آخرین اخبار

ادامه موضوع اسراف در گناه – ۶ شهریور ۱۳۹۳

۱۳۹۳-۰۶-۰۷ در ۰۵:۲۰ توسط

متن فایل صوتی سخنرانی استاد روح پیرامون اسراف

 

اعوذ بالله السمیع العلیم، من هوانا و من الشیطان اللعین الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلا خَسَارًا

سلامتی وجود پاک و مقدس مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم صلوات مرحمت بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد

هدیه به پیشگاه با عظمت حضرت فاطمه معصومه صلوات الله علیها صلوات دیگری عنایت بفرمایید.

سوره مبارکه شعرا (۲۶) از آیه ۱۶۱ به بعد را در این جلسه مباحثه خواهیم کرد، به برکت صلوات بر محمد و ال محمد.

همچنان که استحضار دارید در دو سه جلسه گذشته به عرض رسید که خدای قادر متعال یکی از مصادیق افساد در عرض را مسئله اسراف مطرح فرمود، و بعد توضیح دادیم که مسئله اسراف در قرآن کریم همه اش مال یک لیوان آب آشامیدن و بقیه اش را دور ریختن نیست، این هم یک مصداق اسراف است ولی همه اسراف این نیست، مقداری پیرامون این گفتگو کردیم و عرض شد یکی از مصادیق اسراف در عرف قرآن کریم ارتکاب معصیت است، هر معصیتی که از عبد سر می زند چه صغیره، چه کبیره مشمول مبحث اسراف به نفس است، در بین معاصی یک معصیت را قرآن کریم در جاهای متعددی زیاد به آن پرداخته و آن مسئله انحراف جنسی است، با این مسئله بشر قرن ها است که آشنایی دارد، قریب به دو هزار و خورده سال از میلاد مسیح می گذرد. {حضرت موسی قبل از آن بوده، حضرت ابراهیم از آن قبل تر.}

آنجایی که قرآن آدرس می دهد می فرماید با این معصیت خاص، بشر بیش از دو هزار سال این معصیت را می شناسد، دقت بفرمایید این معصیت در قرآن کریم حداقل تا اینجا که ما نگاه کردیم در ده جای قرآن طرح مسئله شده است. حاشیه مختصری در این رابطه عرض می کنم، در بین قرآن پژوهان بحث است که آیا ما مطالب تکراری در قرآن کریم داریم یا خیر؟

این یک پیش فرض دارد که تکرار لغو و عیب و بداست و اشکال دارد، بعد این سوال را مطرح می کنند که آیا ما در قرآن تکرار داریم یا خیر؟ اگر تکرار عیب ِ، نقصِ است چرا در قرآن آمده است.

این سوال را چند جور جواب دادند، برخی از بزرگان که ورود کردند فرمودند اولااینکه شما تکرار را لغو می دانید خود این یک مبنای قلطی است، باید ببینم کجا می خواهیم تکرار کنیم، اگر بحث، بحث هدایتِ، بحثِ اخلاق است، تکرار نه تنها لغو نیست بلکه مطلوب، لازم، حتمی، بایسته است، لذا هیچ کسی به خطیب جمعه اعتراض نمی کند که ببخشید همین آلان در خطبه قبل گفتید تقوای خدا را مراعات کنید، آخه ده دقیقه پیش این خطبه را خواندید الان هم دوباره می گویید تقوای خدا را مراعات کن، در هر دو خطبه باید تذکر بدهند، نه در این هفته هر هفته باید این کار را بکند. {تکرار در قرآن} به هدایت و اخلاق بازگشت می کند لازمه هدایت و اخلاق تکرار است، شاید پربد نباشد این را هم به عرض برسانم، هر کدام از ما شاید خیال کنیم همان آدم هفته قبل هستیم، در حالی که در جای خودش ملاحظه خواهید کرد شما آدم یک ساعت قبل نیستید تا چه رسد به آدم هفته گذشته، این بحث درازی دارد که از آن رد می شویم، اینها تصور کردند ما ثابت هستیم مطالب باید متغیر باشدپس اگر تکرار دیدیم نمی گوییم هر تکراری عیب است می گوییم در کجا دارید این بحث را مطرح می کنید، اگر یک بحث هدایتی و اخلاقی است تکرار الزامی است، حتمی است، باید باشد، این یک مبنا.

یک مبنای دوم هست که حضرت امام (ره) مطرح می کنند، امام(ره) می فرمایند این چیزهایی که شما در قرآن کریم تکرار می بینید، در زمان ما اینجور اصطلاحی به کار می برند، می گویند زاویه بحث تغییر کرده، یعنی چه؟ یعنی مثلاً ما امشب در سوره شعرا بحث حضرت لوط سلام الله علیها را دنبال می کنیم، به این تربیت که بنده نوشتم بحث کردیم، ابتدا سوره اعراف را بحث کردیم، بعد سوره زاریات، بعد سوره هود، بعد سوره حجر امشب اگر زنده بمانیم، سوره شعرا را مباحثه می کنیم.

در هر کدام از این سوره ها از یک منظر به بحث نگاه شده، مثلا فرض کنید کسی بخواهد از زندگی حضرت امیر فیلم بسازد زهنیت ما این است که یکبار از حضرت امیر فیلم درست کردند، دیگر اسراف نکنند، در حالیکه می شود از زندگی حضرت امیر سلام الله علیها صدها فیلم با صدها منظر درست کرد، من فیلم چ مثل چمران را ندیدم، توفیق نداشتم، بالاخره یک فاصله کوتاهی از زندگی شهید چمران را یک فیلم برایش درست کردند، ده ها زاویه دیگر از شهید چمران وجود دارد که می شود هنوز از آن فیلم درست کرد، انقلاب به این با عظمتی ما اگر بخواهیم برایش فیلم درست کنیم، صدها فیلم می شود درست که از این منظر هم می شود به انقلاب نگاه کرد، از این منظر هم می شود، جنگ همین طور و

در این بحث خاص حضرت امام (ره) اینگونه معتقد است، حضرت امام (ره) می فرماید در قرآن کریم اگر تکرار می بیند مطلب را در آن سوره حول یک محور دارد می چرخاند، در سوره دیگر محور بحث عوض شده است، بنابرین اگر این پرسش مطرح می شود که درباره یک مطلب ده بار در قرآن مطلب ذکر شده، می گوییم از ده منظر گفتگو شده است. صلواتی مرحمت بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و ال محمد)

نکته دیگر که باید به عرض برسانم معاصی چند قسم هستند، یک سلسله از معاصی است که خیلی مقدمات و مقارانت و چیزهای لازم بیرونی لازم ندارد، خود شخص در خانه خودش می تواند بشیند در فکر خودش صدها معصیت مرتکب شود، این یک سنخ از معاصی است من در منزل خودم بنشینم نسبت به این آقا هزار سوء ظن بد داشته باشم، این قطعا حرام است، اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ۱ نص قرآن کریم است، اما برخی از معاصی است شخص هرچه قدر هم به خودش فشار بیاورد در ظرف وحدت و تنهایی اتفاق نمی افتد، حتما شخص یا اشخاص دیگری در کنارش لازم است، این معصیت که در باره اش گفتگو می کنیم از این سنخ است، قِوامش به اجتماع است، وحدت در این کار شدنی نیست، حتما باید در کنار دیگری باشد، عرض کردیم چیزهایی متعددی در وقوع این این معصیت نقش دارد، مبحث حیا نقش دارد، تغذیه نقش دارد، خانواده نقش دارد، امشب می خواهیم از این منظر بحث را دنبال کنیم، جُلسا، اصدقا، دوستان آدم ها، همینشین های آدم ها در این بحث موثر هستند.

اول یک اصلی را تاسیس کنیم، آدم بی رفیق نمی شود، معمولا انسان ها رفیق دارند، اصل اول این است تمام رفاقت ها به هم می خورد، تمام رفاقت ها به عداوت تبدیل می شود، مگر یک رفاقتی، رفاقتی که بر اساس تقوا باشد. الأخِلاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلا الْمُتَّقِینَ ۲ خلیل یعنی، رفیق، دوست، تمام رفاقت ها در آن روز باهم دشمن می شوند، إِلا الْمُتَّقِینَ این اصل اول است، بعد قرآن برای رفاقت ها مثال می زند، می فرماید یکی از چیزهایی که انسان ها را می لغزاند رفیق است، تعبیر عجیبی به کار می برد، در سوره فرقان آیه ۲۷ و ۲۸ می فرماید: وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یک روزی می رسد که این آقا هر دو دستش را گاز می گیرد می گوید یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلا، ای کاش من با پیغمیر یک راهی را رفته بودم، یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلِیلا عجب بد بختی شدم، ای کاش با فلانی رفاقت نکرده بودم، معلوم می شود عامل بدبختی اش رفیق بوده است، رفیق اموری را برای رفیق تزئین کرده، زیبا کرده است. خیلی از رفقا که می آیند گفتگو می کنند، حرف های درست را با حرف های نادرست قاطی می کنند، آن وقت نتایج عجیب و غریب می گریند، می شنوند که خوب است کسی کسی را دوست دارد اعلام بکند، دو می شنود که خوشحال کردن مؤمن ثواب دارد، یا سبحان الله دو تا امر را به هم وصل می کند می گوید ما که به شما علاقه مندیم، علاقه را هم که ابراز کردیم، مقدمات درست و غلط کنار هم گذاشته می شود، گاهی کسانی می خواهند کسانی را نجات بدهند، اما هم خودشان به درک واصل می شوند هم طرف مقابل را به درک واصل می کنند، رفقای متدین، شما بدانید خانه کسی که آتش می گیرد، شما نردبان خانه را بر ندارید برای خاموش کردن خانه، شما بلد نیستند و بدبخت خواهی کرد آقا خواهش می کنم برای رضای خدا، دست از مشاوره دادن بردارید، کسانی که بلد نیستند ورود در برخی از وادی ها، چه خیانتی است، خیلی از رفاقت ها هست آدم ها متدین هستند اما اسلام عزیز به ما می گوید پدر و مادرها در منزل بچه ها به این سن می رسند نگو خواهر و برادرند، اسلام می گوید بچه ها در منزل می خواهند استراحت کنند، بسترشان جدا از هم باشد، هیچ عیبی ندارد، اسمش گناه نیست، اسمش سوء ظن نیست، اسمش عیب نیست، اسلام عزیز می فرماید یکسری از رفاقت ها هست. شما را به خدا نگاه کنید در برخی از مراکز که هست تفاوت سنی این دوتا را که نگاه می کنیم، آن آقا با سیکل وارد مجموعه شده، آن آقا دیپلم گرفته با دو سه سال پایه قوی ردی ، بعد اینها می خواهد با هم رفیق شوند، به این بگویم با این رفیق نشو، با به جفتشان بگویم از همدیگر مراقبت کنید، متدینن نگویید اینها هر دو تسبیح می اندازند سفر کربلا می روند.

دنباله آیه کریمه می فرماید: لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلإنْسَانِ خَذُولا من را گمراه کرد نسبت به پند الهی قرآن کریم، بعد از اینکه دین خدا را فهمیده بودم، امضای آیه را ببینید ما از رفیق صحبت می کردیم شما می گویی شیطان، خیلی از رفقای آدمی شیطان حساب می شوند، ای بسا ابلیس آدم رو که هست* پس به هر دستی نشاید داد دست. وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلإنْسَانِ خَذُولا شیطان به شدت مایل است که انسان را خوار کند، مصداق شیطان اینجا رفیق ناباب شد. صلواتی مرحمت بفرمایید.

رسول خدا فرمود المرء علی دین خلیلِ، انسان بر اساس روشِ دوستش حرکت می کند، فلینظر احد من یخالل، هر کدام به دقت نگاه کنید با چه کسی رفاقت می کنید. آقایان من اینجا دارم از مشکلات جنسی حرف می زنم، رفاقت ها مضر همه اش در این بحث نیست، در بحث اشرافی گری هم هست، در بحث دنیا گرایی هم هست، در بحث سیاست هم هست، در اقتصاد هم هست، ولی فعلا مشکل ما مشکل مباحث جنسی است.

حضرت امیر فرمود، صلاح و فساد اخلاق به رفیق وابسته است. نگاه کن با چه کسی داری معاشرت می کنی برادر.

شما در طبیعت هر گز نمی بینید گنجشک با موسا کو تقی رفیق شود، محال است، محال است موسا کو تقی با کبوتر رفیق شود، کبوتر با کلاغ رفیق شود، هر کسی با کسی رفیق می شود یک سنخیتی با او پیدا می کند که با او رفیق می شود، حضرت امیر این نکته را فرمودند، هر پرنده ای وقتی می خواهد انس بگیرد به هم شکل خودش انس پیدا می کند، حتی در عالم طبیعت هر درختی به هر درختی پیوند نمی خورد. رسول خدا فرمود بیشترین چیزی که باید بترسی، از همنشین بد است.

سوره مبارک شعرا را ملاحظه بفرماید آیه ۱۶۰( صفحه ۳۷۴):

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ ، قوم لوط المرسلین را تکذیب کردند، مرسلین را تکذیب کردند با حضرت لوط را تکذیب کردند، مرسلین یعنی همه انبیاد را تکذیب کردند، اینها یک پیغمبر را تکذیب کرده بودند، تکذیب هر پیغمبر به منزله تکذیب همه انبیا است، این نکته اول ، نکته دوم اینکه این عمل مساوی با تکذیب همه انبیا است، تکذیب یک پیغمبر کفر است، تکذیب همه انبیا کفر قطعی است، کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ، إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلا تَتَّقُونَ(۱۶۱) برادر بزرگوار حضرت لوط به اینها اینجوری گفت، أَلا تَتَّقُونَ ۳ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (١۶٢) گفت من برای شما روشنفکر بازی در نمی آورم که به نظر من اینجوری است، من را خدا فرستاده، شما امانت الهی هستید، من هم رسول امین هستم، ناراحتیم از این نیست که می خواهید من را اخراج کنید، ناراحتیم از این است که این امانت ها دارد تباه می شود، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (١۶٣) تقوای خدا داشته باش، فرمود اگر بخواهید نجات پیدا کنید، دستت باید در دست ولی الله سلام الله علیه باشد، بعد می گوید اگر در جامعه شما کسانی بخواهند من را تخریب کنند، که مقاصد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و .. دارد، وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (١۶۴) من فقط از کسی که پروردگار عالمیان است اجر می خواهم ، بعد ببینید چه سوالی از اینها می پرسد، چقدر دقیق حرف می زند.

جرم های اجتماعی تغییر می کند، الگوهای اجتماعی تغییر پیدا می کند، می شود مردها زنانه آرایش کنند؟ بله. می شود خانم ها لباس مردانه بپوشند بیایند بیرون، بله صد رحمت به مردانه ،چه قهرمانه لباس می پوشند می آیند بیرون! اینجا را نگاه کنید عذاب که آمد فقط مردان این قوم عذاب نشدند، هم مردان عذاب شدند، هم زنان، در طایفه زنان قرآن یک خانمی را آدرس می دهد می گوید همسر لوط بعد وقتی می خواهد آدرس بدهد از سن سال آدرس می دهد می گوید إِلا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ (١٧١) عجوز یعنی پیرزن، این خطر خیال می کنیم نوجوانان را فقط تهدید می کند!، آیه کریمه دارد آدرس می دهد، دو جای قرآن کریم یعنی این سوره دیگر سوره صافات این را اشاره می کند، پس فقط بحث مردان نبوده، بحث زنان بوده، این خطر جوانان را تهدید نمی کند، اتفاقا سن که بالا تر می رود، آدمی که پیر شد حرص جوان می گردد، خام در وقت سحر ها گران می گردد، لذا ما خیال می کنیم این خطر مال جوانان است، آنهم جوانی که عذب باشد، از قوم لوط وقتی داریم آدرس می گیریم، آدرسها را قرآن برای مردان متاهل دارد ذکر می کند، فرمود آقا شما که همسر دارید تصور می کنیم این خطر مال جوان است، جوانی که غیر متاهل باشد، آقا اینها نیست، متن قرآن کریم را ببینید أَتَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ (١۶۵) ذکران جمع ذکر، ذکر جنس مذکر است، شما آمیزش جنسی می کنید با جنس مذکر، دارد با مذکر ها حرف می زند، حیاء الهی لوط اجازه نداده طور دیگر بگوید، لکن اگر مخاطب جنس مونث باشد این تعبیر برای آنها هم صادق است، نوع ارتباط مردان و نوع ارتباط زنان چگونه بوده، این بیماری فقط این نیست که جنس مذکر را تهدید کند، نسبت به جنس مونث هم، هم. یعنی در بین این همه موجوداتی که وجود دارد شما از جنس مذکر استفاده می کنید، معنای دوم من العالمین را قرآن کریم در دوجای دیگر اینجوری آدرس داد ماسبقم بها من احد من العالمین، فرمود در بین عالمیان اولین قومی که مرتکب این کار بوده است، این قوم بوده، هیچ کسی بر شما سبقت نگرفته، ابتکار این کار با این قوم بوده، این دو گونه معنی می شود، أَتَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ یکی یعنی در بین موجودات شما به مذکرها مراجعه می کنید یا نه از بین عالمیان شما تنها گروهی هستید که این کار را کردید، این دو احتمال می رود. صلواتی مرحمت بفرمایید (اللهم صل علی محمد و ال محمد)

نکته مهم دیگر وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (١۶۶) وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ ، ما {در اینجا} یعنی موجوداتی که خدای شما برای شما خلق کرده کی هستند، آن موجودات «من»، همسرانی که خدا برای شما خلق کرده است، به جنس مذکر اینجوری می گوید عین این سخن به جنس مونث هم گفته می شود، یعنی به جنس مونث اینجوری می گوید خانم ها همسرانی که خداوند برای شما مقدر کرد، یعنی دست خداوند متعال، دست تقدیر همسران را برای یکدیگر خلق کرده است.

این چقدر انحطاط باید در جامعه بشری باشد که انبیاء بیایند فیزیک بدن ما را توضیح دهند، بگویند، دماغ برای نفس کشیدن است با این کار دیگر انجام ندهید، دهان برای غذا خوردن است با این کار دیگری انجام ندهید، بعد بیاید اندام ما را که بخواهد توضیح دهد می گوید در جهان خلقت خداوند موجودات زنده را زوج آفریده، در عالم خلقت از این طرف یک خروس است از این طرف یک مرغ آفریده در نظام طبیعت اینها عقل شما را ندارند، در نظام خلقت هرگز دو تا خروس با هم ازدواج نمی کنند، دو تا سگ مذکر با یکدیگر ازدواج نمی کند، دو تا کبوتر مذکر با هم ازدواج نمی کند، دو تا ماهی مذکر با هم ازدواج نمی کنند، گربه مذکر با گربه مذکر، گربه مونث با گربه مونث هرگز مزاوجت ندارند، بعد فرمود فیزیک بدن مرد به گونه ای هست که مابه ازای آن فیزیک بدن زن باشد، فیزیک بدن زن به گونه ای آفریده شده که در مقابلش فیزیک بدن مرد باشد، فطرت شما اینجوری آفریده شده، حالا اگر خلاف این عمل کردید خلاف فطرت خودتان عمل کردید، اگر بگویید نیازی وجود دارد، راست است، نیاز جنسی وجود دارد، حرف درستی است، حضرت لوط فرمود اگر مشکل شما برطرف کردن نیاز جنسی است در عالم خلقت برای برطرف کردن نیاز جنسی شما خداوند جنس معادل شما آفریده است. صلوات مرحمت بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد)

سوره مبارکه روم را ملاحظه بفرمایید وقتی می خواهد نشانه های خداوند را نام ببرد می فرماید۴ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ یکی از نشانه های خلقت الهی این است که خدای قادر متعالی در عالم هست اینکه شما را آفرید فراموش نکرد یک کسی هست که نیازهای شما را باید برطرف بکند، همانگونه که آفریده شدید، این طرف پیچ است این طرف مهره هم هست، فرمود برای شما از جنس خود شما همسر آفریده بعد در دنباله اینگونه می فرماید لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا تا وقتی به او می رسید دارای یک آرامشی باشید، این روابط شما آرامش بخش برای شما نیست، اما ارتباط شما با همسرتان می تواند آرامش بخش باشد، بعد فرمود وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً این مودت هم قالباً به امور جنسی می خورد، دوستی هایی که وجود دارد، دوستی شخص با همسرش قابل مقایسه با دوستی با پدر نیست، با دوستی با مادر نیست، اصلا جنس این دوستی با جنس دیگر متفاوت است، لذا شخص پدر دارد، مادر دارد، برادر دارد، خواهر دارد، این آرامش را ندارد، این آرامش صرفا در کنار همسر بدست می آید، بعد دنباله اش اینجوری فرمود إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ اینجا تفکر در آیات الهی است، نه فکر کنیم در حل ریاضیات، در بدن خودت فکر کن، الان ما یک جنین را که داریم فکر می کنیم، جنین دهان دارد در حالی که در عالم جنینی از راه دهان تغذیه نمی کند، معلوم می شود نیاز به این وسیله دارد اما محل نیازش اینجا نیست، جنین چشم دارد اما آن چشمش آنجا به کار نمی آید، اموری که خدای سبحان در شما قرار داد گذاف قرار نداد.

همینجا بگویم این راه درمان است، بنابراین اگر زوجینی این راه درمان را بهم می زنند یعنی نسخه لوط را دارند ابطال می کنند، زوجینی که محل سکونت و آرامش خانه را دارند به هم می زنند، اسلام فرمود جنس مذکر برای اینکه به هم نریزد باید در خانه آرام بشود، جنس مونث برای اینکه به هم نریزد در خانه باید آرام شود خانه ای که در آن مذکر و مونث آرام نمی شود، جای دیگری باید آرامش پیدا کند، لذا بر هر دوی اینها حقوقی است، اسلام می گوید حقوق و وظایف متقابل زوجین نسبت به یکدیگر، اسلام عزیز می گوید مواظب باشید آقا باید محدوده خانه خودش را سالم نگه دارد، بانو باید محدوده خانه خودش را سالم نگاه دارد، آقا رسول خدا برای همسرش در خانه عطر نمی خرید! یک شیشه عطر بخرد بگوید سوپرایز کردم، عطر فروش کل مدینه را می آورد خانه خودش یک خانمی بود به نام خانم زینب عطاره خیلی هم با دین و دیانت بود، حضرت به این خانم می فرمود بیاید توی خانه، تمام عطرهایت را بیاور همسران رسول خدا در منزل عطرهای متفاوتی استفاده می کردند برای وجود مبارک رسول خدا، از آنطرف از رسول خدا بخوانید وجود مبارک رسول خدا (ص)میزان هزینه ای که برای عطر می کردند برای شکمشان نبوده ، امام ما خدا رحمت کند تا آخر عمر مثل تازه دامادها رفتار می کرد تلوزیون هم دیدید می خواهد نماز بخواند توان ندارد عمامه ببندد اما حتما باید عطرش را استفاده کند، تعمداً این کار را می کند، این نکته مهمی است، پوشش هم همینجور است، بسیاری از مردان را انشاءالله ندیدیم! شنیدیم، که در منزل بیژامه ای دارد می پوشد صد رحمت به کیسه ماست! آقا شما باید برای همسر خودت تازه داماد باشید ولو ۱۵۰ سال سن داشت باشی، از آنطرف حاج خانم توی خانه باید برای حاج آقا خوشگل شوی. از آن سمت آن بانو باید برای این آقا جلوه گری داشته باشد، این جلوه گری فقط در لباس نیست، در کلام، کلام، کلام هم هست، خدا رحمت کند علامه طباطبایی، پسرش فرمود تا آخر بابایمان آن تعارفات اولیه زندگی بین پدر و مادرمان سرجای خودش بود. یک لیوان آب شما بفرمایید، آن یکی شما بفرماییدقبول است یک چیزهایی است که در خودمان باید حتما زنده کنیم، این ها از وظایف متقابل ما هست. از امام معصوم می خواست در مورد اسراف سوال کند که آیا یک آدم ده دست لباس در منزل داشته باشد، اسراف است؟ امام فرمود خیر اسراف این است که لباسی که باعث آبروی توست در کارگری بپوشی، تعدد لباس داشتن بالاخص به این انگیزه که گفت شد {هیچ اشکالی ندارد}، آقایان متدین همسران شما و بنده نمی آیند آدم فاسد را ببینند چشمشان به بنده و سرکار می شود، می خواهد این آقا را نگاه کند، یا الله سبحان الله، اهل عصمت فرمودند یک دلیل که زنان بنی اسرائیل فاسد شدند این بود که مردان بنی اسرائیل به خودشان نمی رسیدند، خیال می کند عیب است برای این آقا که برود ریش هایش را خوشگل کند، آقا عیب نیست شما قآقا

لباس و پیراهن خوشگل به تن کنی، کلامش هم همینطور است، شما که به حاج خانم جان نمی گویی، از آنطرف پشت تلفن یکی زنگ می زندی می گویی جان اون شک می کند، که بود اینطرف بادمجان آنطرف جان، بندگان خدا در کلامش هم همیجور است، یک رفیقی آمد پیش ما می گفت خانمم می گفت حرف هات برام کهنه شده، گفتم بنده خدا راست می گوید حرف تازه درست کن، گفت دیگه ندارم، گفتم سعدی بخوان، حافظ بخوان، آنها برای آسمانها می گویند شما برای زمین بخوان، او می گوید «ای که بر دل جای داری بر سر چشمم نشین» عرض کردم ما شرقی ها انبار احساسات هستیم اما رویمان نمی شود خجالت می گشیم، اگر می خواهیم بگوییم دست شما درد نکند باید زمین را نگاه کنیم که معلوم نباشد ضمیر مخاطب چیست؟ هیچ عیبی ندارد متدین ها، اینها را می شود به همدیگر گفت.

{خداوند متعال در}سوره مبارکه شورا چهل و دومین سوره قرآم کریم می فرماید۵: فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأنْعَامِ أَزْوَاجًا یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ خدایی که خلقت کننده آسمان و زمین است، از جنس شما برای شما همسر قرار دارد، همچنان که در عالم حیوانی زوجیت برقرار است.

اینها در عالم حیوانی اشتباه نمی گیرند، کبوتر ها اشتباه نمی گیرند همدیگر را، آدم ها چرا باید خودشان را از کبوتر ها پایین تر حساب کنند، قرآن کریم فرمود یک عده ای اولئک الانعام بل هم آقا سابقه ندارد خروسی خواستگاری آقا خروس دیگری رفته باشد، چطور می شود انسانی که ما او را اشرف مخلوقات می دانیم این قدر تنزل پیدا کند. صلواتی مرحمت فرمایید.

وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (١۶۶) همسران خودتان را رها کردید دنبال جوانان مردم راه افتادید، بعد می خواهد علت ذکر کند بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ دفعات گذشته خوانده بودیم حضرت لوط به اینها گفت بل انتم قوم مسرفون، اینجا گفت گروه تجاوز گری هستید یعنی پایتان را از حدتان بیشتر دراز می کنید، لوط انتقاد به اینها کرد، تحمل اینها را ببین. این قوم به لوط گفتند آقا دست بردار، قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یَا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ (١۶٧) این یا لوط برای تحقیر است، به نام صدایش زدند، اگر دست برنداری تو هم جزو کسانی می شود که اخراج شدند، توهم یکی بالای آنهای دیگر. حضرت لوط در برابر تهدید کم نیاورد، پیرمرد است، لوط سلام الله و صلواته علیه، (همسر لوط به پیرزن است خود لوط پیرمرد است) سنش گذشته اما ترس ندارد، یک قوم دارد او را تهدید می کند. می فرماید قَالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقَالِینَ (١۶٨) گفت من نسبت به کار شما متنفرم، نگفت لکم، نگفت من از شما متنفرم، گفت دعوا سر گوشت و پوستتان نیست، کار بدی دارید انجام میدهید، گفت من از جرم بیزارم نه از مجرم. این اصلش قرآن کریم است، إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقَالِینَ من از عملتان تنفر دارم، در جامعه اسلامی این حس نفرت باید بماند، نه نسبت به شخص نسبت به کار، با فیلم ها با حرف هایی که دارند توزیع می کنند یکی از کارهایی که دارند انجام می دهند این حساسیت را دارند از بین می برند که حساس نباش، بعد می فرماید رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ (١۶٩) دیگر حرف زدن با آنها فاید ندارد، گفت خدایا من رو نجات بده، خانواده ام را از کاری که اینها می کنند نجات بده، یعنی چی؟ شده تا به حال در عمرتان دعا کنید خدایا به عمر ما ، ما و خانواده ما به عمل قوم لوط مبتلی نشویم، سبحان الله مگر در ما مزنه این حرف وجود دارد، لوط پیغمبر دارد حرف می زند می گوید این خطر آدم ها را تهدید می کند، شما که پیغمبر، معصوم هستی، سنی از شما گذشته، برادر، حضرت امیر فرمود خودتان را نصیحت کنید، معایب خودتان را بگردید پیدا کنید، در بین ملائکه گمان نمی کنم، جایی هم ندیدم ملکی را که در مخیله انها خطور کرده که ابلیس رجیم خواهد شد، خودش هم گمان بد نمی برد.

{لوط} گفت خدایا اول دست من را بگیر، من را نجات بده، من منجی این قوم هستم ولی اگه تو من را نجات ندهی پای من هم می لغزد، رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ من و خانواده ام را نجات بده ، قبلا گفت لوط (س) پسر نداشته، دختر داشته و دخترانش ازدواج کرده بودند، اهل می شود دختران حضرت لوط سلام الله علیه و همسر لوط، هیچ کجا نیامده لوط همسر دوم داشته، این دخترانش متاهل بودند یعنی چی، نمی گوید دختر جوان است، هنوز عروس نشده احتمال خطر برایش وجود دارد، از دختری حرف می زند که عروس شده، از همسری که خدا می داند چند سال سن دارد، رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ این احساس خطر نکته مهمی است، خدایا من و خانواده ام را از این کاری که انجام می دهند نجات بده. جواب آمد: فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ (١٧٠) او و خانواده اش را نجات دادم الا یک نفر، إِلا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ (١٧١) معلوم بود بازماندگان فقط مذکر نبوده اند. صلواتی مرحمت بفرمایید.

امشب اگر رسیدید مفاتیح را نگاه کنید، مناجات دوم خمس عشر، مناجات الشاکین، که امام سجاد دارد از یک چیزهایی شکایت می کند، از خودش شکایت دارد، از شیطان شکایت دارد، از قلب قاسی شکایت دارد، از چشم که خشک شده شکایت می کند، این سه تا را نگه دار اولی را نگاه کن، می گوید خدایا من دچار یک نفسانیت بدی شدم. خدایا من نفسی پیدا کردم نسبت به معصیت حریص است، چیزهایی که تو را خوشنود نمی کند مرتکب می شود، خدایا این نفسانیت من را دارد به سمت هلاکت می برد، من را در پیشگاه تو از همه پست تر دارد قرار میدهد، بعد می گوید نفس من اینجوری است، کثیر العلل، کمیسیون بیماری ها است، آرزوی های طولانی و عجیب و غریب، اگر یک کاری بدی به من می رسد پایم به زمین می خورد، اگر کاری خیری بهش برسد تنبلی می کند، زیادی حریص و میل دارد، میال است، سرگرم می خواهد بشود، مملو از غفلت و فراموشی است، به سرعت من را به سمت گناه می برد، توبه را هی امروز و فردا می کند. صلواتی عنایت بفرما.

خوب فرمود که آنها را نجات دادم إِلا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ (١٧١) ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِینَ (١٧٢) آخرین یعنی دیگران را، به شدت هلاک کردیم دیگران را، یعنی آنهایی که ماندند همه هلاک شدند، یعنی مردان هلاک شدند یا زنان، بچه ها چه شدند؟ گفتم ماموریت لوط سی سال طول کشیده است، قرآن آدرس داد فرمود و تقطعون السیبل، راه تولید نسل در آن قوم بسته شده، لذا در آن قوم بچه کوچک وجود ندارد، وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِمْ مَطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ (١٧٣) این امطرنا خیلی حرف دارد، یک جور باران بارید که بیا و ببین، سنگ باران شدند، چگونه بود، چقدر بد بود، منذر یعنی کسی که تهدید کردیم، گفت آن قوم را به زبان حضرت لوط تهدید کرده بودیم، چه بد بارانی بر سر اینها آمده، إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (١٧۴) این برای کسی که بیدار باشد، باید مایه عبرتی باشد، نقش «کانَ» را می خواهیم پیدا کنیم، اگر آیه اینجوری بود وَمَا أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ ترجمه اش این می شد اکثرشان مؤمن نبودند، وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ یعنی بنای ایمان آوردن نداشتند، اینجور نبود که اینها ایمان نیاوره باشند، می گوید اصلا بنا نداشتند، تصمیم مرده بود، یکی از کارهایی که این معصیت انجام می دهد اراده کُش است۶ در انسان اراده که از بین برود شما امید صلاح نداشته باشید، بعد امضای آیه خیلی عجیب است، نگاه کن چقدر زیبا است. وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (١٧۵) گفت خدای تو شکست ناپذیر است، اگر آنها فکر کردند با ارتکاب معصیت می توانند خدا را شکست بدهند نمی توانند چون خدا عزیز است، نسبت به بندگان خوبش هم، رحیم است مردم دو دسته شدند، یک عده آنطرف هستند یک عده ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِینَ .این دو دسته را با دوتا امضا تمام کرد، گفت نسبت به اینها عزیز است، نمی شود خدا راشکست داد، نسبت به آنها که اهل ایمان هستند رحیم است، صلوات مرحمت بفرما. (اللهم صل علی محمد و آل محمد)

۱ سوره حجرات آیه ۱۲: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ (١٢)

۲ سوره زخرف آیه ۶۷

۳ انشاء الله جلسه بعد در مورد نقش تقوا بیشتر صحبت خواهیم کرد

۴ سوره روم آیه ۲۱

۵ سوره مبارکه شورا آیه ۱۱

۶ در این رابطه انشاء الله در آینده بیشتر مباحثه می کنیم

Comments are closed.