آخرین اخبار

پرونده ای با موضوع “سحر و ساحر و جادو و جنیان” – ۸ جلسه سخنرانی

۱۳۹۳-۰۴-۲۴ در ۱۵:۴۵ توسط

یکی دیگر از مصادیق افساد در ارض، مبحث سحر و جادوست. استاد روح طی ۸ جلسه به این موضوع پرداخته که در ادامه، فایل صوتی این جلسات و گزیده ای از آن تقدیم می گردد. ( گزارشی یکی از جلسات در سایت خبری قاصد نیوز )

 

فایل صوتی جلسه مورخ ۲۹خرداد ۱۳۹۳ در مسجد صاحب الزمان مشهد با سخنرانی استاد روح

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

سوره یونس آیه ۷۵ به بعد را مورد مباحثه قرار می دهیم،

بهانه گفتگو ایه ۲۶ و ۲۷ سوره بقره بود که در جلسات قبل از آن صحبت شد و برخی مصادیق افساد در ارض مورد بحث قرار گرفت.

دومین مصداق از مصادیق افساد فی الارض را امشب صحبت می کنیم که مبحث مهمی است بنام سحر و در فارسی می گوییم جادو.

مقدمه:

در اسلام تامین امنیت شهروندان فوق العاده مهم می باشد و هر چیزی که این امنیت را به خطر بیاندازد، اسلام امنیت را از آن به خطر انداخته، سلب می کند.

نوع امنیتها فرق می کند. گاهی امنتیت اقتصادی است گاهی فکری است و غیره.

یکی از چیزهایی که امنیت را خراب می کند، مبحث سحر است و اینجا سوالاتی مطرح است.

ما بحثی دیگری را داریم که در جای دیگر بحث می شود و می گوییم انواع جهان بینی ها وجود دارد و یک جهان بینی، جهان بینی علمی است و طرف میگه من بر اساس مطالعات علمی ام، هر چه به من بدهی می برم در آن دستگاه مطالعاتی و اگر جور در آمد می گویم علمی است و الا علمی نیست و این حرف صد در صد غیر علمی است.

طبیعت عالم شدن، متواضع تر شدن هست.

می گویند علم ۳ منزل دارد و منزل اول فرد را دچار تکبر می کند و در منزل دوم طرف دارای توازع می شود و در منزل سوم فرد عالم می فهمد که هیچ چیز بارش نیست و بسیار مطالب هست که فرد آنرا نمی داند و این مربوط به همه علوم هست چه علوم انسانی باشد و چه علوم تجربی و این حرف، مال بوعلی هست.

وحی سلطان علوم می باشد و وقتی می آید وسط می گوید تا اینجا را با چراغ خود دیدی و از اینجا به بعد را با نورافکن من ببین.

اسلام می گوید یک حقیقت و واقعیتی در عالم هست.

بین واقعیت یعنی چیزی که هست و آنچه باید باشد و درست است، تفاوت قائل شوید.

هر چیزی که واقعیت دارد، الزاما حق نیست و بسیاری از چیزها وجود دارد ولی نادرست است.

مساله سحر یک واقعیت است و یعنی وجود دارد و هست و قرآن کریم از آن پرده برداشته است.

البته خیلی از چیزها دکان و بازار هست و از نادانی افراد استفاده می شود و اینجور نیست که هرکی لباس سفید تنش کند، می شود دکتر و اگر چند تا آدم شیاد این لباس را تن کرد، نگوییم که پزشکی وجود ندارد.

پس سحر واقعیت دارد اما اینکه شما خیال کنید دکان سحر امری است رایج، اینرا باور نکنید.

سوره بقره آیه ۱۱۲ می گوید که می شود بین زن و شوهر را برهم بزنند ولی هر بهم خوردن میان زن و شوهر معلول سحر و جادو نیست.

همانطور که در علوم تجربی راه های متعددی هست در علوم غیرتجربی، هم راه ها هست و این بحث سحر، یک علم هست و بتعبیر قرآن یک صنعت می باشد و یک مهارت و فن می باشد و می شود یاد گرفت و یاد داد.

کسانیکه سحر را یاد می گیرند، اقتدارهای متعددی دارند و یکی اقتداری پیدا می کند که روی فکر و یا جسد کسی می تواند اثر بگذارد و گاهی می شود چنان اقتداری پیدا کند، می تواند روی ذهن تک تک اینها کار کند.

سوره یونس را نگاه کنید؛

ثم بعثنا من بعدهم موسی و هارون الی فرعون و ملا …

قرآن بجای واژه معجره از واژه ایت استفاده می کند. قرآن میگه کاری که انبیا می کنند، خدا نما بوده و نه عجز نما که البته طرف مقابل انبیا به عجز خدا در مقابل آن ایت پی می بردند.

قوم فرعون گفتن انچه موسی انجام می دهد سحری است آشکار.

موسی در مقابل آنها گفت نه شما سحر را می دانید.

ساحر فقط صنعت خودش را بلد هست و نمی تواند تقاضای شما را انجام دهد. مثلا ساحری فقط بلد هست شی گمشده را پیدا کند و ساحری هم هست که فقط بین زن و شوهر را بهم می زند اما معجزه به نبی وابسته نیست بلکه به خدا وابسته است مثلا مردم به موسی می گفتند اگر راست می گویی، رود نیل را به خون تبدیل کن و موسی این خواسته مردم را باذن خدا انجام می داد.

ساحر آنچه انجام می دهد یادگرفته و یاد می دهد در حالی که موسی نه یاد گرفته و نه می شود یاد بدهد.

عصی موسی متوقف بر خواسته موسی نیست بلکه متوقف بر خواسته خدا می باشد و همین عصا مار می شود و یا وقتی به صخره زده می شود، چشمه می جوشد.

شخصیت ساحر با شخصیت نبی متفاوت است و ساحر بدنبال شیادی است و حتی در ابتدا می گوید ن در قبال سحر از شما چیزی نمی خواهم امام به محض اینکه دکانش می گیرد، پول می گیرد. ساحر برای پول مردم، جیب دوخته است.

موسی به تهمتی که به او زدند گفت آیه بر آنچه که من آورده و حق می باشد، لباس باطل تن می کنید؟

موسی می گوید آنچه من آورده ام سحر نیست ولا یفلح الساحر …

قوم فرعون به موسی گفتن که موسی و برادرش بدنبال قدرت هستند.

جبهه کفر برای زدن جبهه ایمان، کفر را تقویت نمی کند بلکه نسخه بل از ایمان می آورد. در همین زمان ما، در کشورهای اسلامی ترویج مارکسیست بطور مستقیم نمی شود بلکه اسلامهایی در کنار اسلام ناب محمدی می اورند.

ساحرین قوم فرعون به موسی گفتن ما کلی سحر بلد هستیم و فرعون گفت بروید و تمام ساحران ماهر را برای مقابله با موسی بیاورید.

در تفاسیر امده که فرعون بیش از ۱۰۰۰ ساحر آورده و هزاران نفر تماشاچی در مصری که دارای تمدن هست، جمع شدند.

ساحر از اولین کاری که می کند، تصرف کردن در ذهن افراد است و از کانال ذهن می رود سراغ چشم و دست و پا.

معجزه ابطال بردار نیست اما سحر را باطل می کنند.

موسی در مقابل آنچه سحره انجام دادند، معجزه آورد که سحر آنها باطل شود.

باطل شدن سحر ساحران کار هارون و موسی و من و شما طلبه ها نیست و موسی می گوید خدا آن سحر را باطل می کند.

ان الله … مفسدین.

در اینجا مفسد، ساحران می باشند و یک گروه از مفسیدین، سحره می باشند.

گاهی یک ساحر خانه ای را بهم می زند و گاهی یک جامعه را بهم م زنند.

خدا می گوید من در این عالم تماشاچی نیستم و خدا نمی گذارد سحره کارشان را پیش ببرند و مردم باید به سمت یاری دین خدا بروند تا خدا هم یاری دهد.

خداوند حق را با کلماتش تثبیت می کند.

در عرف قرآن کریم، اولیاء الهی، کلمات الله هستند.

چند تا مثال :

سوره آل عمران آیه ۴۵ ؛

ملائکه به مردم اینطور گفتند اذ قال ….

این کلمه ای که مریم بشارت داده میش ود، جناب عیسی هست.

سوره آل عمران آیه ۳۹ ؛

خدا به ذکریا کلمه ای که بشارت می دهد، جناب یحی هست و یحی عیس را تصدیق می کند.

سوره    آیه ۱۷۱ ؛

 

برگردیم به داستان موسی و سحره؛

خدا سحر را باطل می کند با شخص موسی که موسی کلمه الله است.

سوره اعراف آیه ۱۰۳ را مشاهده کنید:

فلما القوا    سحرو اعین الناس

اینجا سحره، توده مردم که آنجا بودند را سحر کردند و روی آنها اثر گذاشتند و خواستند همه مردم را بترسانند.

 

سوره طه آیه ۶۵ را ببینید و سحر عظیمی که در سوره اعراف گفته شد را ببینید؛

فاذا حبالهم و عصیهم …

رسیمان و عصاهایشان را نداختند و در قوه خیال تک تک مردم در میدان اثر گذاشتند.

برخی تفسیر غلط کردند و گفتند شخص موسی هم اثر گذاشت و این حرف غلط و پرت و پلا هست.

سحره روی قوه خیال مردم اثر گذاشند و مردم خیالاتی شدند.

فاوجس فی نفسه خیفته

یک اندک ترسی در موسی ایجاد شد و حال موسی از چی ترسید؟

علی مرتضی در نهج البلاغه می گوید این سحره در مقابل آنچه من آوردم، این همه ریسمان و عصی انداختند و اگر نتوانم حق را مشخص کنم، چه کنم و موسی از اینکه نتواند ذهن مردم را اصلاح کند، ترسید.

قرآن می گوید جناب موسی نترس.

تلقف را چند جور معنا کرده اند و گفتند عصی موسی، مارها را خورد و معنای دیگر این هست که سحر آنها را باطل کرد و این باطل شدن توسط جناب موسی اتفاق افتاد.

ساحر صنعت مکر و فریب را بلد هست. ساحر صنعت کلاه گذاشتن بر سر مردم را بلد می باشد.

ساحر هرجا بورد، رنگ سعادت را نمی بیند و جلوتر معنا می کنیم که ساحر نباید در امان باشد.

از اولین کسانیکه به موسی ایمان آوردند، خود سحره می باشند.

برگردیم به آیه ۱۱۶ سوره اعراف؛

ساجدین.

 

پس یکی از چیزهایی که سبب افسد در عرض هست، سحر می باشد.

روایت داریم که خانمی امد پیش پیغمبر خدا و گفت همسرم بداخلاق هست و من از سحر استفاده کردم و خوش اخلاق شد و رسول خدا ۳بار گفتند که لعنت خدا بر شما باشد.

گاهی ما خیال می کنیم چون هدف مان درست است، می توانیم از هر وسیله ای استفاده کنیم.

از کتاب گناهان کبیره جناب دستغیب بحث را دنبال می کنیم؛

سحر عبارت است از نوشتن یا خواندن اوراق مخصوص یا سوزاندن آتش

….

….

خودتان را در مقابل سحر بی پناه قرار ندهید و در پناه خدا باشید

کلمه لا الاه الله حصنی …

برادران اگر خواتسدی از یک سلسله چیزها در امان باشید، اسلام دستور داده در خانه تان قرآن بخوانید.

دیو بگرید از آن قوم که قرآن خواند.

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب دوم ماه مبارک رمضان-چهارشنبه ۱۳۹۳/۴/۰۸

موضوع جلسه: دومین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

سوره بقره آیه ۱۰۱ به بعد را بحث می کنیم.

عرض شد که در آیه ۲۶ و ۲۷ خدا یک عده ای را هدایت و یک عده ای را گمراه می کند و عرض شد که خداوند این گمراهی را کیفر فاسقان قرار داد و آیه ۲۷ ۳ وصف از اوصاف فاسقین را نام برد.

یک گروه، مفسدین فی الارض بودند.

عرض کردیم یک فصل مهم در قرآن کریم، افساد کنندگان در روی زمین هستند و منظور از ارض کل کره زمین نیست بلکه همانجا که زندگی می کنیم، باید پاک باشد.

لیست طولانی در قران کریم از معرفی مفسدین در ارض می باشد.

از محاربه صحبت کردیم.

یک مقوله دیگر، مقوله مبحث سحر است که یک جلسه از آن صحبت کردیم.

اشخاصی که باسواد می شون تلقیشان اینطور است که وقتی از سحر صحبت می کنی، آدم را به سمت جاهلیت می بری و بحث سحر در بین افراد بی سواد مطرح است نه در جوامع پیشرفته!

تلقی خیلی از اشخاص، تبقی درستی نیست و یک افراط و تفریطی را شاهد هستیم.

کسانی تصورشان این هست که با سحر همه کار می توانند انجام دهند و حتی می توانند رسول خدا را هم سحر کنند که این غلط است و اصلی نمی توان بر رسول خدا تسلطی ایجاد گردد.

تصور اینکه ساحر هیچ کاری هم نمی تواند انجام دهد، این تصور هم غلط است و قرآن نشان داده ساحر توانمندی های متعددی دارد.

سحر هست اما شر است و شرارت می باشد.

دانش طب هم توان خدمت دارد و هم می توان از این دانش استفاده کرد و به بشریت خیانت کرد.

دانش طب ابزار است که خیلی ها خدمت می کنند و خیلی ها خیانت و الان در عصر ما یکی از شعب استعمار ، استعمار دارویی است.

آیا دانش حقوق فقط با آن خدمت می شود یا می شود کسی دانش حقوق داشته باشد و با آن خیانت کند و دانش حقوق هم مثل سایر داشنها می تواند هم خدمت کند و هم خیانت.

برادران، سحر دانشی است اگر چه خانادن عصمت و طهارت دانشها را برای ما توضیح دادند و گفتند یک سلسله دانشها ضررش بر نفعش می چربد و یک سلسله دانشها هستند که نفعشان بر ضررشان می چربد.

آنها که منافعشان بیشتر است، به ما توصیه می شود که یاد بگیریم.

در بحث سحر، یکی از چیزهایی که مطرح است، قوت اراده ساحر هست و او تمرینها کرده است.

قوت ساحران باعتبار قوت ارده آنها متفاوت است.

ساحران، مراتب دارند.

این اصل قرآنی را یادتان باشد ؛

فوق قل ذی علم علیم در فارسی گفتیم دست بالای دست بسیار است.

در بحث سحر هم همینگونه است.

الذین اتوا الکتاب یعنی عالمان درجه اهل کتاب می باشد.

قرآن توضیح می دهد این عالمان درجه یک را کتاب آسمانی الهی در دستشان بود و اینها مامور بودند که محور پژهش در جامعه کتاب الهی می بود اما در زمان اینها کسانی آمدند و شبهات را ایجاد کردند و گفتند با یک سلسله مشکلات سیاسی و اقتصادی و حکومتی هم داریم و آرام آرام کسانی در گوش این عالمان خواندند و گفتند نگاه کن و ببین مرد بزرگی بود بنام سلیمان و بخاطر اموری که در اختیارش بود مثل باد و حیوانات، مشکلات را رفع کرد و بعد آرام آرام در ذهن اینها کار کردند و گفتند انبیای گذشته مثل موسی در فقر بودند و سلیمان را که دیدند پولدار بوده، با نبوت جور در نمی آید و تبیین کردند که سلیمان یک دانشی در دست داشته و آن دانش مسلح به سلاح سحر بوده و این نقل کفر می باشد و گفتند حضرت سلیمان نبی نبوده و ساحر بوده و بعد با کمک سحر نتوانسته بود آن فرمانروانیی عظیم را بوجود بیاورد و در واقع این کفار، یک کد غلط دادند برای اینکه مجوزی برای کارهای غلط خود داشته باشند.

پس این کفار به عالمان گفتند، اگر ما دست از کتاب آسمانی برداریم و بر دانش سحر مسلط شویم، بکمک آن دانش می توانیم  مشکلات را حل کنیم.

رفقا توجه داشته باشید که خیلی ها که در مسیر غلط افتداند، از اولش قصد خلاف کردند نداشتند و رفته رفته از راه بدر شدند.

قران بما م یگوید که شما خودتان را نمی شناسید و مثلا یکی از چیزهایی که شما دوست دارید، محبت به مال هست.

محبت به مال به این راحتی ها از آدمی بیرون نمی رود و این وهم است که فکر می کنیم ما حب به مال نداریم و بی بی از بی جادری خانه نشین است!

ما از هر راهی حق نیل به اهداف نداریم و ما اجازه استفاده از هر وسیله ای را نداریم.

قران کریم نسبت به اولیای الهی حساس است و می فرماید خدا مدافع اولیایش هست و تا به سلیمان نبی نسبت ساحر داند، خدا وسط آمد و گفت سلیمان هرگز ساحر نشده که ساحر مساوی است با کافر و شیاطینی بودند که به سمت سحر رفتند.

پس قرآن می گوید شیاطینی بودن که به سمت سحر رفتند.

اینجا منظور از شیاطین، جنیان نیست بلکه همین قرآن آدرس می دهد که ما دو جور شیطان داریم؛ هم شیطان انسی و هم شیطان جنی.

سوره بقره را نگاه کنید وقتی می گوید منافقین چگونه هستند می فرماید منافقین وقتی با مومنین صحبت می کنند یک طور حرف می زنند و وقتی با خودشان حرف می زنند یکطور دیگر صحبت می کنند. آیه ۱۴ سوره بقره را نگاه کنید.

قرآن میگه منافقین با شیاطین خلوت می کردند و این شیاطین از جنس خودشان یعنی انسان بودند.

در سوره ناس می خوانی الذین یوسوس فی صدور الناس من الجنه و الناس.

مقدمه گفتیم تا مطلب آشکار شود.

پس قرآن گفت سلیمان کافر نشده و ساحری، کافری است.

خدا در قرآن نشان می دهد که انسان دارای معلمهای متعددی دارد.

کاهی طبیعت معلم انسان هست.

گاهی کلاغ معلم انسان است در داتسان هابیل و قابیل.

گاهی معلم از بالا و از نزد خدا فرستاده میشود.

هاروت و ماروت دو فرشته بودند که خدا فرستاد و مردم اینها را همانطور که مریم حضرت جبرئیل امین وحی را دید.

یعنی به شکل یک انسان مجسم شدند و ملک آدم نمی شود و ادم هم ملک نمی شود بلکه آدمها در ظرف ادراکیشان، فرشته را انسان فرض می کنند و می بینند.

هاروت و ماروت آدمدن تا قانون ابطال سحر را به مردم یاد بدهند زیرا عده ای در جامعه دست به سحر زده بودند.

اگر کسی بخواهد سحر را ابطال کند، باید اصل فن یعنی سحر را یاد بدهند تا بعد بتوانند فن بدل آنرا یاد بدهند.

قرآن می گوید این دو فرشته را برای انگیزه چاک فرستاده بودند تا مردم را نجات دهند و به مردم می گفتند این دانشی که به شما یاد م یدهیم، مراقب باشید که ما وسیله ازمایش هستیم و از آن سوء استفاده نکنید.

متاسفانه کسانیکه این علم را یاد گرفتند، بر تعهداتشان پایدار نبودند.

اینها یاد گرفته بودند که بین مرد و زنی که با هم پیمان محبت بسته بودند، بین آنها تفریق و جدا کردن ایجاد کنند. الان آیات ۱۰۱ سوره بقره را که این مطلب را بیان می کند، مشاهده می کنیم.

این تفریق بین زن و شوهر یک نمونه هست و تما کار اینها از این سنخ نبوده است. مثلا توان عقیم ساختن اشخاص را داشته اند.

اینهایی که می توانستند تفریق کنند، وصل هم می توانستند انجام دهند. لذا در روایت خواندیم که زنی آمد خدمت رسول خدا و گفت همسری دارم که خیلی عصبانی مزاج است و من با او یک کاری کرده ام که او مثل موم در مشت من قرار گرفته است. حضرت فرد من متنفر هستم از تو و حضرت می خواهد نشان دهد که این طور دوست داشتن، مطلوب نیست و انسان باید با اراده خودش حرکت کند.

بهشت خدا اینطور آفریده شده که ما با پای خودمان به سمت بهشت برویم و با پای خودمان از جهنم فرار کنیم.

بهشت و جهنم با هول دادن نمی شود و آدمی باید با پای خودش حرکت کند.

حضرت به آن زن گفت تو دینت را خراب کردی و دین تو به شما اجازه چنین تصرفاتی را نداده است و ملائکه تو را لعنت می کنند و حضرت اینرا ۵ بار بیان کردند.

سوره بقره آیه ۱۰۱ را بیاورید:

 

قدم برداشتن به سمت ساحر معصیت است و ترویج سحر، ترویج معصیت است و این در عرف قرآن کریم غلط است. شبهای دیگر بیشتر صحبت می کنیم که مثلا طرف ماشینش گم می شود و می رود به سمت ساحر برای چیدا کردن ماشینش!

طبق این آیه عالمان درجه یک تابع شیاطین شدند. همچنین این عالمان اهل کتاب تابعیت کردند از تعلیمات هاروت و ماروت که در واقع شیاطین سحر یاد می دادند و فرشته ها ابطال سحر را یاد می دادند و در واقع این عالمان دو سلاح در دست داشتند یی سحر و یکی ابطال سحر.

هاروت و ماروت به هرکسی ابطال سحر را یاد دادند، گفتند اینرا برای کشف جرم به شما دادیم نه برای انجام جرم و گفتند که سحر نکنید و سواستفاده نکنید.

اثر خوب و بد دارو دارای اذتن تکوینی خدا هست.

آدم ظالم که می زند شکم دیگری را پاره می کند با اجزه خدا هست یا بدون اجازه؟

بدون اذن خدا برگ از درخت نمی افتد.

ما دو جور اذن داریم یک اذن تشریعی و یک اذن تکوینی و اذن تکوینی یعنی خدا اجزاه داده که انسان می تواند با اختیار خودش تصمیم بد هم بگیرد.

اگر ساحر می تواند اثر بگذارد با اذن الهی هست و خدا یک اذن عام داده است.

آیه می گوید در تورات گفته بودیم که کسانی که دنبال سحر بگردند، هیچ بهره ای در آخرت ندارند.

پس آیه می گوید با سحر احتمال دارد دنیا داشته باشد ولی آخرت ندارد.

امام کاظم فرمود اگر می خواهی خودت را بفروشی بدان که بدن و روح شما اگر بغیر بهشت فروخته شود، ضرر کرده اید.

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب سوم ماه مبارک رمضان– ۱۳۹۳/۴/۰۹

موضوع جلسه: سومین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

در خصوص افساد در ارض صحبت می کردیم و مساله افساد در ارض خیلی مهم است زیرا وقتی زمین فاسد شود، زمینه برای حضور ولی الله از بین می رود و با فاسد شدن زمین، هدف خلقت از بین می رود.

قرآن ان چیزهایی که باعث تباهی زمین می شود را نام برده و ما را در مقابل آنها حرکت می دهد.

مرحوم طباطبایی در المیزان جلد اول صفحه ۲۳۶ می فرمایند:

یکی از کثیف ترین راه ها برای تباه کردن جامعه استفاده از سحر می باشد.

علوم حول یک محور بحث می کنند و اصطلا حا می گویند علوم دارای موضوع هستند.

می گویند وضوعات علوم متفاوت است و برخی از علوم یرامون موضات مادی حرف می زنند و دسته ای علوم پیرامون علوم از امور غیرمادی حرف می زنند و اصطلاحا به آن می گویند ماورا یا متافیزیک.

یک شاخه از علوم ترکیبی از امور مادی و غیرمادی هستند. این علم شاخه هایی دارد که یکی از شاخه های این علم، دانش سحر می باشد.

شخص ساحر باید دارای اراده باشد.

بحث قوه اراده شخص ساحر مطرح می باشد و شخص ساحر باید روی قوه اراده اش کار کند.

برای تقویت اراده باید روی خورد و خوراک و خوابش کار کند. روی سکوتش باید کار کند.

ما می گوییم دوگونه ریاضت و یا بعبارتی دو نوع تمرین داریم؛ ریاضت درست و ریاضت ناصحیح.

ریاضتهای غیرشرعی که شامل کارهای بسیار کثیف هست و با انجام برخی کارهای کثیف یک سلسله توانمندی ها را بدست می اورد چه مسلمان باشد و چه کافر.

مرحوم طباطبایی می فرماید هر کدام از ما در عمرمان شنیدیم یا دیدیم که برخی کارهای عجیب انجام می دهند.

–          گاهس کارهای خارق العاده منشا آن تمرین و ممارست است.

همینجا در پرانتز بگوییم که شریعت مقدس می گوید از سوطن پرهیز کن زیرا برای سو طنها سر از گناه در می آوید.

–          گاهی شخص کار خارق العاده انجام می دهد و در آتش راه می رود ولی نمی سوزد. این فرد استفاده می کند از اسباب طبیعی عادی مثلا ماده نسوز به بدنش زده که ما آنرا شناخت نداریم یا مثلا از مرکب خاصی استفاده می کند که روی کاغذ سفید می افتد.

–          گاهی در اثر تردستی یا مهارت چنان کاری را سریع انجام می دهد که شما به آن می گویید شعبده بازی.

این ۳ مورد ربطی به سحر نداشته است اما برخی کارها خبر از آینده می دهد.

از گناهان کبیره شهید دستغیب می خوانم؛

شکی نیست که اشخاصی یافت می شوند که کارهای خارق العاده انجام می دهد که پس از دقت مشاهده می شود که غالب آنها اسباب طبیعی دارند و …

فرد ساحر هم باید اراده داشته باشد و هم یک اعتقاد یقینی بایستی داشته باشد.

این موضوع را آزمایش کنید که به خودتان تلقین کنید که شخص یا چیز معینی در برابر شما حاضر است و شما انرا با چشم خود می بینید و بعد آنرا در خیالتان تصور کنید.

یکی از چیزهایی که ما در نماز سوال می کنیم این هست که چطور در نماز حضور قلب داشته باشیم؟

تمام انچه تا اینجا گفته شدف بحث اراده هست و اگر این فرد علاوه بر داشتن قدرت اراده با موجوداتی دیگر نیز ارتباط بگیرد، توان این فرد بسیار افزایش می یابد.

ادامه بحث در جلسه بعد

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب چهارم ماه مبارک رمضان– ۱۳۹۳/۴/۱۰ (از اینکه ۱۵ دقیقه اول جلسه، از کیفیت پایین تری برخوردار است، عذرخواهیم)

موضوع جلسه: چهارمین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب پنجم ماه مبارک رمضان– ۱۳۹۳/۴/۱۱

موضوع جلسه: پنجمین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

کسانیکه در وادی سحر افتاده اند از توانمندیهای روحی خودشان در مسیر خیانت استفاده کردند.

اهل بیت فرمودند کسانی هستند که دنیا را ترک می کنند برای دنیا .

مثلا فردی غذا و اب در مهمانی نمی خورد تا برایش به به کنند!

انسانها گاه با روحشان چنان توانمندیهایی پیدا می کنند که نپرس!

گفته شده مومن آینه مومن است.

داتسنا اینکه چه می توانیم بکنیم که روحمان تقویت شود طولانی است و یک مثال بزنیم که شارع می گوید قبل نماز صبح، ۵ دقیقه بدنت را آرام قرار دهد و یا موقع نماز خواندن فقط محل سجده ات را نگاه کن.

اینها که وارد سحر می شوند یک سلسله تمرینات می کنند مثل اینکه هر چیز نمی خورد هر جا نمی رود …

قرآن نام می برد که موجوداتی هستند پنهان زیست و حقیقتا وجود دارند و توانمندیهای زیادی دارند. قرآن نشان داد که پیغمبر مانند حضرت سلیمان از توانمندی آن موجودات استفاده کردو اینها در نزد حضرت سلیمان کار می کردند.

قرآن نشان می دهد کسانی هم بودند که توانمندی جنیان استفاده می کردند برای اغوای مردم.

شب گذشته سوره احقاف را خواندیم و امشب سوره جن را با هم می خوانیم از آیه اولش؛

سوره احجقاف را یکبار دیگر آیه ۲۹ را ببینید؛

و اذ صرفنا الیکه من الجن ….

حالا سوره جن را ببینید:

برخی از مفسران مطالب سوره جن را که دیده اند میگن قصه سوره احقاف با سوره جن یکی است در صورتیکه اینطور نیست و دو گروه از جنی ها بودند که آمدند نزد پیغمبر.

اینجا می بینیم که جنیان ۳ گروه بودند که عده ای ایمان به موسی داشتند و عده ای به پیغمبر اکرم و عده ای به حضرت مسیح ایمان داشتیم.

این سخنی که برخی بزرگان نقل کردند که در میان جنیان شیعه و سنی نداریم، صد در صد غلط گفته اند زیرا دیشب سوره احقاف بما نشان داد که عده ای از جنیان رفتن پیش پیامبر و بعد عده ای ایمان آوردند و عده ای ایمان نیاورند و بحث اینکه میگن جنی ها در غدیر بودن، این حرف هم بنا به قرآن رد می شود که جن سنی و شیعه نداریم.

آیه اول سوره جن ؛

یک عده از جنی ها آمدند و قرآن را گوش کردند. این گروه قرآن را توصیف کردن به عجیب بودند در حالی که گروه مورد اشاره در آیه ۲۹ سوره احقاف اینچنین نگفتند. این گروه در سوره جن در ادامه آیه مشخص می شود که اصطلاحا مشرک بودند.

ایه می گوید بعد از شنیدن قرآن میگن دیه برای خدا شریک قرار نمی دهیم.

قرآن آدرس می دهد که عده ای از مسیحیان عیسی را پسر خدا می دانستند.

در ادامه آیه جنیان می گویند خدای ما عظمتش برتر از این هست که همسر و فرزند داشته باشد.

اینها داران عقاید پوچ قبلیشان را به رخ می کشند و به برکت قرآن هدایت شدند.

بعد جنیان می گویند فرد بی خرد در میان ما به ما می گفت خدا فرزند داشته و این حرف را ما از سفیهمان یاد گرفتیم.

سفیها را چه کسی بگیریم؟

از امام صادق پرسیدند چی شد ادم فریب ابلیس خورد و امام می فرمایند ادم در عمرش ندیده بود کسی دروغ بگوید و برای دروغش قسم هم بخورد.

جنیان می گویند ما خیال می کردیم که جن و آدم دروغگو نیست ولی حالا فهمیدیم جن و ادم دروغگو هم هستند.

جنیان بعدش می گویند بین ما و بین طایفه انس، یک بده بستانی اتفاق افتاده است.

آیه می گوید مردانی از انس به سمت مردانی از جنیان آمدند و این یعنی جنیان زن و مرد دارند. آیه می گوید مردانی از انس به مردانی از جن پناه آوردند.

قرآن کتاب ادب است و نگفت زن ها هم ارتباط داشتند بلکه بما نشان داد میدان ارتباط هست و در واقع اثبات شی نفی ما ادا نمی کند.

بعبارتی اثبات شد مردانی از سمت انس با جن ارتباط داشتن و این نشان می دهد که امکان برقراری ارتباط وجود دارد بلکه وقوع دارد.

وقتی گفته می شود کان یعوذون یعنی این ارتباطمستمر بوده است.

در ادامه آیه می گوید این ارتباط بر انحراف هر دو گروه می افزاید و این ارتباط به نفع هیچ کس نیست.

قرآن هرجا از سحر حرف می زند فقط آدرس منفی می دهد در حالی که قرآن در خصوص شراب ، منافعی را هم می شمارد.

چرا اینها که ارتباط با احنه می گرفتند پیش اولیا و پیامبر نمی رفتند؟

اینجا مشخص هست که اینها جنیان را قبول دارند و یعنی به عالم غیب اعتقاد دارند ولی بجای اینکه آب را از آبشخور سالم بگیرند، از آبشخور ناسالم می گرفتند زیرا اینها نبوت را با اینکه غیب را قبول داشتند، داستان می دانستند و فکر نمی کردند که خدا از انس، پیامبری را مبعوث کنند.

آیه اینرا نشان می دهد که اینها خیال می کردند خدا پیامبری از انس مبعوث نمی کند.

ادامه آیه میگه جنیان عده ای از آنها سالم و عده ای ناصالح بودند و ناصالحان انسی به ناصالحان جنی پسام می بردند.

جنی ها میگن بعد از شنیدن قرآن عده ای مسلمان شدن و عده ای که مسلمان نشدن، قاسط شدن و از اینها می فمیم که مسلمان ، ظالم نیست.

پس در سوره جن، از جنیان مسیحی صحبت شد و در سوره احقاف، جنیان یهودی مورد بحث بودند.

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب ششم ماه مبارک رمضان– ۱۳۹۳/۴/۱۲

موضوع جلسه: ششمین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

غیر عالم ماده هم در عالم ماده اثر می گذارد.

قرآن در سوره اعراف نشان می دهد که عالمی که دعاا را بلد بود، دعا را در مسیر زدن حضرت موسی استفاده کرد!

بلعم، نام این عالم بود و حتی قرآن اسم این فرد را نمی برد.

این مطلب مذهب علیه مذهب، عالمانه تراشیده شده است.

امروز دیگر کسی حلوای مارکسیست را دیگر کسی نمی خرد و راه زدن دین، با دین می باشد.

یک زمان طالبان تراشیدن و امروز داعش تراشیدن و معلوم نیست ۴ روز دیگر چه نعشی را بشناسند.

دشمن فهمیده که باید برای زدن دین، مشابه سازی کند.

ما باید بدانیم که در پدیده سحر، اراده ای بزرگ قرار گرفته است.

آدمها در خوب شدن و در بد شدن، انتها ندارنند.

آدمها در بدی، نقد به نقد بد می شوند ولی در خوب شدن، نسیه نسیه خوب می شویم.

قران را نگاه کنید که قوم موسی ۳۰ روز دوام اوردن و خدا ۱۰ روز نیامدن موسی را تاخیر انداخت و این قوم تا روز ۳۶ دوام آورد ولی از روز ۳۷ ام از توحید به سمت گوساله پرستی رفتند!

خوبهایی که کامیاب نمی شوند و ادامه نمی دهند و بحثها را ناقص ناقص پیش می برند، خیلی خطرناک هستند و از اولین چیزهایی که می گویند، میگن این بحثها دیگه برای ما رنگ ندارد.

هم در جهت خیر، اگر خوبها با هم باشن، خوب است و هم در جهت شر، اشرار با هم جمع می شوند و می توان ۵+۱ را مثال زد.

سوره انعام آیه ۱۲۸

چیزی که در آن لذت خوابیده باشد، به این راحتی و با موعظه نمی توان از آن فاصله گرفت.

کیف و لذت هم در امر خیر وجود دارد و هم در امر شر.

یک زمانی بود، مزاحم تلفنی خیلی بود و فرد مزاحم از سر به سر گذاشتن کلی کیف می کرد و البته گاهی هم می شد فردی که مورد مزاحمت قرار گرفته بود، از اینکه مزاحم را سر کار می گذاشت کیف می کرد.

سوره انعام همین را نشان می دهد که هم ساحر از ارتباط با شیاطین کیف می کند و هم شیاطین از گمراه کردن ساحر!

یوم یحشرهم جمیعا

جمیعا شامل دو گروه جن و انس می باشد. بعبارتی تمام مکلفان را جمع می کنند.

خدا در بین این مکلفان اول با جن صحبت می کند.

خدا جنیان را مواخذه می کند که به چه علتی معرکه گیری کردید و آدمها را دور خودتان جمع کردید؟!

هرکسی در اطراف خودش دیگران را جمع می کند، باید در پیشگاه خدا حجت داشته باشد فلذا شریعت می گوید کسانیکه در سخنرانی علوم دینی شرکت می کنند، دارند عبادت خدا را می کنند.

از این ایه سوره انعام در میاید، که عده ای از آدمها دور جنیان گرد هم می آیند در حالی که خدا می گوید من ولی الله فرستادم و آدمها باید دور ولی الله بچرخند. پیامبر ولی الله است. امام معصوم می شود ولی الله و امام خمینی در عصر ما می شود ولی الله و مالک اشتر هم ولی الله است.

ادامه آیه سوره انعما؛

از جنیان سوال شد و بجای اینکه جنیان پاسخ بدهند، انسانهایی به پاسخ آمدند و مشخص می شود که رابطه رفاقتی میان جنیان و انس بوده است!

این انسانها میگن ما از ارتباطی که با جنیان داشتیم، لذت می بردیم.

پس جنیان ، این انسانها را زورکی دور خود جمع نکرده بودند.

هم انسان و هم جن مختار هستند و اختیار دارند.

آیه نشان می دهد که این دو از اختیارشان درست استفاده نکرده اند.

ساحرین، توفیق توبه را از دست می دهند و چه بشود که ولی بزرگی مثل موسی بیاید تا سحره در مقابل معجزه موسی، توبه کنند.

فیلم یوسف را یادتان بیاید که بزرگ کاهنان در مقابل معجزه یوسف در جوان شدن زلیخا هدایت نشد و توبه نکرد. زیرا او سبب لغزش خیلی ها شده بود.

برگردیم به آیه؛

انسانها میگن ما از ارتباط با جنیان کیف کردیم تا آخر عمرمان و ما در کل عمرمان در خدمت جنیان بودیم و این یعنی نه در خدمت خدا بودند و نه در خدمت پیغمبر و نه در خدمت مردم !

خدای متعال در مقابل جواب این اسنانها گفت، محل استقرار شما آتش می باشد.

خدا اینها را جهنمی می داند و یک سوال پیش می اید که خدا بعد از جهنمی کردن اینها، دستش بسته می شود یا خیر؟

خرید، دست خریدار را نمی بندد و جهنم فرستادم عده ای، باعث بسته شدن دست خدا نمی شود اما مبنا این نیست.

در همین ایه می گوید خدا می تواند دست اینها که رفته اند جهنم، بگیرد ولی خدا این کار را نمی کند.

الا ماشاالله یعنی خالد شدن در جهنم، دست خدا را نمی بندد ولی خدا این کار را نمی کند، زیرا او حکیم و علیم می باشد.

سوره حضرت ابراهیم آیه ۲۲ را بگیرید؛

شیطان در قیامت می گوید دو نفر به شما وعده دادند، یکی خدا و یکی من.

وعده خدا حق بود ولی وعده من شیطان بارها خلافش ثابت شد.

شیطان می گوید من هیچ وقت به زور نتوانستم شما را ببرم.

شیطان می گوید من هیچ تسلطی را بر شما نداشتم و خدا چنین اجازه ای را به شیطان هم نداده است. شیطان فقط اجازه فرستادن دعوت نامه داشته است.

شیطان می گوید چرا مرا ملامت می کنی و خودت را ملامت کن.

این هر دو جمله شیطان غلط است و باز دارد ادرس غلط می دهد و اینجا بحث ملامت کردن نیست.

شیطان در ادامه آیه می گوید من نمی توانم بداد شما برسم و این نشان می دهد که عده ای در قیامت هم هنوز بدنبال کمک خواستن از شیطان هستند!

۳۵ سال از انقلاب گذشته و هنوز بعضیها از پهلوی کمک می خواهند !

در ادامه آیه شیطان می گوید من از اینکه مرا با خدا شریک می کردی، اعلام برادت می کنم!

ادامه آیه شیطان می گوید که شمایی که حرف مرا گوش کرده اید، ظالم هستید و ظالم باید به عذاب الیم و بزرگ برسد پس شما باید به عذاب الیم برسید!

اینجا شیطان می گوید من ظالم نیستم و شما که به حرف من کردید، ظالم هستید.

سوره انعام آیه ۱۲۹ را بگیرید؛

و کذالک نولی بعض الظالمین بعضا

برخی از ظالمین را حاکم بر برخی دیگر کردیم و این حاکم شدن، با اختیار خودشان بوده است.

رفتار و اعمالشان اینها را ظلم پذیر قرار داد.

ادمه آیه؛ ای جنیان و ای انسانها چرا دور انبیا نچرخیدید؟

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب هفتم ماه مبارک رمضان– ۱۳۹۳/۴/۱۳

موضوع جلسه: هفتمین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

سوره مبارکه صبا، ایه ۱۲ به بعد را مباحثه می کنیم

امشب می خواهیم مثال خوب ارتباط با جنیان را صحبت کنیم.

یادتان باشد ولی الله بی اذن خدا حرکت نمی کند و آنهایی که بی اذن الهی حرکت می کردند، فضولهایی بودن که دست به ارتباط با جنیان زده بودند.

در سوره صبا نشان می دهد که خدا به ولی از اولیا اش اختیاراتی داده بود.

شما اشتباه نکنید که نه شما سلیمان هستید و نه دوره، دوره سلیمان هست و نه می توان این موارد را ارزان بدست آورد.

خدا در سوره صبا یک ولی را بنام سلیمان نام می برد و سلیمان می گویند آخرین پیامبری است که وارد بهشت می شود. در قرآن تصریح شده که سلیمان نعم العبد هست و یکی دیگر هم جناب ایوب هست که یکی در اوج توانایی و یکی دستش تنگ بوده است.

آیه :

باد را در اختیار سلیمان قرار داددیم. استفاده از باد، با طی الارض ردن اشتباه گرفته نشود.

سلیمان با باد، یک روز کامل می توانست دو ماه را در واقع طی کند.

سوره ص را نگاه کنید که نشان می دهد سلیمان وقتی از باد استفاده می کرد، آرامشش بهم نمی خورد و آرامش کسانیکه روی زمین بودند، بهم نمی خورد.

آیه سوره ص : فسخرنا له الریح ….

برگردیم سوره صبا ؛

یک امکاناتی در اختیار سلیمان بود و یکی اش را گفتیم باد. دیگری جاری شدن چشمه ای از مس مذاب برای سلیمان هست. مس مذاب یک ماده اولیه هست.

سومین امکان جناب سلیمان ، نیروی فعال بنام جن می باشد. وقتی آیه می گوید من الجن، یعنی همه جنیان در اختیار سلیمان نبوده است.

طبیعت طایفه جن، بازی گوشی و شیطنت است و حال اگر کسی بازی گوش باشد و شما بخواهی او را بکار بگیری، خوشش نمی آید.

آیه : و من الجن من یعمل بین …

مردم اثر را می دیدند ولی فاعل را نمی دیدند و فقط جناب سلیمان می دید.

چون سلیمان به اذن الله کار می کند، فرمان سلیمان، فرمان خدا محسوب می شود و آیه می گوید امرنا.

کارهایی که جنیان برای سلیمان انجام می دادند چه بود؟

این جنیان هر چه جناب سلیمان می خواست انجام می دادند و برخی از خواسته های جناب سلیمان اینچنین بود:

مثل ساختن محراب ها و یا ساختن مجسمه و یا دیگهای گنده ای می ساختند که برخی دیگها ثابت بود و برخی سیار.

پس این آیه نشان می دهد که جناب سلیمان از جنیان در راستای ساخت و ساز استفاده می کرد و آیه دیگری هم هست که می گوید جناب سلیمان از جنیان برای حمل و نقل هم استفاده می کرد.

مجدد به سوره ص نگاه کنید. آیه ۳۷ ؛

اینجا نشان می دهد که برخی جنیان بنا هستن و برخی غواص هستن و چند شب پیش گفتیم که آسمان هم می روند و این یعنی دایره فعالیتشان گسترده و سرعت بالا هم دارن و این موجودات، بازی گوش و شیطنت می کردن و خبری از عقلانیت ندارد و سلیمان برخی از این بازی گوشها را زنجیر می کرد.

گاهی هم جناب سلیمان اینها را به صورت گروهی زنجیر می کرد.

جنیان از غیب خبر داشتند ولی نه بصورت مطلق و آگاهی جن نسبت به امور پنهان نسبی و ضعیف می باشد.

سوره صبا آیه ۱۴ را نگاه کنید که مرگ جناب سلیمان فرا می رسد و ایشان در حالی که به عصایش تکیه کرده و عصای سلیمان از وع عصای جناب موسی هست و عصی بواسطه ضعف بدست نگرفته بلکه از سر اقتدار هست. سلیمان در حالی که به عصایش تکیه کرده بود از دنیا رفت و جنیان متوجه نشدند تا اینکه موریانه عصا را خورد جناب سلیمان زمین افتاد.

همینجا می فهمیم که جنیان از همه چیز باخبر نیستند.

حتی جنیان ،جناب عزرائیل را که آمد و جان سلیمان را گرفت، ندیدند در حالی که گفته بودیم جنیان می توانند، ملائکه را ببینند.

تا اینجا ارتباط سالم یک ولی الله را گفتیم.

بیان آقای طباطبایی را بخوانیم که مرحوم طباطبایی گفتن برای اینکه ساحر بتواند تاثیر بگذارد، داشتن اراده قوی هست و دوم گفتیم ساحر برای انجام کار، باید اعتقاد ۱۰۰ درصدی به کار ش داشته باشد. ساحر باید به اعتقاد و مقصد و کارش، اعتقاد ۱۰۰ درصدی داشته باشیم.

متاسفانه ما نماز می خوانیم ولی نسبت به خدای خودمان اعتقاد ۱۰۰ دردصدی نداریم اما می شود با ذهن کسی کار کرد که او تصمیم بگیرد فردی مثل شهید دستغیب را به قتل برساند و تازه فکر کند این کارش خدمت به مردم است.

پس اراده قوی + اعتقاد جازم به مطلب خودش.

آقای طباطبایی می گوید باور ۱۰۰ درصدی اش مهم است و ربطی به درست و غلط بودن باور ندارد.

پس باور چه درست باشد و چه غلط، کار می کند.

می گویند نفس انسان قدرت خلاقه دارد و می تواند آفرینش کند و ما درست پایین آفرینش را در فیلمها می بینیم.

درجات پایین قدرت خلاقه را خبر داریم ولی بالاتر را نداریم.

انسان می تواند در فضای ذهن خود، پیغمبر هم درست کند و می تواند پیغمبر را در جلوی چشم خودش مجسم کند و انچه خودش تعقل می کرد، جلوی چشمش درست می کند.

یک مثال دیگر فرد عاشق هست که گاهی اینقدر به محبوبش در خلوت فکر می کند که گویا محبوبش دم دستش است.

به دریا بنگرم … به صحرا بنگرم …. صحرا تو بینم …

حال این ظرف ادراک گاه درست است و گاه نادرست و فرد ارده کننده نمی تواند آنرا به بیرون نشان دهد اما همینجا آقای طباطبایی می گوید این فرد گاهی ارده قوی دارد که می تواند انچه در ذهن خود تجسم گرده در اذهان دیگران نیز مجسم کند.

اینجا هست که می بینیم فرد می گوید منهم آنرا دیدم !

متن آقای طباطبایی :

برای … شخص باید اعتقاد صد دردصدی داته باشد ….

فرد ساحر، آنچه در قوه خیالش ساخته می آورد و بعد می گوید احضار روح کرده است.

قرآن می گوید سحر فرعون کاری کردند که در چشم مردم، ریسمانها مانند مار تکان می خوردند در حالی که انها تکان نمی خوردند و این قوه خیال سحره بود که آنچه خودشان تجسم کرده بود، در اذهان مردم نیز به نمایش دراورده بود.

نظیر این مساله را در هیپنوتیزم هم داریم.

یک اشکال به احضار کنندگان روح این هست که روح در ظرف ماده حاضر نمی شود و در واقع آنچه حاضر می شود، همان تجسم ذهنی فرد ساحر می باشد.

پس فرد ساحر، افکار خودش را احضار می کند.

توجه داشته باشید که احضار روح را بطور مطلق رد نکردیم.

آقای طباطبایی نشان می دهد که فردی که در این مسیر می رود گاهی با ارده خودش حرکت می کند و گاهی از اراده دیگران هم استفاده می کند. مثلا فرد مرتاض فقط از اراده خودش استفاده کی کند و می شود جناب سلیمان باشد با ارده خدا حرکت می کند و کارها از دستش بر می آید. به همین دلیل سحر هرگز نمی تواند معجزه را ابطال کند در حالیکه معجزه سحر را ابطال می کند.

یک راه برون رفت در مقابل سحره، تقویت اراده ما می باشد.

پس سحره روی اراده های ضعیف می توانند اثر بگذارند.

اگر فردی بیاید وسط و بگوید مرا خدا فرستاده و به اراده الهی دست بزند می شود پیامبر و اگر نگوید فرستاده خدا هست و به اراده الهی نیز دست زده باشد، می شود کرامت.

 

=====================================================================================

دانلود فایل صوتی شب هشتم ماه مبارک رمضان– ۱۳۹۳/۴/۱۴

موضوع جلسه: هشتمین جلسه در موضوع بحث سحر و ساحری در جامعه ایمانی/ فایل صوتی و متن جلسه اول در قبل ماه مبارک در اینجا

(اشکالات متن زیر از نظر املایی و ویرایشی بزودی اصلاح خواهد شد و جهت سرعت در انتشار فایل سخنرانی درج گردیده است)

عرض شد که یکی از امور افساد در ارض، استفاده از عال سحر است و توضیح دادیم که سحر هم راستکی دارد و هم پرت و پلا و دروغ و معمولا تا یک چیز راستکی نباشد، حرفهای دروغ نمی توانند میدان داری کنند.

ارده آدمها یک شبه تقویت نمی شود.

می شود قدرت ارده را در مسیر خیر استفاده کرد و می شود در مسیر شر استفاده شود.

گاهی فردی که ارده اش تقویت شده، برای پیشبرد کارهایش از ادعیه استفاده می کنند.

دعا اثر دارد و قرآن اینرا به ما نشان می دهد.

فقط حرفهایی که موعظه است، اثر ندارد.

برخی از افراد می گویند فحش جزء مقومات دعوا هست !

یکی از مقومات سحر، ادعیه و ارکار است.

کلیدی که درب منزل ما را باز می کند، اگر در دست دزد هم باشد، در خانه را باز می کند.

در این عالم قفل و کلیدهای متعددی وجود دارد.

به هر ترتیب یکی از مقوماتی که در سحر وجود دارد و اثر دارد، بحث ادعیه و اذکار هست.

کسانی شیادانه حرفهای صحیح را بر می داشتند و در مسیر ناصحیح استفاده می کردند.

چند دزدی حرف مردان خدا

تا فروشی و ستانی مرحبا

پس می شود حرفهایی را دزدید و در جایی دیگر خرج کرد.

قسمتی دیگر، استفاده ساحرین از سایر انرژی های موجود در عالم هست و یکی از توانمندیهایی که گفتیم در عالم وجود دارد، قرآن از ان تعبیر شیاطین دارد. شیاطینی چه از جنس انس و چه از جنس جن.

قرآن میگه شیاطینی هستند که از برخی امور خبردار می شوند.

البته اینطور نیست که هر روحی بتواند با هر صالحی نشست و برخاست داشته باشد و یا مثلا با جبرئیل امین وحی ارتباط بگیرد.

هر کسی با هر کسی سنخیت ندارد.

رفیق هر کسی با آن شخص باید سنخیتی داشته باشد و البته نوادر را کار نداریم.

در عالم طبیعت هرگز خرس با گربه رفیق نمی شود.

حال اگر ساحر بخواهد با شیاطین ارتباط بگیرد، روی همین قضیه، ساحر یک سلسله کارهای کثیف را انجام می دهد و در نتیجه نزول می کند.

به همین دلیل سفارش می کنیم که ما باید به سمت پاکی و طهارت حرکت کنیم و نه به سمت کثیفی و نا پاکی.

شعر مثنوی :

نیست جنسیت به صورت لی ولک

عیسی آمد در بشر جنس ملک

ای بسا ابلیس آدم روی

پس به هر دستی نشاید داد دست.

حال قانون بخوانیم؛

هل انبدکم علی من تنزل الشیاطین

آیه می گوید بیا به شما خبر بدهم که شیاطین دائما بر چه کسی نازل می شوند؟

سوال: ملک که بر قلب پاک پیامبر نازل می شد، نفر بغل دستی پیامبر نمی فهمید .

پس شیطان به قلب ساحر نازل شود، نفر بغل دستی نمی فهمد و فرد شیاد می گوید این مطلب ربر ذهن من خطور کرد.

آیه می گوید معصیت زمینه سنخیت بین شیاد و شیاطین می شود.

افک بمعنای دروغ هست ولی یک دروغ بزرگی هست که به یک نفر تهمت بسته می شود.

افاک را ترجمه می کنیم : دروغ پرداز

عصیم را ترجمه می کنیم : گناه پیشه

گناه پیشه، یعنی گناه کردن جزء ذات او شده باشد. به کسی می گوییم که عصم از وجود او تفکیک شدنی نیست.

به همین دلیل این افراد شیاد دست به خوردن نجاست می زنند و یا با زن دارای شوهر ارتباط می گیرند و مدام به سمت کثافتها پیش می روند.

به همین دلیل در لسان شریعت، می گوید ساحر ملعون است و از رحمت خدا مدر حال دور شدن هست.

تصدیق ساحر هم موجب لعن می باشد و شارع مقدس می گوید به ساحر به هیچ وجه بها نده.

سحر شعیب و انواعی دارد؛

یکی از شعبه های سحر، شعبده می باشد. البته خود شعبده هم اقسامی دارد. یک قسمت از شعبده بازی بحث تمرین و سرعت می باشد. با سرعت کاری را انجام دهد. اون کاری که با سرعت و تمرین هست، اون سحر مورد اشاره ما نیست البته برخی بزرگان، همین نوع قسم شعبده را هم سحر می دانند که ما اینرا حق نمی دانیم.

پس آن قسمت از شعبده که به سرعت و مهارت باز می گردد، اشکال ندارد مثل کسی که روی ریسمان راه می رود و یا تردستی می کند.

اما شعبده هایی که داریم شخص از لای دیوار می رود آن طرف دیوار و این دارد از ابزار و نیورهای خاص استفاده می شود و یقینا ملحق به سحر است و بلاشک حرام است.

رساله آموزشی که فتاوای رهبری را در آن جمع و جور کرده و این کتاب را که دو جلد هست تهیه کنید.

یکی از اشکالات به رساله ها زبان آن می باشد که حتی طلبه ها هم در آن گیر می کننند.

این کتاب مورد اشاره روان و آسان است و دقیق می باشد.

صفحه ۵۰ کتاب رساله آموزشی :

سحر عملی است که بر چشم و ذهن و خیال و مخاطب یا مسحور اثر بگذارد ولی در واقعیت خارج هیچ تاثیری نندارد. بنابراین اگر کارهایی اانجام گید که واقعیت دارد، سحر نیست. منشا سحر شیطان است.

اگر کسی فیلم جذابی را به دیگری نشان دهد و او را به توهم اندازد بگونه ای که خیال کند در همان حالت قرار دارد، این حرام نیست چنانچه که مردم با دیدن اولین سری از فیلمهای سینما فرار می کردند. امروزه اگر با انواع پیشرفته سینماها و با حیله های تصویر گری انسان را به گونه ای با خود همراه کند ….

حکم سحر : سحر مطلقا حرام است.

توضیح حکم : چه پول بگیرد و چه پول نگیرد.

خیلی وقتها اشخاص پول در ابتدا نمی گیرند تا دل شما را بدست آورند و بعد شما بیشتر از اینها به او خواهی داد. خود نگرفتنش دکان و بازار هست..

حکم : اگر تعلم سحر به قصد انجام دادنش باشد، حرام است. در غیر اینصورت تعلم و تعلم آن حرام نیست و اگر از جهت دانایی و معرفت باشد، اشکال ندارد.

(یک حاشیه به این حکم: شما اینرا یاد نگیرید زیرا ما تسلط به خودمان نداریم و ضعیف است مثل کسانیکه میروند و دفاع شخصی یاد بگیرند و بعد در یک دعوا می زند و دخل طرف مقابل را می اورد.

اگر از سحر ساحران می ترسد، اراده خود را تقویت کنید.

یکی از راه های تقویت اراده ، مراقبت از چشم هست و نگذارید چشمتان هرکجا برود.

حل بخوانید آنها که خاک را به نظر کیمیا کنند.

پس یکی از راه های ابطال سحر، تقویت اراده هست.

در احکام رساله فتوای رهبری می گوید اگر سحر را بخواهیم یاد بگیریم برای مقابله با دشمن ساحر، عیب ندارد.

لطیفه گفتن حرام نیست ولی اگر لطیفه ای بگویی برای خار کردن مسلمنا، باعتبار خار کردن مسلمان می شود حرام.

فتوای رهبری : احضار روح و امثال اینها سحر نیستند و از این جهت حرام نیست مگر موجب اضرار به غیر شود و به تلسم ربط ندارد یا حرام می باشد اگر به گمراهی مردم استفاده گردد.

یک قسم دیگر از اقسام سحر باقی مانده و ان خبر دادن از گذشته یا آینده می باشد و معمولا در این جهت مقاومت مردم کم هست.

پس یکی از شعب سحر کهانت است اما اشتباه نگیرید که هر که از آینده یا گذشته خبر می دهد، کاهن نیست.

(استاد روح و بیان خاطراتی از مرحوم قاضی و خویی و حضرت امام و فرزند آقای شهابادی.)

منبع خبر کاهن، شیطان می باشد.

گاهی فرد خبر دهنده از آنینده از علم رمل و جفر و غیره استفاده می کند و  ای نوع اخبار کهانت نیست.

کسانی توانی تعبیر خواب دارند.

اسلام می گوید خواب معلق هست و یعنی هرجور تعبیر کنی، پیش می آید و بما می گوید هرجایی، خوابهایتان را تعریف نکنید.

تعبیر خواب هم کهانت نیست.

منشا خبر دادن کاهن، محاسبات نیست بلکه چیزی است که از طرف شیطان به قلب او الهام می شود زیرا شیطان جن است و می تواند به آسانی در هرجا حاضر شود.

آقا اینجا می گویند شیطان مطالب پنهان را نمی فهمند و نظر ما مخالف نظر آقا در اینجا هست و ظیطان آنرا هم می تواند پیدا کند. بنظر ما شیطان حتی از نیت شما آگاه است و کاملا انسان شناس است.

کهانت مطلقا حرام است.

مراجعه به کاهن برای فهمیدن مطلبی حرام است مثل رجوع افراد برای پیدا کردن ماشین سرقت شده.

خببر دادن غیبی از غیر طریق کهانت در صورتیکه منجر به حرامی نشود، حرام است.

یک ضابطه : هر چه گفتنش حرام است، شنیدنش هم حرام است.

غیبت کردن حرام و شنیدنش هم حرام است.

فحش دادن حرام است و شنیدن آن هم حرام است.

Comments are closed.