بگیرد.

دوستان مستحضر هستند که مسلمان با غیرمسلمان فرقهایی دارد و یکی از فرقها این هست که قرآن گفت مسلمان کسی است که یک سلسله اموری را باور یقینی دارد. قرآن گفت مومن ایمان به غیب دارد و غیب یک مصاق ندارد و مصادیق متعددی دارد.

غیرمسلمان میگه هر چی را با این چشمهایم نبینم او را به وجود به رمسیت نمی شناسم و ما میگیم چیزهایی که با چشم نمی بینیم، قابل درک هست و ایمان داریم و مصادیق زیاد هست.

یکی از این مصادیق را قرآن معرفی کرده و گفته این موجود هست و واقعی است و نقش ایفا می کندالبته نوع وجودش با نوع وجود شما متفاوت است.

آیات قرآن را دو قسم می کنیم :

آیات کشدار یا باصلطلاح متشابه

یک سلسله آیات آیات محکم می باشد.

اینی که امشب حرف می زنیم از محکمات قرآن هست.

قرآن موجودی را بنام ابلیس معرفی کرده.

حال از شکم رفتیم سراغ ابلیس تا بگوییم چرا رفتیم…

سوره حجر، آیه ۳۰ :فسجد الملئکه کلهم أجمعون

قصه را از بیرون بگوییم. خدا این قصه را چند جا نقل نکرده و آغاز خلقت را برایمان ترسیم می کند.

حق تعالی فرمود قبل آدم موجوداتی وجود داشتند و حق تعالی با آنها در میان می گذارد که می خواهد حادثه ی جدیدی که خلقت آدم هست در میان بگذارد.

خدا میگه این یکی که میاید در هستی قرار است نقش ایفا کند. یکی از چیزهایی که خدا میگه این هست که خدا میگه می خواهم خلیفه الله درست کنم.

در نظام عالم هیچ موجودی را نمی شناسیم که امضائش امضا خدا باشد.

این آیات میگه موجود جدیدی می اید که جایگاه خلیفه اللهی دارد.

خدا میگه وقتی این موجود نمره اش ۱۰۰ شد، همه باید در مقابل او فروتن باشید. قرآن میگه همه گفتن چشم و یکی قبول نکرد و اونیکه قبول نکرد، خیلی باسواد هست. او قبل از آدم بوده و آن موجودی است بنام ابلیس و موجوداتی دیگر بنام ملائکه هم بودن.

ابلیس در عالم بود و نقش ایفا می کرد و وظایفی داشت. این موجود خبر از خلقت و کیفیت خلقت آدم داشت.

قرآن آدرس می دهد که آدم را از چه چیزی ساخته ام و ابلیس هم اشراف کامل دارد بر مدل ساخت آدم و می گوید من از کیفیت خلقت آدم باخبر هستم و به همین دلیل زیر بار سجده به آدم نمی روم.

ابلیس میگه آدم را از گل خشک درست کرده ای که این گل بسیار گندیده و بد بو بوده است.

امروز که بچه بدنیا می آید اون گندیدگی و بدبویی باهاش هست!

نکته می خواهم بگویم :

آیه کریمه به ابلیس گفت برو بیرون و وقتی می خواهد بیرونش کند، فهمید سرش کلاه رفته و با وجود دانایی ابلیس با سر خورد زمین.

این یعنی اگر ما هرچه بدانیم و بفهمیم ولی بنده نشویم، بسیار خطرناکتر می شویم و با سر به زمین می خوریم.

ابلیس خطرناکترین هست و خروار خروار آیت الله و ملا را روی یک انگشت می چرخاند.

علامه طباطبایی میگه همه مسائل دنیا را به ۷ اشکال بر می گردانیم و این ۷ اشکال به ابلیس بر می گردد.

ابلیس از کثرت با سوادی وقت خواست تا قیامت.

جواب : موافقت مشروط گشت ولی ابلیس گفته بود تا قیامت ولی آیه گفت تا وقت معلوم وقت داری.

ابلیس دید همه چیز را بدست نیاورد ولی فهمید این وقت معلوم هم زمان طولانی هست و می داند حق تعالی خلف وعده نمی کند.

ابلیس سپس گفت تمام اولاد آدم را گمراه می کنم الا مخلصین را.

جواب آمد : آقای ابلیس اشتباه فهمیدی و دست بالای دست زیاد هست و خدا گفت حتی یکنفر را هم نمی توانی گمراه کنی ولی یک کار می توانی بکنی و می توانی دعوت نامه بفرستی.۴۲حجر:إن عبادی لیس لک علیهم سلطان إلا من إتبعک من الغاوین.

در واقع انسان دو تا دعوت نامه دریافت می کند؛یکی ابلیس و یکی از طرف حق تعالی.

خدا هم گفته بود که موجودی خلق می کنم که می تواند هدایت یابد و شاکر باشد و نیز می تواند کفر بورزد.

یکی از ترجمه های خوبی که چاپ شده ترجمه آقای سید علی موسوی گرمارودی هست و چندین نفر از بزرگواران ترجمه او را ویراستاری کرده اند البته منظورمان این نیست که هر چه گفته، درست گفته و منظرومان این هست که ترجمه کارآمدی کرده است.

سجده بغیر معنایی که می گوییم ۷ عضو بر زمین بگذاریم معنای دیگری هم دارد بنام فروتنی که بنظر این درست تر باشد چرا که در ادامه آیه کلمه استکبار آمده و در واقع استکبار در مقبال فروتنی آمده است.

در خصوص ملائکه در آینده اگر خدا بخواهد حرف خواهیم زد.

ابلیس حاضر نشد با سجده کنندگان باشد.

خدای متعال مستقیم با ابلیس سخن می گوید: قال یا إبلیس ما لک ألا تکون مع الساجدین.۳۲حجر.

ابلیس از کل ولی الله ظاهر را می بیند و میگه من سرآمدتر از آدم هستم.قال لم أکن لأسجد لبشر خلقته من صلصال من حمإ مسنون.۳۳حجر.

خدا ابلیس را بیرون کرد و خدا گفت حالا که داری میری، از خدا داری دورتر می شوی و این یعنی ابلیس تا روز قیامت از خدا دور تر می شود.قال فاخرج منها فإنک رجیم۳۴٫

حالا یک سوال : آیا ما که داره سنمان میره بالا، به خدا نزدیک تر می شویم یا دور تر ؟

آیا ما داریم پیشرفت می کنیم یا داریم عقب گرد می کنیم؟

داریم بهتر می شویم یا بدتر ؟

اداامه آیه :قال ربّ فأنظرنی إلی یوم یبعثون.

شاه کلید درب خانه خدا، کلمه رب هست و شیطان هم با همین واژه از خدا چیزی می گوید و این واژه از زبان ابلیس نیافتاد و از زبان شما نیافتد.

شیطان وقتی رب را می گوید یعنی توحیدش درسته و یوم الدین را می گوید یعنی معاد را می شناسد و اصول دین ظاهری اش کاملا درست هست.

ابلیس داره زیرکی می کنه .

بما میگن در مقابل ولی الله زیرکی نکن.

زیرکی بفروش حیرانی بخر

به ابلیس تا وقت معلوم وقت دادن و اینکه کی و چطور می رود از بحث ما خارج هست.قال فإنک من المنظرین.۳۷حجر.

آیا اغوا با رب جور در می آید که ابلیس می گوید؟قال ربّ بما أغویتنی لأزینن لهم فی ألارض و لأغوینهم أجمعین.۳۹حجر.

ابلیس میگه تو(خدا) سر من کلاه گذاشتی!

ابلیس گفت میدونم که آدم می خواهد بیاید زمین و من کارها را برای او زینت می دهم.(لأزینن)

شیطان گفت دو تا کار می کنم:

اغوا که برای اغوا کردن آنرا زینت می کند (لأزینن و ….و لأغوینهم)و اول باید قبح کار را بشکند.

۲- اینکه ابلیس گفت الا عبادک المخلصین یعنی برای مخلصین اغواگری نمی کند یا زینت نمی کند؟

این الا یعنی مخلصین را اغوا نمی کند ولی برای اینها زینت می کند.

یعنی زینت برای همه هست هم برای پیغمبر هست هم برای علی هست و هم برای امام عصر هست و هم برای من و شما.

بعد از تزئین ، مردم دو دسته می شوند:

برخی اغوا می شوند و برخی اغوا نمی شوند.

خدا در مقبال حرفهای ابلیس می گوید من راه مستقیم را به بنده ها نشان می دهم.

خدا میگه ابلیس هیچ تسلطی بر بندگان  ندارد.

شیطان سوارکار ماهری هست وقتی که کسی بخواهد سواری بدهد.

خدا میگه هیچ تسلطی بر بندگان ندارد الا کسانیکه خودشان غوایت داشته باشد.

انحراف و گمراهی که منشا آن انحراف فکری باشد، می شود غوایت.

چنین انسانی مرکب بسیار راهواری برای شیطان هست.

انسانی که انحراف فکری یافته باشد.

به همین دلیل شاگردان اهل بیت می رفتند پیش اهل بیت و دینشان را عرضه می کردند تا ببینند درست فهمیده اند یا خیر.

سوره اسرا آیه ۶۵:إن عبادی لیس لک علیهم سلطان و کفی بربک وکیلا.

نحل ۹۹ و ۱۰۰ :إنه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون.إنما سلطانه علی ألذین یتولونه و الإین هم به مشرکون.

تا اینجا مطالبی را گفتیم و متدینها خطاهایشان را پای ابلیس مینویسند که مشخص شد اینطور نیست.

قرآن بارها گفته که شیطان دشمن شما هست و دشمن می خواهد به قلعه ی جان شما ورود کند.

سوره ناس اعلام کرد که شیطان راه ورودش ایجاد وسوسه کردن هست تا بتواند ورود به جان ما پیدا کند.(من شر الوسواس الخناس)

دشمن در هر جنگی از همه درها تلاش خواهد کرد که ورود کند.

یک روزنه کوچک در یک ساختمان، زمینه نفوذ آب را ایجاد می کند و سپس دخل آن ساختمان را می آورد.

ابلیس هم برای ورود به جان ما فقط یک روزنه نیاز دارد.

قرآن : انهم یراک هو و قبیله

دیدن دشمن در دعوا گرفتن آسان هست ولی اگر دشمن یکی نباشد و گروهی بیاید و ما نبینیم از کدوم سمت حمله می کند، جنگیدن خیلی سخت هست.

ابلیس دشمن هست.

ابلیس در صدد نفوذ هست

ابلیس دیده نمی شود.

بر ما هم حفظ جان واجب عینی هست و نه واجب کفایی.

تمام مکلفان باید مراقبت کنند از نفوذ شیطان.

آقای حسن زاده می گوید کاری واجب تر از تهذیب نفس نداریم.

یکی از راه های بزرگ شیطان برای ورود به جان ما، شکم پر می باشد.

اینجا داریم از شکم پر از حلال حرف می زنیم و الا تکلیف شکم پر از حرام که از بحث ما خارج هست.

 


 

دانلود فایل صوتی شب پانزدهم ماه مبارک رمضان-سه شنبه۱۳۹۲/۵/۱

موضوع جلسه:تغییر

متن جلسه:

یا ابها الذین آمنوا علیکم انفسکم

مرا به هیچ کتاب دگر حواله نده

که من حقیقت خود را کتاب می بینم.

یک روایت :

الناس معادن …

ما معدن شناس می خواهیم تا کمک کند این معدن استخراج بشود.

و نیاز داریم که این چیزهای با ارزش را از دل خودش در بیاورد.

قرآن به ما نشان داده که فریب پدر و پسری را نخورید و تلازم بین این دو وجود ندارد و نباید خیال کنیم که اگر پدری خیلی گل و گلاب بود،بچه اش هم همینطور هست.

متاسفانه این ذهنیت وجود دارد.

اخیرا تلویزیون آقازاده یکی از بزرگان را نشان می داد.دیدم اون آقازاده ریشه کمالات غیر معصوم را زد به بهانه دفاع از معصوم و وجود برخی کتابها که از کمالات سخن می گویند، کار انگلیسی ها هست و این واقعا خیلی بدفهمی هست.

آیا شما باور می کنید که قرآن دارد از بعد بهشت و جهنم و بعد قیامت خبر می دهد ، باور می کنید؟

چنانچه قرآن کریم از قبل خلقت من و شما هم خبر داده است.

آدمها استعدادهای خیلی عجیبی دارند.

به خودتان جواب بدهید که کدام برایتان عجیب هست که تخت بالغیس را از جایی به جایی دیگر بیاورد یا کسی در یک جلسه، سحره ی دیروز را به شهدای امروز تبدیل کند.(اشاره به داستان موسی و سحره)

اگر به اینجا برسیم که عشقمان به غذا قطع شود بدلیل معارفی که بدست می آوریم، چه تحولی در ما حاصل شده است؟

اینجا از آب و غذا گفتیم و شما ماشین و شغل و غیره را نیز همینطور معنا کن.

انسان نیازهای متعددی دارد ولی به چه دید باید نگاه کند؟

به دید اسیری و اینکه خودش اسیر نیازها بشود یا نیازهایش اسیر او باشند؟

انبیا آمده اند که نیازهای ما را، اسیر ما بکنند و نقطه مقابل انبیا می خواهند ما را نوکر نیازهایمان بکنند.

روایت از امام حسن مجتبی :

فردی از امام نصیحت درخواست کرد.

امام فرمود :

۱-      خودت را مسافر بدان.

مردم تلقیشان به دنیا دو جور هست : برخی خودشان را مسافر می دانند و برخی خودشان را مقیم می دانند.

اگر کسی مسافر هست، مسافر توشه می خواهد یا نمی خواهد؟

علامت مسافر بودن شما چیست ؟

شخص مسافر علائمی دارد.

مسافر همه چیز را می بیند و شاید تحسین هم بکند ولی دل نمی بندد.

اما فرد مقیم به یک چیزهایی دل می بندد.

متاسفانه تلقی ما از دنیا اقمات هست و نه سفر و لذا کسی مسافر شود، می گوییم زود بود که رفت !

۲-      برای خودت توشه بدست بیاور قبل از اینکه اجلت فرا رسد.

یعنی کسی دیگری برای شما توشه نمی آورد.

حافظ : گوهر معرفت آموز که با خود ببری        که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

 

قرآن : اگر کسی در دنیا چشمش باز نشود، در آخرت هم کور محشور می شود.

حضرت علی میگه بدنبال طالب دنیا، مرگ دارد می دود و مرگ در کمین طالب دنیا هست.

شما می روید دنبال دنیا و مرگ هم بدنبال شما هست.

۳-      حضرت می گوید فرصتها را غنیمت بشمار.

قرآن نشانمان داد که سرتاپای موسی و هارون، معجزه می بارد. قرآن نشان داد که معجزه ها یکی از دیگری بزرگتر هست و اینهمه فرعون معجزه دید ولی ایمان نیاورد و موقع غرق شدن گفت ایمان آوردم به آنچه بنی اسرائیل ایمان آورد و فرعون نمی گوید ایمان آوردم به آنچه موسی آورده و خدا در مقابل این حرف او می گوید : الان !

آیا داشته های ما بر اساس نیازها هست و یا بر اساس روز مبادا هاست ؟!

به همین دلیل هست که ما در خریدن هم دچار سوء خریدن هستیم.

۴-      حضرت میگه آنچه از شما بماند، ذخیره دیگری می شود.

ذخیره دیگری می شود یعنی شما حمال دیگری می شوید و معلوم نیست دیگری چطور مصرف کند.

۵-      امام می فرماید امور دنیا را به ۳ قسمت تقسیم کن : حلال، حرام، امور مشتبه

امام فرمود هر چه حلال هست، در پیشگاه خدا حساب دارد و باید بگویی چه کرده ای و چه نکرده ای.

امام فرمود هر چه حرام هست، اگر مرتکب شوی، عقاب دارد.

امام فرمود هر چه مشتبه هست، عتاب دارد. یعنی انتظار نداشتیم که شما مرتکب این شوید.

وقتی گفته می شود عتاب دارد، یعنی به طرفش نرو.

۶- امام می فرماید اگر می خواهی از دنیا بهره ببری، دنیا را بعنوان یک مردار در نظر بگیر و بمنزله میته بگیر و به اندازه ای بردار که کفایت می کند.

اکل میت حرام هست یا نه ؟

می گوییم حرام هست مگر اینکه ضرورت پیش بیاید و البته اکل میت به میزان ضرورت باید بشود. اصلاحا می گوییم این طرف باید رفع گشنگی کند و اگر با دولقمه رفع گشنگی شد، دیگر لقمه سوم از میت بر او حرام هست.

حضرت امیر در نهج البلاغه میگه دنیا را اینطور ببین که استخوان خوک هست در دست یک جزامی !

ما باید عادت کنیم که به اندازه مورد نیازمان در همه چیز برداریم. در کارمان در تحصیل و و و و.

اگر روزه ما همین پیام را در ما زنده کند که خدای شما همه جا هست و خدای شما ، شما را از خودتان بیشتر می شناسد و جانماز آب نکش.

وقتی امام معصوم می گوید اضافه تر از نیازت از دنیا برندار این شامل نصیحت اضافه هم هست. شامل خواندن اضافه هم هست و  و و و و.

از بدبختیهای امروز ما این هست که فاصله کهکشان تا کهکشان میان علم و عمل ما هست.

به همین دلیل پیغمبر میگه پناه می برم به خدا از علمی که لاینفع می باشد.

۷-      امام جتبی می فرماید در بهره مندی از دنیا حریصانه بهره نگیر.

متاسفانه این عبارت را بد ترجمه کردند و یک عده ای این روایت ناب را وارونه معنا کردند:

روایت : اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا.

گفتن برای دنیایت طوری رفتار کن که همیشه زنده  هستی و این معنا کردن یعنی حریصانه رفتار نکن.

اصلا به همین نگاه غلط هست که کتابی را می خریم و می بریم خونه و نمی خونیمش چون میگیم این کتاب هست و ما هم هستیم ولی کتابی که امانتی هست، لااقل چند صفحه را سریع می خوانیم.

۸-      طوری رفتار کن که گویا فردا قرار هست بمیری و طوری خانه آخرتت را درست کن که گویا فردا قرار هست بمیری.

میت چه چیزی لازم دارد :

کفن

قبر

غسل دادن

وصیت نامه می خواهد- کدام یک از شما وصیت نامه دارید؟! یکی از برکات جنگ این بود که همه رفقا پا برکاب بودند و اول همه وصیت نامه شان را داشتند.

فکر کرده اید که چی می خواهید بنویسید و برای کی می خواهید بنویسید؟!

۹- امام فرمود میزان بهره گیری ات از دنیا به میزان ضرورت باشد و به این مقدار هم دل مبند.

امام فرمودند هرکسی به هر اندازه ای که به دنیا دل می بندد، به همان اندازه از آخرت فراموش می کند.

خوف آخرت یکی از امتحانهای قرآنی هست. قرآن به برخی از این عالمان یهودی می گوید اگر راست می گویید، چقدر عاشق مرگ هستید؟

علی عاشق از دنیا رفتن هست و اینگونه به دنیا نگریسته است.

۱۰ – هر چه به دنیا حریصانه بنگرید، حریص تر هم می شوید. دنیا آب شور هست و هر چه بخورید، تشنه تر می شوید و هر چه حرص دنیا در چشم شما بیشتر شود، بغض خدا نسبت به فرد حریص نیز بیشتر می شود.

 

 

خدایا ما هم سراغ فرعونهای زیادی می رویم و کاش ایمانمان به موسی و هارون می رسید!

 


 

دانلود فایل صوتی شب شانزدهم ماه مبارک رمضان-چهارشنبه۱۳۹۲/۵/۲

موضوع جلسه:دشمنی شیطان با مومنین ونوع برخورد مومنین با وی

متن جلسه:

میان متدینین و غیرمتدینین تفاوت زیادی است.

یک تفاوت:

غیرمتدینین اول و آخر کار را همین عالم که در ان هستیم می دانند.

متدینین میگن الان که این عالم هستیم، قبلش در منازل دیگری بودیم.

می شود ما بندگی الله کنیم یا بندگی ابلیس.

تا عدم عبادت شیطان اتفاق نیافتد، عبادت الله اتفاق نمی افتد.

ما باید نسبت به طاغوت کافر شویم و یک نه محکم بگوییم و ایستادن در مقابل ابلیس از ضرورتهای ایمانمان می باشد.

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید.

ما از گشنگی که شما را مریض کند، حرف نمی زنیم و اصلا چنین چیزی را ما نگفتیم.

قبل از کسب فضائل، اول باید ترک رذایل نمود.

هرکسی خودش را دقیق می شناسد و می تواند رذائل خود را بهتر از هرکسی بشناسد.

در پیشگاه الهی، باید اعتراف به بدیهایمان بکنیم.

نحوه وجود ابلیس اینچنین هست که :

یک تن است و در هزاران می رود

در هر آن کس رفت، او آن میشود

اهل بیت فرمودند که ابلیس چنان در آدمها نفوذ می کند همچنانکه خون در بدن جریان دارد.

به عبارتی، ابلیس در صورت نفوذ، از نوک سر تا نوک پای ما جریان دارد!

قرآن کریم میگه این موجود را جدی بگیرید و باور کنید که ابلیس از خدایش هست که او را جدی نگیرند.

ما ها الکی شیر شدیم و با انگشتر و قیافه شیر شدیم و حقیقت جانمان از شیر بودن خیلی فاصله دارد.

آیه ۵۳ سوره اسراء :

ان شیطان کان للانسان عدوا مبینا

۱-      دشمن برای ضربه زدن به شما، طرح رفاقت می ریزد.

از عداوت شیطان، پس گردنی نخوانید و از عدوات او طرح دوستی ببینید.

دشمن سلسله دوستی می جنباند …

به برکت جلسات امام حسین، بغض یزید آنقدر در ما زیاد شده که حاضر نیستیم اسم بچه مان را بگذاریم یزید و متاسفانه این بغض نسبت به شیطان در ما نیست و ما با ابلیس همزیستی مسالمت آمیز پیدا کردیم.

ما باید نسبت به شیطان عدو باشیم و سایه او را با تیر بزنیم.

باید هر کاری با شیطان ارتباط دارد، از آن دوری کنیم.

گاه سخنرانی کردن، گاه کتاب نوشتن هم به دستور ابلیس می باشد و باید مراقبت کنیم و پیدا کنیم که نیتها و تحرکات ما از کجاست.

نشود که از یک طرف عداوت باشد و از طرف دیگر حماقت باشد.

واقعا از خودتان سوال کنید که چند درصد از شیطان بدتان می آید ؟

از یک جانوری که در تمام خباثتهای عالم پایش در میان هست، چقدر به آن حساسیت دارید و چقدر نسبت به آن عداوت دارید؟

خدا رحمت کند سازنده اخراجی ها را و واقعا در جنگ همه نوع آدم بودند.

رفیقی داشتیم که آمده بود و خیلی چیزها را ترک کرده بود الا سیگار را.

یک رفیق شهیدی داشتیم که نسبت به این رفیق سیگاری حساسیت عجیبی داشت. اقدام کرد به بسته شدن رسیدن کانالهای رسیدن سیگار و اون دوست سیگاری رفته بود با این لوله های آب، چپوق درست کرده بود.

چه می خواهیم بگوییم؟

می گوییم ما نسبت به شیطان متاسفانه احساس نفرت نداریم.

۲-      سوره فاطر: یرید شیطان ان یضلهم

شیطان می خواهد از مسیر خدا آنقدر دورتان کند که دیگر خدا را پیدا نکنید.

نسا آیه ۶۰: و کان الشیطان للانسان خذولا

شیطان خفت و خواری شما را می خواهد و ابلیس می خواهد شما را خار کند.

قرآن آدرس داد که شیطان با حضرت آدم اینچنین کاری را کرد.

شیخ بهایی اینرا به شعر درآورد :

جد تو آدم بهشتش جای بود                 قدسیان کردند بهر او سجود

یک گنه چون کرد گفتندش تمام           مذنبی مذنب، برو بیرون حزام

تو طمع داری که با چندین گناه             داخل جنت شوی ای رو سیاه

 

شیطان وقتی شما را خوار و خفیف می کند، می خواهد آبروی شما را پیش کرام الکاتبین ببرد و حواستان باشد.

این خواری هم پیش دوستان هست و هم پیش بالاتر از دوستان یعنی اولیا الهی نیز هست.

امام صادق گفت : طوری زندگی کنید که هر کی شما را دید، بگویند آفرین به اینکه اینها شاگرد امام صادق هستند نه اینکه باعث خواری ما بشوید.

یک طوری رفتار نکنید که بگویند این هم مسجدی ها !!!

فرقان آیه ۲۹:لقد أضلنی عن الذکر بعد إذ جاءنی و کان الشیطان للانسان خذولا

۳-      اعراف آیه ۲۷:   یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطان

ابلیس برای انحراف ما گام به گام عمل می کند و بزرگانی را به زمین زده است. یکشبه این بزرگان را نزده زمین.

ما باید جهات ایمانیمان را تقویت کنیم و وضو یکی از اینها هست. در روایت گفته میشود که وضو برای مومن حکم زره را دارد.

بهنگام خوردن، بسم الله بگویید.

چیزهایی که جهات ایمانی ما را تقویت می کند، افزایش دهید.

اهل سجده کردن باشید.

هر چیزی که ایمان شما را تقویت می کند، در مقابل شیطان را تضعیف می کند.

زن و مرد نامحرم با یکدیگر خلوت نکنند که ابلیس می گوید وقتی اینچنین حالتی پیش می آید این سلام از طرف مرد را من به سمت زن برده و جواب او را من برای این مرد می آورم. نگاه هر دو طرف به یکدیگر از کانال من انجام می شود.

شهوت فامیل نمی شناسد. برادر نمی شناسد. خواهر و برادری نمی شناسد و بدانید یک چیزهایی مرز و خطر هست.

قران گفته به بچه هایتان یاد بدهید که وقتی بچه می خواهد بیاید داخل اتاق پدر و مادر، حتما در بزند و بچه نباید پدر و مادر را در هنگامی که لباسشان سبک شده، ببیند.

آرام آرام قبح برخی چیزها می ریزد.

برخی فکر می کنن همین که گفتن ما با هم خواهر و برادریم، دیگر مشکلی نیست!

اسلام میگه دو نفر با هم استراحت می کنند از یک پتو استفاده نکنن و این دستور هست و خدا گفت نکن و گوش بده.

ای کاش همینقدر که نزد اطباء رام هستیم نزد انبیا و دستورات الهی رام بودیم.

واقعا در چشم شما، یک پزشک بالاتر هست یا پیغمبر الوالعزم ؟!

سوره نور آیه ۲۱ :یا أیها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فإنه یأمر بالفحشاء والمنکر .

۴-      مجادله – آیه ۱۹:إستحوذ علیهم الشیطان فأنساهم ذکر الله اولئک حزب الشیطان ألا إن حزب الشیطان هم الخاسرون

شیطان کاملا چیره می شود.

وسط جنگ ، حضرت سید الشهدا این آیه را خواند و گفت شیطان کاملا بر این آدمها چیره شده است.

شیطان وقتی کاملا چیره شد، باعث می شود که انسان خدا را فراموش کند.

خودتان را بررسی کنید که در یک ۲۴ ساعت چند ساعت خدا را فراموش می کنید ؟

وقتی خدا را فراموش کنیم، یعنی هیچ چیزی نداریم و قرآن میگه اینها در حزب و گروه شیطان هستند.

و خدا میگه حزب شیطان از خسارت دیده ها هستند یعنی سرمایه وجودشان را از دست داده و باخته اند.

۵-      عنکبوت – آیه ۳۸:و عادا و ثمودا و فد تبین لکم من مساکنهم و زین لهم الشیطان أعمالهم  فصدهم عن السبیل و کانوا مستبصرین.

در شبهای قدر چند سوره را دستور داریم بخوانیم یکی عنکبوت و یکی روم.

شیطان اعمال ما را زینت می دهد.

خیلی از مواقع کمک به دیگران غلط هست.

عابد بنی اسرائیل را کسانی می آمدند پیش عابد و می گفتن تو دعا کن تا کارها درست شود.

یک دختر جوان را آوردند برای این عابد و گفتن مریض هست و یک امشب جای شما بماند و شما هم پیرمرد و عابد و زاهد و این دختر هم مردنی.

شیطان آمد وسط و گفت بیا به این دختر کمک کن و نگذار بمیرد و بیافتد خونش گردن شما.

آرام آرام شیطان روی ذهن این عابد کار کرد و حتی گفت اگر یک رابطه ای داشته باشی، شاید زود تر هم نجات بیابد.

بعد ارتباط گرفت و شیطان گفت این داداش دارد و بعد آرام آرام وادارش کرد که بکشدش و بعد دفنش کرد.

روز بعد دادشها آمدند و گفتن این دختر چی شد و گفت خوب شد و رفت !

این عابد چقدر کارها را خراب کرد و حتی استغفار هم نکرد.

خدا می گوید اگر خطا و اشتباه کردید، سریع توبه کنید و برگردید و توجیه نکنید.

خیلی از مواقع کمک به دیگران غلط هست.

در زمان ما یکی از فاجعه هایی که دارد اتفاق می افتد، این مشاوره هایی هست که دارد داده می شود. بعد شما می بینید که زن شوهردار علاقه مند شده است به همین آقای مشاور!

این آیه عنکبوت در ادامه می گوید این کسانیکه برایشان اعمال غلطشان زینت داده شده بود، عالم مقصر هستند و آگاهانه به سمت خطا رفته اند.

ابلیس آگاهان را هم فریب می دهد.

۶-      حشر آیه ۱۶:کمثل الشیطان إذ قال للانسان اکفر فلما کفر قال أنی بریء منک إنی أخاف الله رب العالمین.

ابلیس ما را بدبخت هم می کند و بد از ما فاصله می گیرد.

شیطان به ما دستور می دهد که حرف خدا را زیر پا بگذار و وقتی حرف او را گوش می دهیم، ابلیس می گوید من از تو متنفر هستم.

ابلیس بعد جانماز آب می کشد و میگه من حاضر نیستم بار تو را به گردن بکشم و من از خدا می ترسم !!!

مراقب باشید و مداخل شیطان را بشناسید و ما داریم از یک جانور اینچنین صحبت می کنیم.

بدانید که خدا سریع الرضا هست و خدا به سحره ای که آمده بودند موسی را بشکنند، به محض برگشتن،، خدا مقام شهادت را به آنها داد.

گفته شد که لحظه ای که برگردید، همان لحظه ، شب قدر شما هست.

 


 

دانلود فایل صوتی شب هفدهم ماه مبارک رمضان-پنجشنبه۱۳۹۲/۵/۳

موضوع جلسه:علل سخت دل شدن مومنین و…

متن جلسه:

رسیدیم به یک نکته مهم قرآنی و اینکه انسان به طور واقعی باید بداند که یک موجود حقیقی در این عالم وجود دارد که اصرار دارد که جلوی کمالات ما را بگیرد و شاید ما کمالی بزرگتر از تهذیب نداریم.

آن موجود بدنبال هست که یا ما نتوانیم تصمیم برای اصلاح بگیریم یا تصمیهایی که می گیریم، آنی باشد. طبع ابلیس هم اینطرو هست که عجول باشد.

قرآن فرمود که در مسیر تهذیب بایستی استقامت داشته باشیم.

الذین قالوا ربنا الله ثم ستقاموا…

این آیه قانون خدا هست و یعنی بدون استقامت کار پیش نمی رود.

تازه آدمی وقتی خوب می شود، اول بدبختی هست و به همین دلیل علمای ما بر حسب روایات گفتند دو نوع حجاب داریم:

حجاب ظلمانی

وقتی خوب شدیم، حجابهای دیگری می آید بنام حجاب نورانی.

خدایا کاری بکن که بینایی ما طوری وسعت پیدا کند که حجابهای نورانی را نیز بکنار بگذارد.

انبیا همه آنها بزرگ هستند و انبیائی که در قرآن اسمشان آمده، خیلی بزرگ هستند. در بین اینها یکی هست بنام یحیی که دخل پدرش را درآوردند که او را به ذکریا دادند.

سوره مبارکه مریم را نگاه کنید.

ذکریا از خدا فرزندی می خواهد که ولی الله باشد.

خدا هم گفت به شما همین ولی الله را دادم و یحیی ولی الله است.

عده ای بد هستند و هنوز خوب نشده اند و عده ای هستند که خوب اند و این خوب ها باید ترس و اضطرابشان بیشتر باشد.

یادتان می آید امام وقتی بحث نائب منابی رهبری شده بود در نامه امام می نویسند که تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به آن.

سعدی :

چو مرگ اندراند ز خوابت چه سود.

حضرت امیر فرمود : مردم خواب هستند و وقتی می میرند، بیدار می شوند.

چو شیبت درآمد به روی شباب ……….. شبت روز شد دیده برکن ز خواب
من آن روز برکندم از عمر امید ……………… که افتادم اندر سیاهی سپید
دریغا که بگذشت عمر عزیز ……………. بخواهد گذشت این دمی چند نیز
گذشتت آنچه در ناصوابی گذشت ………… ور این نیز هم در نیابی گذشت
کنون وقت تخم است اگر پروری ………….. گر امیدواری که خرمن بری
به شهر قیامت مرو تنگدست ………….. که وجهی ندارد به حسرت نشست.

اهل بیت عصمت فرمودند بین شکم و سایر اعضا و جوارح و روحتان ارتباط هست و شکمتان را تربیت کنید تا بتوانید شهوتتان را کنترل کنید.

از خودتان سوال کنید که چرا ما دچار قصاوت قلب می شویم و اشک چشممان خشک می شود؟

چرا توی روضه ها چشممان اشک ندارد ؟!

اگر چشمتان خشک هست، چرا حزنتان نیست ؟!

تو پرانتز، مادری اگر یک مدتی بچه اش را شیر ندهد، شیرش خشک می شود و چشم هم همینطور هست.

خدا سازنده فیلم یوسف را رحمت کند. تو فیلم آنجا که زلیخا پیر شده و دیگه چشمش نمی بیند و شروع کردن بتها را شکستن و آرام آرام با خدا حرف زد و گفت من تو را نمی شناسم ولی این قدر خوب هستی که یوسف گل و گلاب عاشق تو هست.

گریه بر هر درد بی درمانی دوا هست.

گریه ای درمان می کند که بر اساس محبت باشد.

دو کس یوسف گم کردند :

داداشها

یعقوب

یک عده ای بفکرش نبودند

یعقوب هم یوسف را گم کرده بود .

چطور می شود یک مسلمان معتقد باشد که امام دارد و امامش زعیم کل عالم هست ولی ما اصلا بی تابی نسبت به ولی و حجت خدا نداریم.

ربنا اتنا دعای خیلی خوبی است ولی بزرگی را می شناسیم که به آقای بهاءالدینی یک پیغام تند فرستاد و گفت چرا تو قنوتتون نمی گی الله کن لولیک الحجه بن الحسن ؟!

یک چیزهایی آمده و یک چیزهایی پریده است و پیدا کنید چه شد که اشک چشممان کم شد ؟!

ادامه شعر سعدی :

کنونت که چشم است اشکی ببار

زبان در دهان است عذری بیار

خدا اینقدر کریم هست و میگه به من بگویید ،بی عذری مرا قبول کن و بی عذری مرا عذری بدان.

نپیوسته باشد روان در بدن

در همواره گردد زبان در دهن

سعدی :

قضا زنده ای را رگ جان برید

دگر کس به مرگش گریبان برید

 

شعر می گوید چه شد که مرگ دیگری که قرار بود برای شما یادآوری باشد، باعث شده که خودتان مرگتان فراموش کنید ؟!

 


 

دانلود فایل صوتی شب هجدهم ماه مبارک رمضان-جمعه ۱۳۹۲/۵/۴

موضوع جلسه:چرا ما شبیه انبیاء الهی نیستیم؟

متن جلسه:

یکی از بهترین تمرینهای همه شریعتها این بوده است که افراد مراقب شکمشان باشند.

دستورات متعددی را تا اینجا خوانده ایم.

امشب کمی می خواهیم در زمینه فوائد گشنگی و جوع سخن بگوییم و در واقع از آفات پرخوری بگوییم.

فردی آمده و اشکال کرده که خدا این چیزهایی که آفریده، کی باید بخورد؟

چرا باید یک خورده آنرا کم کرد؟

به خداوندی خدا قسم هیچ بنده ای در درگاه خدا صاف و پاک نشد الا به برکت گشنگی. تحت ولایت الهی نرفتند الا با گشنگی. اگر روی آب راه رفتن، با تمرین گشنگی بود. اگر شنیده اید عده ای طی الارض کردند از گشنگی بود و عکس آن هم درست هست که هر بلایی آمد، از پرخوری بود.

گشنگی خاصیتش چیست؟ جوع غیر از اذیت کردن، کاری دیگر هم می کند؟

فرد اشکال کننده اول می گوید که گشنگی اذیت و آزار دارد و بعد میگه اگر اینطور هست، باید هرچیزی که آدم را اذیت می کند، آدم باید برود طرف او مثلا مار نیش می زند و ما برویم نیش آنرا بخوریم تا تهذیب نفس شویم ؟!

مستشکل آمد جوع و گرسنگی را اینطوری خراب کند و این فرد نیامد توضیح انبیا که این نسخه را داده اند بشنود!

هیچ پیغمبری از روی میل و هوای خود حرف نزده اند.

وقتی می دانیم که انبیا از روی هوی حرف نمی زنند، حداقل باید نسخه را خراب نکنیم و نهایتا بگوییم دلیل آنرا نمی دانیم.

قرآن می گوید اگر دیدید حرفها شبیه هم هست، در واقع دلها به هر گره خورده است.

فرد اشکال کننده نیامد ببیند که چرا نمی خواهد سخن انبیا را بپذیرد و با شیوه آنها فاصله گرفته است.

جوع تنها مال یک پیغمبر نبود بلکه مال همه انبیا بود و مال همه اولیا بوده است.

مرحوم فیض به فرد اشکال کننده پاسخ می دهد.

مرحوم فیض می گوید تحلیل شما غلط هست. کی گفته چون جوع اذیت می کند، خوب هست؟

ما گفتیم جوع خوب هست، چون منافعی دارد. بعد مرحوم فیض مثالی می زند:

می گوید داروی تلخ را شما می خوری نه به خاطر تلخ بودن آن بلکه به خاطر اثر شفای آن شما آنرا می خورید.

پس نمی شود گفت هر چیزی که تلخ هست، شفا می دهد.

پس اگر دارو خوب هست، بخاطر مزه آن نیست و خوبی آن بخاطر منافع آن می باشد.

پس به خاطر اذیت شدن و عرق کردن به سمت جوع نمی رویم.

منفعت دارو را چه کسی تشخیص می دهد؟ جواب می دهیم : طبیب.

حال سوال می کنیم که منفعت این جان شما را چه کسی تشخیص می دهد؟ جواب می دهیم: پیغمبر که طبیب جان آدمها هست.

جوع دهها خاصیت دارد، چه بدانیم و چه ندانیم و این اثرش را می کذارد بشرط اینکه جوع را تحمل کنید.

من اگر خودم بودم، نباید خاصیتهای جوع را توضیح بدهم و در واقع گر مرد ره هستید، باید بروید.

تا اینجا بینی و بین الله نباید خاصیت جوع را بگویم و در واقع انبیا این نسخه را پیچیده اند و ما باید گوش کنیم اما با توجه به اینکه شیطان وسوسه می کند، خاصیت برخی چیزها را می گوییم.

برخی چیزها را اگر آدم خاصیت آنرا بداند، شیطان کمتر مانور می کند.

حافظ ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟
برو ای خواجه ی عاقل، هنری بهتر ازین؟ (عاقل در اینجا فحش ناموسی حساب می شود)

خاصیتهای جوع :

دین ما می گوید یک جسد داریم و یک جان و جان شما بگونه ای است که هر خطایی را که مرتکب می شوید در صفحه جانتان یک نقطه سیاه می نشیند.

آل رسول فرمودند که صفحه جان آدمی که سفید هست، بواسطه خطاهایی که مرتکب می شود، آرام آرام سیاه می شود و صفحه روح وقتی سیاه بشود، بلاها سر آدم می آید.

شنیده ایم که بحث شد که هندی ها در نقاشی ماهر تر هستند یا چینی ها.

سالنی را گرفتند و یک طرف هندی ها بودن و یک طرف چینی ها و یک پرده بینشان گذاشتند.

سمت هندی ها بی سر و صدا کار می کردند و سمت چینی ها خیلی با سر و صدا.

هندی ها عالی نقاشی کشیده بودند و چینی ها فقط دیوار را سیقل داده بودند و هندی ها هر چه کشیده بودند، عکس آن آنجا افتاده بود.

روایت :هیچ چیزی در عالم نیست الا اینکه این شی یک اصلی دارد و اصل آن پیش خدا هست.

اگر همه چیز عندالله اصلی دارد، قلب که سیقل یابد، چه می شود.

هرکسی ز اندازهء روشندلی .. غیب را بیند بقدر صیقلی

هر که صیقل بیش کرد او بیش دید .. بیشتر آمد بر او صورت پدید

لذا وقتی کسی می آمد پیش آقای نخودکی آقای نخودکی در جان خودش نگاه می انداخت، جای آن طرف را پیدا می کرد.

حافظ :

دیو چو بیرون رود، فرشته در آید.

این دیو را از جان ما گشنگی بیرون می اندازد.

به هر اندازه که این دیو بیرون رود، صافی برای قلب ما ایجاد می شود.

روایت آل رسول : در خانه ای که عکس کلب باشد، فرشته ها گام نمی گذارند.

یکی از مداخل شیطان عصبانیت بی مورد هست و او که بیاید، دیگر جای ملائکه نیست.

در شبهای قدر یک سلسله ملائکه دارن وارد می شوند و فرودگاه آنها جان و قلب شماست و باید مراقبت کرد.

به همین دلیل گفتیم اگر در دلتان کینه هست، آنرا کنار بگذارید.

۱- جوع صفحه جان آدمی را صاف می کند.

گفتیم هر یک از ما بینهایت استعداد داریم و وقتی این شوره زار برود کنار، خاک حاصلخیز می آید جلو و می شود کشت کرد.

مثنوی ۶ دقتر دارد و صاحب مثنوی دفتر اول را می گوید و بعد می بیند شعرها تیره و تار شده و دفتر را بست.

قلم را گذاشت و شروع کرد خود را سیقل دادن و گفت :

مهلتی می خواست تا خون شیر شد

۲- جوع استعدادها را به فعلیت می رساند.

حالا پیدا کنید که اهل بیت می گویند ۳۰ شبانه روز به موسی آب و غذا ندادند تا به او تورات را دادند.

تو روایات می گویند در این مدت موسی به فکرش هم خطور نکرد که ما غذا لازم داریم. چون موسی از نسل ابراهیم است.

یکی از تربیتهای بد، پر خور تربیت کردن بچه هایمان هست!

۳- پرخوری قدرت حافظه را پایین می آورد و کند ذهن می شود.

شهید صدوقی(شهید سوم محراب یزد) به طلبه ها شهریه می داد که معمولا اعدا پرداختی اعشاری بود و در قم راه می افتاد و به طلبه ها شهریه می داد و شب می رفت این رقمهایی که داده می نوشت.

پیامبر اسلام فرمود : هر چیزی ذکاتی دارد. بدن شما هم ذکاتی دارد. ذکات بدن، گشنگی هست.

حالا نگویید فلانی ذکات نمی دهد.

ذکات یعنی نمو و رشد و جوع بدنتان را رشد می دهد.

گاهی برخی روح ها، جسد شده و گاهی برخی جسدها، روحانی شده اند.

۴- خاصیت گشنگی رقت قلب می آورد که نقطه مقابل آن قصاوت قلب هست.

چشمی که خشک می شود یعنی قصاوت قلب پیدا کرده است.

قرآن با حزن نازل شده و آنرا باید با حزن خواند.

دو نفر را می شناسیم؛ یکی اقبال لاهوری هست.

برای خواندن قرآن یک جای خلوت پیدا کنید و با حزن قرآن بخوانید.

از لذت بگوییم :

یک مهمانی بود که عالی ترین میوه ها برای مهمانان درج شده بود.

وقتی یوسف را دیدند، قرآن میگه در جریان ملاقات زنان مصر با یوسف و ماجراهای آن قبل از آمدن یوسف حرفها کاملا زمینی هست ولی وقتی یوسف را دیدند گفتند یوسف یک ملک هست و حرفهای آسمانی می زدند و وسط چشم چرانی حرفهای الهی میزنند. علت این سخن گفتن، دیدن یک لذت بالاتری هست.

از خودتان سوال کنید که از نمازتان یا قرآن خواندن لذتی بردید؟!

از دیدن نماز امام راحل کیف می کنیم و این یعنی آن نماز خوان بیشترین لذت را دارد می برد.

آب سرد را داخل لیوان می ریزیم و بیرون لیوان آب جمع می شود و جوع لذت ها را زیاد می کند.

یک کلمه از سعدی :

عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی
در نماز بکردی صاحب دلی شنید و گفت اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار ازین فاضل تر بودی

اندرون از طعام خالی دار
تا درو نور معرفت بینی

تهی از حکمتی به علت آن
که پری از طعام تا بینی

 

 

اشکال ما اصلا اینجا نیست بلکه در اصل اخبار رسیده در کیفیت تناول و اکل انبیا هست.

 


 

دانلود فایل صوتی شب بیست ودوم ماه مبارک رمضان-سه شنبه۱۳۹۲/۵/۸

موضوع جلسه:عمل نکردن به یک دستور پیغمبر خدا موجب بروز خطایای بیشمار شده است….

متن جلسه:

گفتیم که یکی از چیزهایی که انبیا برای ما آوردند  این است که چه چیزهایی به ضرر ما هست و چه چیزهایی به نفع ماست.

اونها میگن یک چیزهایی برای بدنتان و یک چیزهایی برای فکرتان و یک چیزهایی برای جانتان مضر می باشد.

مردم زمان پیغمبر می فهمیدن پیغمبر یعنی چه و فکرشون مشکل نداشت بلکه جانشان مشکل داشت و قرآن آدرس می دهد که این حرفهایی که نبی اکرم آورده همان حرفهایی است که انبیا قبلی آورده بودند و این حرفها نا آشنا نبوده است. این مشخص می کند که فکرشان دچار مشکل نبوده بلکه روحشان بیمار بوده.

اسلام میگه اگر به دستور انبیا گوش کنید هم جسمتان و هم فکرتان سالم می شود و هم روحتان نجات پیدا می کند.

دو شب پیش از سعدی گفتیم که یک طبیبی آمد در مدینه و یک سال هیچ بیماری به او رجوع نکرد و بعد رفت پیش رسول خدا که چرا اینجا بیمار ندارد.

خیلی ها از بهداشت و درمان، بدنبال درمان هستند و اصلا به پیشگیری فکر نمی کنند.

پیغمبر اکرم با اقل این چیزها بحثها را پیش برده.

پیغمبر به آن طبیب می گوید که اینها یک چیز را یاد گرفته بودن که تبعیت کنند از پیغمبر اکرم.

مسلمانها آنقدر به وجود پیغمبر اعتماد داشتن که مثلا پیغمبر می گفت تند غذا نخور، با بسم الله بخور و یا لقمه را کوچک بردار.

حتی اینها نگاه می کردن که پیغمبر چطور دست شویی می رفت و آنرا تقلید می کردن. دنبال علت نبودند و به پیغمبراعتماد داشتند.

بچه کوچک وقتی می خواهد حرف زدن یاد بگیرد یک مدت به لب و دندان بابا و مامان نگاه می کند و یک مدتی ادا در می آورد و کم کم می فهمد. بچه کوچک برای یاد گرفتن بدنبال دلیل و علت نیست و اینکه چرا اینطور حرف بزنم یا آن طور. البته بچه غلط و غلوط هم می گوید ولی کم کم یاد می گیرد.

حضرت به این طبیب گفت ما به اینها گفته ایم که تا گشنه نشدید نخورید و تا سیر نشدید دست بردارید.

یک عالمه ساعت کوک می کنیم که بیدار شویم و بیدار نمی شویم و پیغمبر یاد داد که قبل خواب کم بخور و قبل خواب این آیه را بخوان، تا بیدار شوی.

چرا امروز مساجدمان در وقت نماز صبح خلوت هست ؟!!!

علت این اتفاقات این هست که یک چیزهایی در ما بهم ریخته. تکنولوژی خیرات زیادی آورده ولی ضررهایی هم داشت.

از خودتان سوال کنید با این همه ساعت، چرا نماز صبح خواب می مانیم؟

علتش روی زمین ماندن دستور رسول خداست.

هر دستوری که یک پیغمبر می دهد، تا زمانی که پیغمبر بعدی آنرا نسخ نکرده، به قوه خودش باقی است.

دیشب در جایی دیگر گفتیم که حضرت مسیح می گوید به شما فقط نمی گوییم به زن نامحرم نگاه نکن بلکه می گویم به لباس زن نامحرم نیز نگاه نکن …

بله ممکن است شما بگویید چطور توی اداره و بانک کار کنیم.

حرفتان درست است. علت این هست که اینهایی که ما امروز داریم، مال ما نیست و متاسفانه وارداتی هست و بومی سازی هم نشده است.

باور کنید که راه نجات امروزمان این هست که تابع پیغمبر شویم.

برای نجات جامعه هم راه همین هست.

با همین مقداری که داریم می توانیم روی پای خودمان بمانیم ولی چون از آموزه های دینی تبعیت نمی کنیم، تا می شنویم، آب کم شده، مصرف چند برابر شده.

امروز بازار و مسجد و مراکز تعلیم و تربیت مان با تعالیم پیغمبر و علی اداره نمی شود و راه زنده شدن نسخه های الکی پیچیدن نیست.

یکی از بهترین مصادیق توبه در این شبها این هست که برگردیم به تعالیم پیغمبر و علی.

یکی از فواید گشنگی این هست که دو چیز را فراوش نکنی:

۱-      خود گشنگی.

۲-      گرسنگان

اگر می خواهید درست بشویم، بگویید ما جهنمی هستیم و الا درست نمی شوید!

شما در این عالم هم می نوشید، در جهنم هم می نوشید و قرآن آدرس می دهد:

غاشیه آیه۶:لیس لها طعام إلا من ضریع

جهنمی ها غذا نمی خورن الا اینکه سمی هست و بوی گند می دهد و اینرا از سر مجبوری می خورن که گشنگیشان برطرف شود ولی با این خوراکی نه چاق می شود و نه گرسنگی آن برطرف می شود.

واقعه – آیه ۵۳:لأکلون من شجر من زقوم .فمالئون منها البطون

دخان آیه ۴۳:إن شجره الزقوم.طعام الأثیم.کالمهل یغلی فی البطون

هر که به گناه آغشته هست، باید از این درخت زقوم بخورد.

این درخت را عرب می فهمیده که شیره این درخت دارای شیره تلخ و بدبو هست که باعث می شود بدن ورم و باد کند.

قرآن وقتی آتش می گوید، برای این هست که بفهمیم و درکی پیدا کنیم.

ما با آتش دنیا فقط موضعی سوختیم و درکی نداریم سوختن یعنی چه.

بما میگن گشنگی را تحمل کن تا بعد مرگ جلوی خودت را بگیری.

امروز به برکت سید الشهدا، تشنه که می شویم، به یاد اباعبدالله می افتیم.

حضرت سید الشهدا غیر تشنگی، گشنه هم بوده است.

این بیاد آوردن تشنه و گشنه خوب است و کمال و رشد است اما تشنگی و گشنگی در جهنم را به یاد داشته باشید.

سوره کهف – آیه ۲۹ :إن یستغیثوا یغاثوا بماء کالمهل یشوی الوجوه بئس الشراب و ساءت مرتفقا.

قرآن میگه وقتی از این شجره   می خورند شروع به داد و فریاد می کنند و تشنه می شوند و به دادشان می رسیم و آبی به اینها می دهیم که مس گداخته هست. این نوشیدنی صورتشان را بریان می کند.

نعمتهای بهشتی هیچ وقت مثل هم نیستند و عذابهای جهنم نیز مثل هم نیستند.

یعنی هم نعمت بی نهایت و هم نغمت بی نهایت است.

۵- حالا گشنگی یکی از فوایدش این هست که بگوید جهنمی هم هست.

دور و بر ما اسبابی که ما را بیاد بهشت بیاندازد زیاد هست ولی یادآوری نسبت به جهنم نیست.

پس گشنگی که می کشی اول به داد خودت می رسی.

امروز در بحث مدیریت که وارد می شویم این هست که می گوییم مدیر باید در آن مرکز که می خواهد اداره کند، مستقر باشد چرا که باید بتواند شرایط را درک کند.

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم   احساس سوختن به تماشا نمیشود

۶- یکی دیگر از فواید گشنگی به یاد گرسنگان افتادن هست و باید توی شرایط آنها قرار بگیریم تا بفهمیم.

با تو در فقر و یتیمی ما چه کردیم از کرم               تو همان کن ای کریم از خُلق خود با خَلق ما
مادری کن مر یتیمان را بپرور شان بلطف             خواجگی کن  سائلان را طعمشان گردان وفا»

احساس سیری از خود سیری مهم تر هست.

متاسفانه ما ذره ای دغدغه گرسنگی نداریم چرا که همه چیز داریم.

ما باید با وجودمان این گشنگی را لمس کنیم.

روایت رسول خدا در رابطه با امیرالمومنین که می فرماید که علی جان خدا تو را با ۱۶ چیز زینت کرده است:

یکی اش حب فقرا و مساکین هست.

فقر را دوست ندارد بلکه فقرا را دوست دارد.

بیماری را دوست نداریم ولی بیماران را دوست داریم.

امام در خصوص نمایندگان زمان مجلس پهلوی می گفت که الان اینها را اگر ببریم در یک محله بچرخانیم، کسی اینها را نمی شناسد.این جمله امام فقط مال پهلوی نیست و امروز هم باید ببینیم که دیگران و برخی مسئولین چیکار می کنند و آیا می روند در میان مردم.یک عده رند و شیاد اسم این کار را گذاشتن ریا کاری!هر ریاکاری بد نیست.

واقعا بررسی کنید که چقدر فقرا را دوست دارید و برای این دوست داشتن چه هزینه ای می دهید!

چرا مسلمانان نسبت به فقرا حساسیتشان کم شده و حساس نیستند؟!

نسبت به مسائل پیرامونتان بی تفاوت نباشید.

موسی برای اینکه به پیغمبری برسد، وقایع متعددی برایش پیش آمد. داستان آن دو دختر شعیب را در سوره قصص ببینید.

موسی رفت به کمک آنها که پدرشان بیمار بود.

می شد که موسی بی تفاوت باشد ولی اینچنین نکرد.

برای من و شما هم اتفاقات زیادی می افتد که با هزارتا توجیه از کنار آن می گذریم.

 


 

دانلود فایل صوتی شب بیست وچهارم ماه مبارک رمضان-پنجشنبه۱۳۹۲/۵/۱۰

موضوع جلسه:فواید کم خوری

متن جلسه:

جمال چهره تو حجت موجه ماست.

از بابت قصور و تقصیرهایی که سالهای سال از سمت ما اتفاق افتاده، باید عذر خواست. یکی از وظایف حوزه های علمیه، تهذیب نفس جامعه بوده است.

یکی از اولین وظایف و رسالتشان، تهذیب خودشان هست و بتوانند یک سلسله از امور را در جان خود زنده کنند و از طریق آنها در جامعه تزریق شود.

از این می ترسم که یک رند و شیادی بلند شود و فردا بگوید متولیان دین اینها را به شما نگفتن و ما به شما می گوییم و بعد نمی توانیم آنرا جمع کنیم.

قبل انقلاب وقتی بحثهای عدل و ظلم گفتگو نشد، مارکسیستها آمدند و این حرفها را بدست گرفتند.

این خطر فقط مال اون روز نیست و  اینکه بعد بیایید بگویید ما این سخنان را به وفور در کلام امیر مومنان داشتیم، فایده ندارد.

امروز می بینید که عرفانهای کاذب دارد رشد می کند. عرفان سرخ پوستی را برای ما آوده اند.

دیر بجنبید، دیگر فایده ندارد که بگویید ما این نسخه های تهذیب نفس را داشتیم!

قرآن می گوید و تواصو ا بالحق و باید مردم درست و حق را به هم سفارش بکنند و نگوییم یکبار گفتیم و تمام !

باید بارها همدیگر را سفارش کنیم و معروفات را بین خود زنده نگه داریم.

این دلایلی که بعنوان فواید گرسنگی می گوییم، دلایل وحی شده نیست بلکه بواسطه تفکر بدست آمده و می شود شما فکر کنید و دلایل دیگری نیز بیابید.

برخی فواید جوع را گفتیم و گفته شد که خود شخص برسد به مقام درد و از مقام بی دردی خارج شود.

سعدی : تندرستان را نباشد درد ریش         جز به همدردی نگویم درد خویش

گفتن از زنبور بی حاصل بود                  با یکی در عمر خود ناخورده نیش

سوز من با دیگری نسبت مکن                  او نمک بر دست و من بر عضو ریش

 

سعدی :

گفتن از زنبور بی حاصل بود             با یکی در عمر خود ناخورده نیش

تا تو را حالی نباشد همچو ما              حال ما باشد تو را افسانه پیش

سوز من با دیگری نسبت نکن        او نمک بر دست و من بر عضو ریش

سعدی :

توانگری بخیل را پسری رنجور بود، نیک خواهان گفتندش مصلحت آنست که ختم قرآنی کنی از بهر وی یا بذل قربانی. لختی به اندیشه فرو رفت و گفت مصحف مهجور اولیتر است که گله دور.

صاحب دلی بشنید و گفت ختمش به علت آن اختیار آمد که قرآن بر سر زبانست و زر در میان جان

بدترین دشمن آدمی کیست؟

روایت میگه از شیطان دشمن تر هم دارید. قرآن گفته بود شیطان دشمن هست و روایت آل رسول گفت از شیطان دشمن تر هم دارید.

روایت میگه بدترین دشمن نفس شماست که بین دو پهلوی شماست.

سعدی میگه هر دشمنی که با او خوبی کنی، نرم تر می شود الا یک دشمن که هر چی به او خوبی کنی، بدتر می شود.

از حکیمی پرسیدند:اینکه می گویند بدترین دشمن انسان نفس اوست ، یعنی چه؟ چرا نفس را بزرگ ترین دشمن می دانند؟

حکیم پاسخ داد: برای این است که به هر دشمنی خوبی کنی، دوست می شود، مگر نفس که هر چه بیشتر با او مدارا کنی، سرکش تر می شود ودشمنی اش را با تو زیادتر می کند.

اگر کم بخورد، مسلما شبیه ملائک می شود و در پر خوری در ابتدای راه مثل چهارپایان می شود و پرخوری که تمام شد مثل جمادات می شود.

یکی از فواید جوع را به ما می گویند مبارزه کردن با شهواتتان می باشد.

سخنان امیرالمومنین :

از مشتهیات نفسانیتان فاصله بگیرید زیرا شما را آرام آرام به سمت برخی معصیتها هل می دهند.

خدا بی نهایت استعداد در آدمی داده است و اشکال طلبگی نکن که آدم محدود هست و چطور بینهایت استعداد دارد که جواب دارد. بگذریم. بگو خیلی به آدم استعداد داده اند.

برخی فکر گناه می کنند و می گویند خود گناه را انجام نداده ایم. اینکه کمال شما نیست بلکه نباید با فکری که به تو داده اند، فکر گناه کنی بلکه باید از این فکر استفاده های صحیح بکنی.

رسول خدا فرمود که ابلیس می گفت من مردم را با گناه فریب می دادم و اینها زرنگ بوده که خدا گفته استغفار کنید. ابلیس میگه از راه دیگر رفته ام که دیگه نگویند خدایا ما را ببخش.

ابلیس می گوید که گناه چیه و بگو اونچه دلم می خواهد و وقتی اینرا گناه ندانستی دیگر استغفار نمی کنی.

واقعا تا حالا از پرخوری استغفار کرده ایم؟

واقعا تا حالا از اینکه به فکر گرسنگان نبودی، استغفار کرده ای؟

قرآن کریم می گوید همه آدمها باید امتحان بشوند و همه امتحان میشوند و هر که به مرز الهی می رسد، خدا سخت ترین امتحانات را از او می گیرد. ما دو تا ولایت بیشتر نداریم؛ یکی ولایت شیطان و یکی ولایت الهی و اگر از ولایت شیطان خارج شوید، باید وارد ولایت الهی بشوید و از اولیاء الهی بیشتر و سخت تر امتحان می گیرد.

هر چه این مقام ولایت برود، بالاتر، امتحانها سخت تر هست.

علی مرتضی در نهج البلاغه گفت خدا از علی امتحان می گیرد و از معاویه هم امتحان می گیرد و علی را بواسطه معاویه امتحان می کنند و معاویه را بواسطه علی امتحان می کنند.

علی در نامه حکومتی به مالک می نویسد که مالک تو باید در مقابل علی پاسخگو باشی و علی باید در مقابل خدا پاسخگو باشد.

هر چه برویم جلوتر، دشواری امتحانات بیشتر است.

ما چقدر آدم داریم که دلش می خواهد ولی خدا بشود ولی تحمل امتحان شدن را ندارد!

خدای متعال به عیسی فرمود خودت را جدا کن از شهواتی که آدمها را هلاک می کند. هر شهوتی که تو را از من جدا می کند، فاصله بگیر.

آقای اصفهانی گفت به دو دسته طلبه شهریه می دهم :

آنهایی که درس می خوانند و اونهایی که درس نمی خوانند. به درس نخوانها شهریه می دهم که پاچه ما را نگیرند !

مبارزه در این میادین شهوات خیلی سخت است بالاخص برای کسانیکه دستشان به دهانشان می رسد.

خدا را شکر که نگفتند پرخوری مستحب است.

حضرت امیر فرمودند چطور می شود کسی به حقیقت زهد برسد ولی شهواتش را کنار نگذارد.

مجلس خبرگان درست شد در ابتدای انقلاب و برای مکان، بردن آنها را داخل مجلس زمان پهلوی. دو نفر از آنها از جمله آقای طالقانی روی زمین نشستن و دعوا بالا گرفت و بحثهای علمی در گرفت و گفتن ما این بالا نمی نشینیم.

اینها رفتن خدمت حضرت امام و امام اینها را توجیه کردن که شما اجازه دارید بنشینید روی صندلی و در واقع با حکم نائب امام زمان اینها اجازه دادن که بشینن روی صندلی و در واقع در کام اینها تلخ بود روی صندلی نشستن یا سایر اقدامات حفاظتی از آنها و با حکم امام به این کار تن دادند.

امیرالمومنین فرمود آن عقلی که اسیر شهواتش هست، محال است حرف حکیمانه از او بشنوید.

هر عقلی که با شهوات آنرا زنجیر کرده باشند، حرف حکیمانه در او نمی نشیند.

کبریت کاغذ را می سوزاند ولی اگر همین کاغذ را ماده ضد سوختن بزنیم دیگر نمی سوزد.

قلب ما هم زنگارهایی گرفته که در مقابل حرف حق مقاومت می کنیم و یا می گوییم این حرفها دروغ هست.

به جوع اگر اینطور نگاه کنید که دارید بال در می آورید، کار لذت بخش خواهد بود.

جوجه به هنگام تولد خودش باید نوک بزند تا پوسته را بشکند و بعد تولد، مادرش به دادش می رسد و به او غذا می دهد. جوجه بدون رمق خودش باید پوسته را بشکافد و بیاید بیرون.

غصه های خودتان را پیدا کنید و ببنید آیا در پر بودن شکممان هم غصه می خوریم.

گفته شد که لحظه ای که برگردید، همان لحظه ، شب قدر شما هست.بدانید که خدا سریع الرضا هست و خدا به سحره ای که آمده بودند موسی را بشکنند، به محض برگشتن،، خدا مقام شهادت را به آنها داد.مراقب باشید و مداخل شیطان را بشناسید و ما داریم از یک جانور اینچنین صحبت می کنیم.ابلیس بعد جانماز آب می کشد و میگه من حاضر نیستم بار تو را به گردن بکشم و من از خدا می ترسم !!!شیطان به ما دستور می دهد که حرف خدا را زیر پا بگذار و وقتی حرف او را گوش می دهیم، ابلیس می گوید من از تو متنفر هستم.ابلیس ما را بدبخت هم می کند و بد از ما فاصله می گیرد.۶- حشر آیه ۱۶:کمثل الشیطان إذ قال للانسان اکفر فلما کفر قال أنی بریء منک إنی أخاف الله رب العالمین.ابلیس آگاهان را هم فریب می دهد.این آیه عنکبوت در ادامه می گوید این کسانیکه برایشان اعمال غلطشان زینت داده شده بود، عالم مقصر هستند و آگاهانه به سمت خطا رفته اند.در زمان ما یکی از فاجعه هایی که دارد اتفاق می افتد، این مشاوره هایی هست که دارد داده می شود. بعد شما می بینید که زن شوهردار علاقه مند شده است به همین آقای مشاور!خیلی از مواقع کمک به دیگران غلط هست.خدا می گوید اگر خطا و اشتباه کردید، سریع توبه کنید و برگردید و توجیه نکنید.این عابد چقدر کارها را خراب کرد و حتی استغفار هم نکرد.روز بعد دادشها آمدند و گفتن این دختر چی شد و گفت خوب شد و رفت !بعد ارتباط گرفت و شیطان گفت این داداش دارد و بعد آرام آرام وادارش کرد که بکشدش و بعد دفنش کرد.آرام آرام شیطان روی ذهن این عابد کار کرد و حتی گفت اگر یک رابطه ای داشته باشی، شاید زود تر هم نجات بیابد.شیطان آمد وسط و گفت بیا به این دختر کمک کن و نگذار بمیرد و بیافتد خونش گردن شما.یک دختر جوان را آوردند برای این عابد و گفتن مریض هست و یک امشب جای شما بماند و شما هم پیرمرد و عابد و زاهد و این دختر هم مردنی.عابد بنی اسرائیل را کسانی می آمدند پیش عابد و می گفتن تو دعا کن تا کارها درست شود.خیلی از مواقع کمک به دیگران غلط هست.شیطان اعمال ما را زینت می دهد.در شبهای قدر چند سوره را دستور داریم بخوانیم یکی عنکبوت و یکی روم.۵- عنکبوت – آیه ۳۸:و عادا و ثمودا و فد تبین لکم من مساکنهم و زین لهم الشیطان أعمالهم  فصدهم عن السبیل و کانوا مستبصرین.و خدا میگه حزب شیطان از خسارت دیده ها هستند یعنی سرمایه وجودشان را از دست داده و باخته اند.وقتی خدا را فراموش کنیم، یعنی هیچ چیزی نداریم و قرآن میگه اینها در حزب و گروه شیطان هستند.خودتان را بررسی کنید که در یک ۲۴ ساعت چند ساعت خدا را فراموش می کنید ؟شیطان وقتی کاملا چیره شد، باعث می شود که انسان خدا را فراموش کند.وسط جنگ ، حضرت سید الشهدا این آیه را خواند و گفت شیطان کاملا بر این آدمها چیره شده است.شیطان کاملا چیره می شود.۴- مجادله – آیه ۱۹:إستحوذ علیهم الشیطان فأنساهم ذکر الله اولئک حزب الشیطان ألا إن حزب الشیطان هم الخاسرونسوره نور آیه ۲۱ :یا أیها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فإنه یأمر بالفحشاء والمنکر .واقعا در چشم شما، یک پزشک بالاتر هست یا پیغمبر الوالعزم ؟!ای کاش همینقدر که نزد اطباء رام هستیم نزد انبیا و دستورات الهی رام بودیم.اسلام میگه دو نفر با هم استراحت می کنند از یک پتو استفاده نکنن و این دستور هست و خدا گفت نکن و گوش بده.برخی فکر می کنن همین که گفتن ما با هم خواهر و برادریم، دیگر مشکلی نیست!آرام آرام قبح برخی چیزها می ریزد.قران گفته به بچه هایتان یاد بدهید که وقتی بچه می خواهد بیاید داخل اتاق پدر و مادر، حتما در بزند و بچه نباید پدر و مادر را در هنگامی که لباسشان سبک شده، ببیند.شهوت فامیل نمی شناسد. برادر نمی شناسد. خواهر و برادری نمی شناسد و بدانید یک چیزهایی مرز و خطر هست.زن و مرد نامحرم با یکدیگر خلوت نکنند که ابلیس می گوید وقتی اینچنین حالتی پیش می آید این سلام از طرف مرد را من به سمت زن برده و جواب او را من برای این مرد می آورم. نگاه هر دو طرف به یکدیگر از کانال من انجام می شود.هر چیزی که ایمان شما را تقویت می کند، در مقابل شیطان را تضعیف می کند.اهل سجده کردن باشید.چیزهایی که جهات ایمانی ما را تقویت می کند، افزایش دهید.بهنگام خوردن، بسم الله بگویید.ما باید جهات ایمانیمان را تقویت کنیم و وضو یکی از اینها هست. در روایت گفته میشود که وضو برای مومن حکم زره را دارد.ابلیس برای انحراف ما گام به گام عمل می کند و بزرگانی را به زمین زده است. یکشبه این بزرگان را نزده زمین.۳- اعراف آیه ۲۷:   یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطانفرقان آیه ۲۹:لقد أضلنی عن الذکر بعد إذ جاءنی و کان الشیطان للانسان خذولایک طوری رفتار نکنید که بگویند این هم مسجدی ها !!!امام صادق گفت : طوری زندگی کنید که هر کی شما را دید، بگویند آفرین به اینکه اینها شاگرد امام صادق هستند نه اینکه باعث خواری ما بشوید.این خواری هم پیش دوستان هست و هم پیش بالاتر از دوستان یعنی اولیا الهی نیز هست.شیطان وقتی شما را خوار و خفیف می کند، می خواهد آبروی شما را پیش کرام الکاتبین ببرد و حواستان باشد.

تو طمع داری که با چندین گناه             داخل جنت شوی ای رو سیاهیک گنه چون کرد گفتندش تمام           مذنبی مذنب، برو بیرون حزامجد تو آدم بهشتش جای بود                 قدسیان کردند بهر او سجودشیخ بهایی اینرا به شعر درآورد :قرآن آدرس داد که شیطان با حضرت آدم اینچنین کاری را کرد.شیطان خفت و خواری شما را می خواهد و ابلیس می خواهد شما را خار کند.نسا آیه ۶۰: و کان الشیطان للانسان خذولاشیطان می خواهد از مسیر خدا آنقدر دورتان کند که دیگر خدا را پیدا نکنید.۲- سوره فاطر: یرید شیطان ان یضلهممی گوییم ما نسبت به شیطان متاسفانه احساس نفرت نداریم.چه می خواهیم بگوییم؟یک رفیق شهیدی داشتیم که نسبت به این رفیق سیگاری حساسیت عجیبی داشت. اقدام کرد به بسته شدن رسیدن کانالهای رسیدن سیگار و اون دوست سیگاری رفته بود با این لوله های آب، چپوق درست کرده بود.رفیقی داشتیم که آمده بود و خیلی چیزها را ترک کرده بود الا سیگار را.خدا رحمت کند سازنده اخراجی ها را و واقعا در جنگ همه نوع آدم بودند.از یک جانوری که در تمام خباثتهای عالم پایش در میان هست، چقدر به آن حساسیت دارید و چقدر نسبت به آن عداوت دارید؟واقعا از خودتان سوال کنید که چند درصد از شیطان بدتان می آید ؟نشود که از یک طرف عداوت باشد و از طرف دیگر حماقت باشد.گاه سخنرانی کردن، گاه کتاب نوشتن هم به دستور ابلیس می باشد و باید مراقبت کنیم و پیدا کنیم که نیتها و تحرکات ما از کجاست.باید هر کاری با شیطان ارتباط دارد، از آن دوری کنیم.ما باید نسبت به شیطان عدو باشیم و سایه او را با تیر بزنیم.به برکت جلسات امام حسین، بغض یزید آنقدر در ما زیاد شده که حاضر نیستیم اسم بچه مان را بگذاریم یزید و متاسفانه این بغض نسبت به شیطان در ما نیست و ما با ابلیس همزیستی مسالمت آمیز پیدا کردیم.دشمن سلسله دوستی می جنباند …از عداوت شیطان، پس گردنی نخوانید و از عدوات او طرح دوستی ببینید.۱- دشمن برای ضربه زدن به شما، طرح رفاقت می ریزد.ان شیطان کان للانسان عدوا مبیناآیه ۵۳ سوره اسراء :ما ها الکی شیر شدیم و با انگشتر و قیافه شیر شدیم و حقیقت جانمان از شیر بودن خیلی فاصله دارد.قرآن کریم میگه این موجود را جدی بگیرید و باور کنید که ابلیس از خدایش هست که او را جدی نگیرند.به عبارتی، ابلیس در صورت نفوذ، از نوک سر تا نوک پای ما جریان دارد!اهل بیت فرمودند که ابلیس چنان در آدمها نفوذ می کند همچنانکه خون در بدن جریان دارد.در هر آن کس رفت، او آن میشودیک تن است و در هزاران می رودنحوه وجود ابلیس اینچنین هست که :در پیشگاه الهی، باید اعتراف به بدیهایمان بکنیم.هرکسی خودش را دقیق می شناسد و می تواند رذائل خود را بهتر از هرکسی بشناسد.قبل از کسب فضائل، اول باید ترک رذایل نمود.ما از گشنگی که شما را مریض کند، حرف نمی زنیم و اصلا چنین چیزی را ما نگفتیم.دیو چو بیرون رود، فرشته درآید.ما باید نسبت به طاغوت کافر شویم و یک نه محکم بگوییم و ایستادن در مقابل ابلیس از ضرورتهای ایمانمان می باشد.تا عدم عبادت شیطان اتفاق نیافتد، عبادت الله اتفاق نمی افتد.می شود ما بندگی الله کنیم یا بندگی ابلیس.متدینین میگن الان که این عالم هستیم، قبلش در منازل دیگری بودیم.غیرمتدینین اول و آخر کار را همین عالم که در ان هستیم می دانند.یک تفاوت:میان متدینین و غیرمتدینین تفاوت زیادی است.

 

 

 

 

 

 

Comments are closed.