جلسات سخنرانی در شبهای جمعه

یکی دیگر از مصادیق افساد در ارض، مبحث سحر و جادوست/جلسه سخنرانی در ۲۹ خرداد ۹۳

۱۳۹۳-۰۳-۳۰ در ۱۴:۳۲ توسط

فایل صوتی جلسه مورخ ۲۹خرداد ۱۳۹۳ در مسجد صاحب الزمان مشهد با سخنرانی استاد روح

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

سوره یونس آیه ۷۵ به بعد را مورد مباحثه قرار می دهیم،

بهانه گفتگو ایه ۲۶ و ۲۷ سوره بقره بود که در جلسات قبل از آن صحبت شد و برخی مصادیق افساد در ارض مورد بحث قرار گرفت.

دومین مصداق از مصادیق افساد فی الارض را امشب صحبت می کنیم که مبحث مهمی است بنام سحر و در فارسی می گوییم جادو.

مقدمه:

در اسلام تامین امنیت شهروندان فوق العاده مهم می باشد و هر چیزی که این امنیت را به خطر بیاندازد، اسلام امنیت را از آن به خطر انداخته، سلب می کند.

نوع امنیتها فرق می کند. گاهی امنتیت اقتصادی است گاهی فکری است و غیره.

یکی از چیزهایی که امنیت را خراب می کند، مبحث سحر است و اینجا سوالاتی مطرح است.

ما بحثی دیگری را داریم که در جای دیگر بحث می شود و می گوییم انواع جهان بینی ها وجود دارد و یک جهان بینی، جهان بینی علمی است و طرف میگه من بر اساس مطالعات علمی ام، هر چه به من بدهی می برم در آن دستگاه مطالعاتی و اگر جور در آمد می گویم علمی است و الا علمی نیست و این حرف صد در صد غیر علمی است.

طبیعت عالم شدن، متواضع تر شدن هست.

می گویند علم ۳ منزل دارد و منزل اول فرد را دچار تکبر می کند و در منزل دوم طرف دارای توازع می شود و در منزل سوم فرد عالم می فهمد که هیچ چیز بارش نیست و بسیار مطالب هست که فرد آنرا نمی داند و این مربوط به همه علوم هست چه علوم انسانی باشد و چه علوم تجربی و این حرف، مال بوعلی هست.

وحی سلطان علوم می باشد و وقتی می آید وسط می گوید تا اینجا را با چراغ خود دیدی و از اینجا به بعد را با نورافکن من ببین.

اسلام می گوید یک حقیقت و واقعیتی در عالم هست.

بین واقعیت یعنی چیزی که هست و آنچه باید باشد و درست است، تفاوت قائل شوید.

هر چیزی که واقعیت دارد، الزاما حق نیست و بسیاری از چیزها وجود دارد ولی نادرست است.

مساله سحر یک واقعیت است و یعنی وجود دارد و هست و قرآن کریم از آن پرده برداشته است.

البته خیلی از چیزها دکان و بازار هست و از نادانی افراد استفاده می شود و اینجور نیست که هرکی لباس سفید تنش کند، می شود دکتر و اگر چند تا آدم شیاد این لباس را تن کرد، نگوییم که پزشکی وجود ندارد.

پس سحر واقعیت دارد اما اینکه شما خیال کنید دکان سحر امری است رایج، اینرا باور نکنید.

سوره بقره آیه ۱۱۲ می گوید که می شود بین زن و شوهر را برهم بزنند ولی هر بهم خوردن میان زن و شوهر معلول سحر و جادو نیست.

همانطور که در علوم تجربی راه های متعددی هست در علوم غیرتجربی، هم راه ها هست و این بحث سحر، یک علم هست و بتعبیر قرآن یک صنعت می باشد و یک مهارت و فن می باشد و می شود یاد گرفت و یاد داد.

کسانیکه سحر را یاد می گیرند، اقتدارهای متعددی دارند و یکی اقتداری پیدا می کند که روی فکر و یا جسد کسی می تواند اثر بگذارد و گاهی می شود چنان اقتداری پیدا کند، می تواند روی ذهن تک تک اینها کار کند.

سوره یونس را نگاه کنید؛

ثم بعثنا من بعدهم موسی و هارون الی فرعون و ملا …

قرآن بجای واژه معجره از واژه ایت استفاده می کند. قرآن میگه کاری که انبیا می کنند، خدا نما بوده و نه عجز نما که البته طرف مقابل انبیا به عجز خدا در مقابل آن ایت پی می بردند.

قوم فرعون گفتن انچه موسی انجام می دهد سحری است آشکار.

موسی در مقابل آنها گفت نه شما سحر را می دانید.

ساحر فقط صنعت خودش را بلد هست و نمی تواند تقاضای شما را انجام دهد. مثلا ساحری فقط بلد هست شی گمشده را پیدا کند و ساحری هم هست که فقط بین زن و شوهر را بهم می زند اما معجزه به نبی وابسته نیست بلکه به خدا وابسته است مثلا مردم به موسی می گفتند اگر راست می گویی، رود نیل را به خون تبدیل کن و موسی این خواسته مردم را باذن خدا انجام می داد.

ساحر آنچه انجام می دهد یادگرفته و یاد می دهد در حالی که موسی نه یاد گرفته و نه می شود یاد بدهد.

عصی موسی متوقف بر خواسته موسی نیست بلکه متوقف بر خواسته خدا می باشد و همین عصا مار می شود و یا وقتی به صخره زده می شود، چشمه می جوشد.

شخصیت ساحر با شخصیت نبی متفاوت است و ساحر بدنبال شیادی است و حتی در ابتدا می گوید ن در قبال سحر از شما چیزی نمی خواهم امام به محض اینکه دکانش می گیرد، پول می گیرد. ساحر برای پول مردم، جیب دوخته است.

موسی به تهمتی که به او زدند گفت آیه بر آنچه که من آورده و حق می باشد، لباس باطل تن می کنید؟

موسی می گوید آنچه من آورده ام سحر نیست ولا یفلح الساحر …

قوم فرعون به موسی گفتن که موسی و برادرش بدنبال قدرت هستند.

جبهه کفر برای زدن جبهه ایمان، کفر را تقویت نمی کند بلکه نسخه بل از ایمان می آورد. در همین زمان ما، در کشورهای اسلامی ترویج مارکسیست بطور مستقیم نمی شود بلکه اسلامهایی در کنار اسلام ناب محمدی می اورند.

ساحرین قوم فرعون به موسی گفتن ما کلی سحر بلد هستیم و فرعون گفت بروید و تمام ساحران ماهر را برای مقابله با موسی بیاورید.

در تفاسیر امده که فرعون بیش از ۱۰۰۰ ساحر آورده و هزاران نفر تماشاچی در مصری که دارای تمدن هست، جمع شدند.

ساحر از اولین کاری که می کند، تصرف کردن در ذهن افراد است و از کانال ذهن می رود سراغ چشم و دست و پا.

معجزه ابطال بردار نیست اما سحر را باطل می کنند.

موسی در مقابل آنچه سحره انجام دادند، معجزه آورد که سحر آنها باطل شود.

باطل شدن سحر ساحران کار هارون و موسی و من و شما طلبه ها نیست و موسی می گوید خدا آن سحر را باطل می کند.

ان الله … مفسدین.

در اینجا مفسد، ساحران می باشند و یک گروه از مفسیدین، سحره می باشند.

گاهی یک ساحر خانه ای را بهم می زند و گاهی یک جامعه را بهم م زنند.

خدا می گوید من در این عالم تماشاچی نیستم و خدا نمی گذارد سحره کارشان را پیش ببرند و مردم باید به سمت یاری دین خدا بروند تا خدا هم یاری دهد.

خداوند حق را با کلماتش تثبیت می کند.

در عرف قرآن کریم، اولیاء الهی، کلمات الله هستند.

چند تا مثال :

سوره آل عمران آیه ۴۵ ؛

ملائکه به مردم اینطور گفتند اذ قال ….

این کلمه ای که مریم بشارت داده میش ود، جناب عیسی هست.

سوره آل عمران آیه ۳۹ ؛

خدا به ذکریا کلمه ای که بشارت می دهد، جناب یحی هست و یحی عیس را تصدیق می کند.

سوره    آیه ۱۷۱ ؛

 

برگردیم به داستان موسی و سحره؛

خدا سحر را باطل می کند با شخص موسی که موسی کلمه الله است.

سوره اعراف آیه ۱۰۳ را مشاهده کنید:

فلما القوا    سحرو اعین الناس

اینجا سحره، توده مردم که آنجا بودند را سحر کردند و روی آنها اثر گذاشتند و خواستند همه مردم را بترسانند.

 

سوره طه آیه ۶۵ را ببینید و سحر عظیمی که در سوره اعراف گفته شد را ببینید؛

فاذا حبالهم و عصیهم …

رسیمان و عصاهایشان را نداختند و در قوه خیال تک تک مردم در میدان اثر گذاشتند.

برخی تفسیر غلط کردند و گفتند شخص موسی هم اثر گذاشت و این حرف غلط و پرت و پلا هست.

سحره روی قوه خیال مردم اثر گذاشند و مردم خیالاتی شدند.

فاوجس فی نفسه خیفته

یک اندک ترسی در موسی ایجاد شد و حال موسی از چی ترسید؟

علی مرتضی در نهج البلاغه می گوید این سحره در مقابل آنچه من آوردم، این همه ریسمان و عصی انداختند و اگر نتوانم حق را مشخص کنم، چه کنم و موسی از اینکه نتواند ذهن مردم را اصلاح کند، ترسید.

قرآن می گوید جناب موسی نترس.

تلقف را چند جور معنا کرده اند و گفتند عصی موسی، مارها را خورد و معنای دیگر این هست که سحر آنها را باطل کرد و این باطل شدن توسط جناب موسی اتفاق افتاد.

ساحر صنعت مکر و فریب را بلد هست. ساحر صنعت کلاه گذاشتن بر سر مردم را بلد می باشد.

ساحر هرجا بورد، رنگ سعادت را نمی بیند و جلوتر معنا می کنیم که ساحر نباید در امان باشد.

از اولین کسانیکه به موسی ایمان آوردند، خود سحره می باشند.

برگردیم به آیه ۱۱۶ سوره اعراف؛

ساجدین.

 

پس یکی از چیزهایی که سبب افسد در عرض هست، سحر می باشد.

روایت داریم که خانمی امد پیش پیغمبر خدا و گفت همسرم بداخلاق هست و من از سحر استفاده کردم و خوش اخلاق شد و رسول خدا ۳بار گفتند که لعنت خدا بر شما باشد.

گاهی ما خیال می کنیم چون هدف مان درست است، می توانیم از هر وسیله ای استفاده کنیم.

از کتاب گناهان کبیره جناب دستغیب بحث را دنبال می کنیم؛

سحر عبارت است از نوشتن یا خواندن اوراق مخصوص یا سوزاندن آتش

….

….

خودتان را در مقابل سحر بی پناه قرار ندهید و در پناه خدا باشید

کلمه لا الاه الله حصنی …

برادران اگر خواتسدی از یک سلسله چیزها در امان باشید، اسلام دستور داده در خانه تان قرآن بخوانید.

دیو بگرید از آن قوم که قرآن خواند.

Comments are closed.