جلسات سخنرانی در شبهای جمعه

جلسه ۱۹ دیماه ۹۲- مبحث مهدویت

۱۳۹۲-۱۰-۲۰ در ۱۴:۲۴ توسط

فایل صوتی جلسه ۹۲/۱۰/۱۹

گزیده ای از این جلسه :

کتاب بسیار خوب انسان ۲۵۰ ساله از بیانات رهبری را دنبال کردیم تا رسیدیم به بحث مهدویت.

ما معتقدیم که امام عصر وارث تمام انبیا و اوصیا الهی هستند که از آن گفتگو کردیم و جلسه قبل مبحث انتظار فرج را صحبت کردیم و اقا توضیح دادن که دو جور انتظار فرج داریم :

یکی فرج کلیه الهی که با تشریف آوردن ولی اعظم اتفاق می افتد اما آقا میگن روایات انتظار فرج همه اش این سنخ نیست و میگه کارها را به آخر رسیده تصور نکن و امیدت را از دست نده.

آقا اشاره کردن به اینکه امید خود را از دست ندهید.

(قرآن به زبانهای مختلف به من و شما میگه که مثلا یوسف در اتاقی افتاد و همه درها بسته شده بود ولی در همان زمانی که همه درها بسته شده یوسف می دود و عرفا اینرا اینطور ترسیم کرده اند و گفته اند در این میدان از عقلت استفاده نکن.

شما الان از عقل سوال کنی جهات را نام بببر، میگه ۶ تا هست و عقل میگه ۶ جهت راه است.

عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست

عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها

قرآن میگه جبرئیل امین وحی آمد برای حضرت مریم و مریم کبری که با ذهن خود بحثها را بررسی می کنه میگه چطور میشه من فرزندار بشوم و خانم برای فرزندار شدن باید رابطه داشته باشد یا مشروع و یا نامشروع و مریم میگه من هیچ کدام از این دو تا را نداشته ام و جبرئیل میگه این درسته ولی تنها راه اینی که شما می گوئید نیست.

این نکته را بارها عرض کردم و فرعون خیلی کارها کرد که موسی بدنیا نیاید. مثنوی خیلی قشنگ اینرا ترسیم کرد.

اومدن و گفتن فلان شب قراره نطفه موسی بسته شود و فرعون گفت هیچ یک از خانم های بنی اسرائیل نباید بره سمت آقایان!

شاعر گفت در نومیدی بسی امید است و بسی یعنی امید بسیار داشتن.

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است

چرت زدن هم لشکر خدا هست و این لشکر آمد سمت فرعون که یک چرت بزند.

زور خواب از شکم خیلی بیشتر است.

خواب آمد و بابای حضرت موسی در دربار فرعون تقیه میکرده و کار میکرده و آدم درستی بوده و فرعون امین تر از بابای موسی پیدا نکرد و گفت شما بیا پاس بده.

صاحب مثنوی گفت که بابای موسی آمد پاسداری کند و لشکر خدا سراغ پدر موسی هم آمد و در نهایت والده موسی آمد سمت بابای موسی .

الان توی چشم ما شکستن آمریکا کوچک هست و این کار برای خدا کاری نداره ولی اینجا برای ما امتحان گذاشتن و همه باید امتحان پس بدهیم و یک کسایی هستن که با خنده ای دشمن خود را می بازند!

مثنوی این رسیدن مادر موسی به پدر موسی را اینچنین ترسیم می کند:

من چو ابرم تو زمین موسی نبات

حق شهِ شطرنج و ما ماتیم مات

پس برای خدا خیلی از چیزهایی که میگیم مگه میشه، خدا میگه شد.

یک روایتی خدمت دوستان طبیب گفتم و حضرت صدیقه گفت هیچ دردی در دنیا بی درمان نیست.

این جمله یک افق بزرگی در مقابل ما باز می کند.

یکی از مهمترین کارهایی که در انتظار فرج می توانیم داشته باشیم این هست که مسئولین را چهار چشمی بپاییم.

الان این نامه آقای توکلی به رئیس مجلس در خصوص ماجرای رانتی که چند روز پیش نوشته است، ببینید. باید طرف مقابل پاسخ بدهد و مدام عطف به ماسبق کردن، کار نادرستی است.

دقیقه ۳۳ : با تمام احترامی که برای آقای محمدرضا حکیمی قائل هستم ولی تعبیر ایشان که در کتابهای ایشان آمده که دست از انقلاب باید کشید، حرف درستی نیست.

دقیقه ۴۶ : دیدگاه رهبری در خصوص مستکبرین و ایجاد رعب کردن در دل مستکبرین …

دقیقه ۵۲ : امام عصر که می آید ویژه خواری ممنوع می شود.

اگر بدنبال امام عصر هستیم باید با ویژه خواری برخورد شود.

هفته بعد در خصوص سوره یوسف صحبت می کنیم.

سوره یوسف میگه برادرهای یوسف آرام آرام از یوسف فاصله گرفتن و همچنان که ذره ذره از یوسف فاصله گرفت همچنان باید ذره ذره به سمت یوسف برای نجات رفتن بروند.

داداشها یک تحلیل غلط دادن و بعد دنبال قتل یوسف بودن و بعد تصمیم گرفتن مفقودالاثرش کنیم از روی زمین و گفتن کاری کنیم که دیگه اسم و رسمی از یوسف نباشد و وقتی این نقشه را کشیدن، گفتن …

البته تا یوسف برگشت ۴۰ سال طول کشید …

Comments are closed.