اسلاید

مشکل علی مرتضی عدالت او بود!

۱۳۹۳-۰۷-۱۸ در ۰۷:۳۸ توسط

سخنرانی حجهالاسلام روح از اساتید حوزه و دانشگاه در مشهد پیرامون موضوع غدیرخم و اثبات آن که در روز عید غدیرخم در سال ۸۷ ایراد شده و چکیده و متن کامل آن جهت استفاده علاقه مندان در ادامه بر روی سایت قرار گرفته است. استاد روح در ۱۷ مهرماه ۹۳ نیز در سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم در مسجد صاحب الزمان مشهد، پیرامون آیه ۶۷ سوره مائده مجددا سخنرانی کرده و در این جلسه در بحث خطر منافقین که امروز نیز بزرگترین خطر در داخل حکومت اسلامی می باشد، سخن گفتند که بزودی فایل صوتی جلسه اخیر نیز بر روی سایت قرار خواهد گرفت.
فایل WORD جلسه سخنرانی سال ۸۷
فایل صوتی جلسه سخنرانی سال ۸۷
فایل PDF جلسه سخنرانی سال ۸۷


چکیده جلسه غدیر خم :
– در این جلسه با محور قرار دادن دو آیه۳ و ۶۷ سوره مائده ،مطالبی پیرامون واقعه غدیر بیان گردیده است .
– در ابتدای جلسه مقدماتی پیرامون تقدم و تأخر آیات قرآن کریم از حیث شأن نزول آورده شده . در این زمینه بیان می شود که در مقام نزول ، آیه ۶۷ زودتر از آیه سوم نازل شده است و این تنها مورد در قرآن کریم نمی باشد.

– در ادامه ابتدا آیه ۶۷ را به ۴ قسمت تقسیم و در ۴ سطر بدین صورت مورد بررسی قرار می گیرد :
– یا أیهالرسول بلّغ ما اُنزل إلیک من ربّک
– وَ إن لم تفعل فما بلّغت رسالتهُ
– والله یعصمکَ مِن النّاس
– إنّ اللهَ لایهدی القوم الکافرین

در رابطه با پیامهای این آیه استاد روح به نکات متعددی اشاره نموده که فرازهایی از آن بدین شرح است :
(… پیغمبر مأمور شده تا به مردم حرفی را برساند. این را از کجای آیه کریمه فهمیدیم؟ از کلمه بلّغ… این مطلب هر چه هست ، این قدر مهم می باشد که پیغمبر خدا ، از جانب خدا تهدید شده است… این مطلب این قدر مهم است که اگر انجام نگیرد کل بیست و سه سال تبلیغ پیغمبر اکرم در مقابل آن قرار دارد .از اینجا معلوم می شود که مطلب، مطلب تازه ای است … تازگی این پیام بگونه ای است که خطرناک می باشد . از کجای آیه فهمیده می شود که خطرناک است؟ از (والله یعصمکَ مِن النّاس)… پیام آیه به ربوبیت خدا بازگشت می کند .به تربیت الهی بازگشت می کند، از کجا این را فهمیدیم؟ ما اُنزل إلیکَ از جانب چه کسی است؟ مِن ربّک. چنانچه در سوره حمد فرمود ألحمدلله ربِّ العالمین … )

– در ادامه بررسی آیه ۶۷ سوره مائده ،به بررسی خطر اعلام جانشین رسول خدا و اینکه این خطر از ناحیه چه کسانی برای دین اسلام بوده ،پرداخته می شود و در این خصوص آشکار می گردد که این خطر از ناحیه اهل کتاب یعنی مسیحیان و یا یهودیان نبوده ،بلکه از ناحیه منافقین میان امت بوده است .در این رابطه استاد روح اینچنین بیان داشته که :
(… در قرآن کریم اینگونه می گوید : که یا رسول الله دور و بر شما ، آدم های خطرناکی هستند. در قرآن کریم فرمود: وَ مِن أهل المدینه مردوا علی النفاق. یعنی اینکه در مدینه بعضی ها دور و بر شما هستند که فوق العاده ورزیده بر نفاق اند. بعد به پیغمبر اسلام می فرماید: لا تعلمهم نحن نعلمهم (سوره توبه آیه ۱۰۱) ، شما نمی دانید که این ها چه عجوبه هایی هستند، من می دانم این ها چه کسانی هستند. لا تعلمهم نحن نعلمهم همُ العدو فاحذرهم قاتلهم الله أنّی یؤفکون (سوره منافقون آیه۴) . یک دفعه منافق می شود، یعنی به ظاهر نماز می خواند و ته دلش حرف های خطرناکی هست …)

– در ادامه به شرح حادثه غدیر و مدیریت الهی پیغمبر خدا در اجرای این مراسم بزرگ و ابلاغ این پیام مهم اشاره می گردد .در این خصوص آمده است :
(…امام صادق (ع) فرمود: در تمام عمر ۶۳ ساله پیغمبر، وجود مبارک رسول خدا هرگز به اندازه عقل خودش با مردم حرف نزد . این عقل الهی رسول خدا همه را جمع کرده است .ذهن ها را می خواسته است که از ماجرا تا زمان موعود دور نگه دارد و بدین واسطه علی مرتضی را فرستاده یمن .حضرت امیر در قضیه حجه الوداع از یمن آمده است. ذهن ها را حضرت کاملا نگه داشته است آن هم بدلیل وجود موجودات خطرناکی بنام منافقین …)

– چگونه صدای رسول خدا به جمعیت صدهزار نفره رسید ؟ در این رابطه با مراجعه به متن اصلی سخنرانی ،از هوشیاری پیغمبر اسلام سخن به میان آمده و در این خصوص اینچنین بیان می گردد :
(…خوب نگاه کنید و ببنید که پیغمبر اسلام (ص) چه طور از نحوه انتقال کلامشان از ۱۱۰ هزار نفر امتحان بعمل می آورد . رسول خدا به هنگام شروع خطبه برای اینکه بفهمند صدا به همه می رسد ، به قدری هوشیارانه سخن گفتند ؛اول شروع کردند درباره توحید حرف زدن ،از خدایی خدا حرف زدند ، بعد از نبوت خودشان حرف زدند و سپس از معاد سخن گفتند. تا اینجا حرف هایی بود که ۲۳ سال حاضرین شنیده بودند ، کمی جلوتر حضرت می خواهد از اینکه حرفش تا آخر می رسد یا نمی رسد ، تست بگیرد .رسول خدا می فرمایند یک خبر می خواهم به شما بدهم که امسال آخرین سالی است که مرا می بینید و دیگر هم دیگر را نمی بینیم .در این لحظه جمعیت شروع کردن به های های گریه کردن ، همه دارند گریه می کنند و پیغمبر به چی پی می برد ؟به اینکه صدا به همه می رسد …)

سایر عناوین مطرح شده عبارتند از :
– ناقلان غدیر چه کسانی هستند ؟
– با وجود اینهمه نقل کننده خبر غدیر ،پس مشکل کار کجاست؟
– اشکال کنندگان به ماجرای غدیر بر چه چیزی ایراد می گرفتند ؟
– مشکل علی مرتضی، عدالت او بود !
– امروز هم دعوا بر سر عدالت است !
– غدیر قابلیت انکار ندارد ،پس بایستی محتوا را عوض کنند !

 

مشروح جلسه :

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلبی که بنا شد مورد گفتگو قرار گیرد ، جریان غدیر است .

نکته اول : مباحث گاهی پیرامون فروع دین می باشد که در فروع دین لازم نیست هر کسی به تنهایی بحث ها را حل و فصل کند. به طور طبیعی از کسی که کارشناس می باشد ، استفاده خواهد کرد، اما در مباحثی که به بحث های بنیادی دین، یعنی اصول دین بازگشت می کند، لازم است که هر کس به اندازه استطاعت و توانش کوشش کند که این مسائل را متوجه بشود.

 

نکته دوم : بحثی که می خواهیم دنبال کنیم ،متن قرآن کریم است. قرآن کریم انسان ها را توبیخ می کند، که چرا در قرآن تدبر نمی کنید. اگر کسی بخواهد در قرآن تدبر کند، یکی از این آیات و مباحثی که باید روی آن تدبر کند همین بحث غدیر می باشد .

دو آیه مورد گفتگوی این جلسه یکی آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده و دیگری آیه سوم آن می باشد . مقدمه کوتاهی در خصوص تقدم و تاخر آیات قرآن کریم در زیر بیان خواهد شد که مبسوط این بحث در جلسات تفسیر آیه بسم الله الرحمن الرحیم در مسجد صاحب الزمان ارائه گشته است . در مقام نزول ، آیه ۶۷ زودتر از آیه سوم نازل شده است . این تنها مورد در قرآن کریم نمی باشد . مثلاً در سوره مبارکه بقره در آیه ۲۳۴، یک مطلب آمده و در آیه ۲۴۰ مطلب دیگری با یک مضمون آمده است.

در آیه ۲۳۴ به کیفیت چگونه رفتار کردن اشخاص نسبت به همسرانشان در هنگام از دنیا رفتن اشاره دارد .در آیه ۲۴۰ نیز نسبت به همین موضوع بحث می شود . در آیه ۲۴۰ می فرماید کسانی که همسر دارند ، وقتی مردشان از دنیا می رود، لازم است که وصیت کند که تا یک سال این بانو را از خانه بیرون ننمایند و سایر ورثه حق بیرون کردن او را ندارند . اصطلاحاً گفته می شود که بحث عِده وفات مطرح است. بعد در آیه ۲۳۴ مدت زمانی را که یک بانو باییستی صبر کند تا بعد از وفات همسرش برای   خود ،تصمیم بگیرد که یا زندگی مشترک تشکیل داده و یا همان زندگی قبلی را با فرزندانش یا بدون فرزندانش ادامه بدهد چهار ماه و ده روز قید می نماید که به این نیز عده وفات گویند .پس در آیه دویست و چهلم این مدت تصمیم گیری را إلی الحول یعنی یک سال ذکر نمود .

این هر دو دستور اسلام است .هردو دستور قرآنند، اینگونه نیست که دو دستور آمده تا اگر دلتان خواست چهار ماه و ده روز را مراعات کرده و یا یک سال را مراعات کنید . از نظر علمی می گویند یک آیه منسوخ است و آیه دیگر ناسخ . یعنی یک دستور، دستور اولی و دیگری دستور دومی است . عیناً مثل یک پزشک که بار اول یک نسخه را نوشته و در آن مثلاً نوشته است شیر نخورید و بعد از چهار ماه نسخه دومی را نوشته و اعلام می دارد که دیگر شیر خوردن برای شما اشکالی ندارد .بعبارتی نسخه دوم را می گوییم ناسخ و نسخه اول را منسوخ .

شما باشید و بخواهید این آیات را به ترتیب مرتبشان بکنید، اول کدام آیه را باید بگذارید ؟ اول باید آیه ۲۴۰ را گذاشت و بعد بایستی آیه ۲۳۴ را گذاشت . این بحث بیان گردید تا بدانید که در مواردی در قرآن کریم ناسخ قبل از منسوخ آمده است.

حالا چرا اینگونه است؟ این دیگر جای بحثش امشب نیست .چون می خواهیم حرف دیگری بزنیم. روح بحث در این خصوص این است چینش آیات بدین نحو موجود ،توسط چه کسی اتفاق افتاده است؟ و این جا زمان گفتگویش نیست .فعلاً خواستم اشاره گردد که می شود آیات جایشان این جا و آن جا باشد و هیچ ربطی هم به مسئله تحریف ندارد . تحریف یعنی کم یا زیاد کردن آیات و از بحث ما به دور است. این جا بحث کم و زیاد کردن نیست بلا تشبیه الآن مثلاً اشخاصی که وارد جلسه شده اند ، نمی گوییم که چون این آقا نفر اول است که وارد شد ه، باید دم در بنشیند . شما صاحب خانه هستید و می گویید که شما این جا بنشینید و آن آقا آنجا بنشیند. چینش به معنای اول آمدن یا دوم آمدن نیست .چینش آیات یک حرف است و به هم خوردن شخصیت آیات حرف دیگری است .

نکته ای که می خواست در اینجا عرض بشود این است که این دو آیه پشت سر هم نازل شده ولی موقع چینش وقتی خواستند آیه را بگذارند، یکی را در مکان شصت وهفتم گذاشتند و دیگری را در مکان سوم گذاشتند البته هر دو در سوره مائده هستند . الآن بحثمان پیرامون چینش و علت آن و اینکه چه کسی اینگونه چیده است ، نیست. این را باید سه، چهار، پنج یا ده جلسه بگذاریم تا با هم حرف بزنیم. در مسجد اجمالاً اشاره شد .

مقدمه دوم در خصوص نام آیه ۶۷ سوره مائده می باشد .همانطور که به چند آیه از سوره بقره آیت الکرسی گفته می شود ،به آیه ۶۷ سوره مائده ،آیه تبلیغ گفته می شود .و اما در خصوص این آیه بدین صورت عمل شود که ابتدا آیه ۶۷ را به ۴ قسمت تقسیم می کنیم و در ۴ سطر بدین صورت         می نویسیم :

–        یا أیهالرسول بلّغ ما اُنزل إلیک من ربّک

–        وَ إن لم تفعل فما بلّغت رسالتهُ

–         والله یعصمکَ مِن النّاس

–         إنّ اللهَ لایهدی القوم الکافرین

ابتدا ترجمه کنیم و سپس با هم گفتگو کنیم .

ترجمه آیه کریمه اینگونه است : پیامبر عزیز اسلام آن دستوری که از جانب خدا بر تو نازل شده به مردم برسان، تبلیغ کن، اگر این کار را نکنی رسالت الهیت را به جا نیاوردی ،خدا تو را از شر مردم نگاه می دارد. خدا کافران را به هدایت نمی رساند.

از داخل آیه چه مطالبی در می آید؟

۱-   پیغمبر مأمور شده تا به مردم حرفی را برساند. این را از کجای آیه کریمه فهمیدیم؟ از کلمه بلّغ؛ بگو به مردم. حالا این مطلب را می خواهیم کشف کنیم . این مطلب هر چه هست ، این قدر مهم می باشد که پیغمبر خدا، از جانب خدا تهدید شده است .

این مطلب این قدر مهم است که اگر انجام نگیرد کل بیست و سه سال تبلیغ پیغمبر اکرم در مقابل آن قرار دارد .از اینجا معلوم می شود که مطلب، مطلب تازه ای است. وزن این مطلب تازه ،به اندازه کل ۲۳ سال است . یک مطلب دیگر گفته شود که به تازگی آن اضافه کند و اینکه تازگی این پیام بگونه ای است که خطرناک می باشد . از کجای آیه فهمیده می شود که خطرناک است؟

از (والله یعصمکَ مِن النّاس)

حال (والله یعصمکَ مِن النّاس) چه می گوید ؛ یک نگاهی بیاندازیم به هر چه که در اسلام داریم و بیاوریم وسط و ببینیم می توانیم کشف کنیم که چه داشته ایم .

والله یعصمکَ مِن النّاس، یعنی خدا تو را نگه می دارد، یعنی خدا تو را حفظ می کند.

بیاییم از نظر منطقی ،برهان سبر و تقسیم را پیاده کنیم و احتمالات را یکی یکی بررسی کنیم (برهان سبر و تقسیم یا شیوه دَوَران و تردید و یا برهان استقصاء : روشی است که در آن تمام حالات و احتمالات ،بصورت تک تک بررسی می گرددو جزء یک فرض بقیه احتمالات ابطال میگردد ). عقل به ما اینگونه می گوید ،این مطلبی را که پیغمبر می خواهد بگوید، یا از اصول دین است یا از فروع دین. اولین اصل از اصول دین چه چیزی است؟ جواب می دهیم ،توحید.

حال این آیه که دارد نازل می شود، آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده مربوط به آخر عمر پیغمبر است. چند ماه مانده است که پیغمبر از دنیا برود. و این مسئله مورد وفاق شیعه و سنی است ، یعنی همگان معتقند که این مسائل مربوط به آخر عمر پیغمبر است.

اگر بگویید که این آیه می خواهد توحید را برای مردم بیان کند ،خواهیم گفت که آیا توحید یک مطلب تازه است که پیغمبر می خواهد به مردم بگوید؟ اول که پیغمبر آمد چه چیزی گفت؟ شعارش چه بود؟

–        قولوا لا إله الا اّلله، اصلاً اول اسلام با این مطلب شروع شد. قولوا لا إله الا اّلله. پس قطعاً این مطلب هر چیزی هست، کار به کار توحید ندارد.

اگر توحید مطلب تازه باشد، آیات قرآن پی در پی درباره توحید حرف زده است. سوره مبارکه حشر را ببینید، سوره مبارکه حدید را ببنید. هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن، قل هواللهٌ أحد مومنین در نمازشان می خواندند. پس این مطلب ربطی به توحید ندارد ،تازه اگر هم توحید باشد چرا ( وَالله یعصمکَ مِن النّاس). این مطلب را اگر بگویی خطر دارد .توحید چه خطری برای پیغمبر داشته ؟

پیغمبر در ابتدای رسالت خود آنرا (توحید) گفت و هیچ حادثه ای هم اتفاق نیافتاد، بلاشک این مطلب توحید نیست. پس از اصول دین توحید کنار رفت. بلاشک معاد هم نیست، چرا معاد نیست؟ چون در طول ۲۳ سال بیش از دو هزار آیه در باب معاد آمده بود . اوائل بعثت رسول خدا را اگر دیده باشید، آنجا توضیح می دهد که وَ إذالوحوش حشرت وَ إذالنفوس زُوجت .آیات معاد از همان اول بعثت نازل شده است.

این مطلب مهم هر چه هست ربطی به نبوت هم ندارد زیرا محمد امین وقتی آمد به مردم گفت که من رسول خدا هستم .

اصول دین شما توحید ، نبوت و معاد بوده است که این ها کنار رفت. دو تا اصل دیگر مانده که گفتگو می کنیم. این مطلب تازه در آیه ۶۷ سوره مائده ربطی به آیات اقامه عدل نیز ندارد، چون آیات اقامه عدل در قرآن کریم متعدد آمده است و هرکدامش می فرماید که خدا عادلان را دوست دارد، خدا مقسطین را دوست دارد و در هیچ کدام از آنها ،خداوند پیغمبر عزیز اسلام را تهدید نکرده است. پس این نیز بکنار می رود . اصول دین های اینگونه ای که نشد ،پس فروع دین ها را قسم حضرت عباس بخورید که نیست. چرا؟

فروع دین را نام ببریم. مطالبی را که درباره نماز بگویند، درباره روزه بگویند، درباره حج بگویند، درباره خمس بگویند، درباره جهاد بگویند، درباره امر به معروف بگویند، هر کدام از این ها بود، مسلمان ها در طول ۲۳ سال همه این ها را چشیدند و نوشیدند. این همه آیه درباره جهاد هست که هیچ کدامش پیغمبر اسلام را تهدید نمی کند. به پیغمبر می گوید که برو و مردم را تحریک کن ؛ یا أیهاالرسول حَرّض المومنین علی القتال، مردم را تحریک کن که بروند جنگ و حال آنکه هیچ کدام از این آیات یقه پیغمبر را نگرفته است که اگر این مطلب را نگویی، هیچی را نگفتی.

نتیجتا مطلبی را که می خواهیم بگوییم ربطی به توحید، نبوت، معاد ، اقامه عدل و مسائل فروع دین ندارد. درباره روزه داریم، کُتِب علیکم الصیّام کما کُتِب علی الذین من قبلکم، این آیه یک تصلایی می دهد که شما تنها نیستید، قبلی ها هم روزه گرفتند. اگر درباره حج است ، ولِلّه علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاً ، بگو هر کی می تواند سواره بیاید، هر که می تواند پیاده بیاید . آیا جزء آیات خمس هست ؟و یا جزء آیات جهاد هست ؟ به عبارت دیگر آیاتی که درباره فروع دین هستند، حرف تازه ای ندارند ؛ ۲۳ سال این حرف ها گفته شده است.

پس تا اینجا این را فهمیدیم که این پیام چه چیزهایی نیست.

۲-   یک بار دیگر متن آیه را نگاه کنید ؛ فرمود: یا أیّهاالرسول. در قرآن ،پیغمبر اکرم به زبان های مختلفی خطاب می شود . یکی از عناوینی که پیغمبر را خطاب می کند، رسول می باشد. حال آیا رسالت رسول خدا مربوط به جزیره العرب یا مربوط به ایران یا مربوط به آدم ها بوده است؟ جواب می دهیم که رسالت رسول خدا جهانی است ، ما أرسلناک إلّا کافّهً للناس. پس این مطلب تازه در آیه ۶۷ سوره مائده بایستی تنه به تنه رسالت جهانی پیغمبر بزند.

۳-    این مطلب هر چه هست خدای قادر متعال اسمش را نگفته است . آیه می گوید آنچه که از جانب خدا بر تو نازل شده است. ما اُنزل إلیکَ مِن ربّک. پس می خواهیم نکته ای دیگر را کشف کنیم . برای این کار پازل ها را یکی یکی کنار هم می گذاریم تا ببینیم چه چیزی به دست می آید.

پیام آیه به ربوبیت خدا بازگشت می کند .به تربیت الهی بازگشت می کند، از کجا این را فهمیدیم؟

ما اُنزل إلیکَ از جانب چه کسی است؟ مِن ربّک. چنانچه در سوره حمد فرمود ألحمدلله ربِّ العالمین .

پازل دیگری که داشتیم این مطلب بود که رسالت رسول خدا جهانی بوده و ربوبیت خدا هم جهانی است. این مطلب هر چه هست وابسته به تربیت است . می خواهد اجتماع تربیت بشود . این مطلب تربیتی بگونه ای است که پیغمبر از کسانی چشم می زند . یک مطلب تربیتی می خواهد بگوید ، مطلبی که به ربوبیت خدا بازگشت می کند . گفته شد که تهدید از والله یعصمکَ مِن النّاس استفاده می شود ، حالا این یعصمک من الناس را یک مقداری دنبال می کنیم.

دو تا احتمال وجود دارد ؛ والله یعصمکَ یعنی برای جان پیغمبر می ترسیم .احتمال دارد که حضرت را مورد ترور فیزیکی قرار بدهند .سوال این است که این خطر آیا شخص پیغمبر را تهدید می کند یا شخصیت پیغمبر را ؟ کدامش درست است؟

اگر بگوییم شخص پیغمبر را تهدید می کند ، عرض کردم که این آیه مربوط به اواخر عمر پیغمبر است و اطراف پیغمبر شمشیر زنان بزرگ و مسلطی وجود دارد و اگر بنا باشد از جان پیغمبر بترسیم باید از جان پیغمبر آن زمانی که تک و تنها بوده است می ترسیدیم !

اگر بحث جان پیغمبر هست ، امیرالمومنین  علی (ع) در نهج البلاغه فرمود که پیغمبر اسلام شجاع ترین فرد عالم است . کُنّا إذا احمر البأس إتقینا برسول الله فلم یکن احداً منا اقرب الی العدو منه. امیرالمومنین می فرماید، جنگ وقتی خیلی بالا می گرفت و کار سخت می شد ،ما پشت سر پیغمبر اکرم پنهان می شدیم. پیغمبر أشجع الناس بود. اگر بحث جان پیغمبر مطرح باشد، کجا باید این خطر پیغمبر را تهدید می کرد؟ مکه یا بین راه موقع هجرت، یا اوائلی که آمده بودند مدینه ؟! این ها نیست. خوب این مطلب آشکار است که بلا شک بحث سر شخص پیغمبر نیست.

حال اگر یک نامه تهدید آمیز بفرستند درب خانه شما که می خواهیم شما را به قتل برساتیم و یک نامه تهدید آمیز دیگر نیز بفرستند درب منزلتان برای از بین بردن انقلاب . شما که یک فرد ارزشی هستید از کدام یکی از این دو نامه می ترسید؟آشکار است که یک فرد ارزشی از مکتبش بیم دارد نه از خودش !

در نتیجه (والله یعصمکَ ) به دین بازگشت می کند و خداوند می فرماید اسلام را نگاه می دارد . این اصل خطر.

 

 

 

نکته دوم :

این خطر از جانب چه کسانی ما را تهدید می کند ؟

آیه کریمه فرمود: وَالله یعصمکَ مِن الناس .این ناس را باید کشف کنیم. این ناس چه کسانی هستند، احتمالات را باز کنید. وَالله یعصمکَ مِن الناس، بجای واژه ناس بگذاریم اهل کتاب ؛مسیحی ها و یهودی ها.

چون این قضیه بعد از این است که مسلمانان مکه را فتح کرده اند ( إذا جاء نصرالله والفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً ) و آن زمان را پشت سر گذاشته و پیغمبر چنان فاتحانه مکه را فتح کردند که از دماغ هیچ کس خونی نیامد و در اینجا دیگر اهل کتاب رمقی ندارند که بگوییم اهل کتاب دین تو را تهدید می کنند ،بلکه از این بالاتر در اواخر عمر پیغمبر اهل کتاب مالیات اسلامی که به آن جزیه می گویند ،پرداخت می کردند. پس وَالله یعصمکَ مِن الناس، یقیناً اهل کتاب نیستند. پس اگر اهل کتاب نیستند ،احتمالات را با فرض کفار قریش بودن ،دنبال می کنیم ؛ وَالله یعصمکَ مِن الناس، یعنی یا رسول الله ،خدا شما را از شر کفار قریش حفظ خواهد کرد ! با بررسی جایگاه کفار قریش ، بخوبی آشکار است که آنان در آن اوایل آمدن اسلام که یال و کوپالی داشتند و عربده کشی می کردند و می گفتند که ما فلان کار را می کنیم ،هیچ کاری نتوانستند بکنند و یا روزی که در لیله المبیت می خواستند پیغمبر را ترور کنند ،جای مانور کفار قریش بود و اکنون دیگر حتی ابوسفیان نیز مسلمان شده است .پس وَالله یعصمکَ مِن الناس، نه اهل کتاب شدند و نه کفار قریش . بالاخره این ناس باید به گردن یک کسی بیافتد.

در قرآن کریم اینگونه می گوید : که یا رسول الله دور و بر شما ،آدم های خطرناکی هستند. در قرآن کریم فرمود: وَ مِن أهل المدینه مردوا علی النفاق. یعنی اینکه در مدینه بعضی ها دور و بر شما هستند که فوق العاده ورزیده بر نفاق اند. بعد به پیغمبر اسلام می فرماید: لا تعلمهم نحن نعلمهم(سوره توبه آیه ۱۰۱)،شما نمی دانید که این ها چه عجوبه هایی هستند، من می دانم این ها چه کسانی هستند. لا تعلمهم نحن نعلمهم همُ العدو فاحذرهم قاتلهم الله أنّی یؤفکون (سوره منافقون آیه۴) . یک دفعه منافق می شود، یعنی به ظاهر نماز می خواند و ته دلش حرف های خطرناکی هست . قرآن از این ها خیلی ترسی ندارد، می فرماید این ها به گونه ای هستند ، وقتی که حرف می زنند، اعجوبه حرف می زنند.     وَ إذا رأیتهم تعجبک أجسامهم وَ إن یقولوا تسمع، وقتی که نگاهشان می کنید، کاملاً وزین و با شخصیت هستند و وقتی هم حرف می زنند بسیار زیبا و شیرین سخن می گویند، وَ إن یقولوا تسمع لقولهم (آیه ۴ سوره منافقون)، وقتی منافقین حرف می زنند دقیق گوش می کنی که این ها چه چیزی را دارند می گویند.

آن خطری که قرآن کریم می فرماید یا رسول الله ، وَالله یعصمکَ در واقع همین منافقین می باشند و اینان به قدری خطرناک هستند که نه تنها پیغمبر بلکه خدای پیغمبر نیز وقتی از این ها حرف می زند ، اسم اینها را        نمی گوید ! می فرماید وَالله یعصمکَ مِن الناس. چه کسانی هستند؟ چه طوری هستند ؟در انتهای آیه امضاء عجیبی کرد و فرمود: إنّ اللهَ لایهدی القوم الکافرین .حال منافق را معنا می کنیم .منافق یعنی چی؟ یعنی روی زبانش یک حرف است و از خدا و پیغمبر می گوید و جلسه روضه می رود اما ته دلش به خدا و پیغمبر اعتقادی ندارد.

خدا رحمت کند آقای خویی را .اصطلاح خیلی زیبایی درباره منافقین داشت .ایشان می فرمود منافق مسلم الدنیا، کافر الآخره. خیلی تعبیر دقیقی است .می گفت بر منافق در دنیا احکام مسلمان وارد است و همین منافق وقتی از اینجا می رود ،احکام کافر بر او وارد می شود ،زیرا در یوم التبلی السرائر ، سریره اش آشکار می گردد که در واقع سریره و ضمیر واقعی منافق ،کفر است، لذا این که شما بگویید وَالله یعصمکَ مِن الناس، منافقین اند، و بعد بگویید که إنّ الله لا یهدی القوم الکافرین، کافرینند. لا یهدی القوم الکافرین، عمق جان اینان را نشان می دهد. در این زمینه به این نکته توجه شود که در قرآن کریم به این چند نفر ،خداوند لقب کافر داده است ؛ یک کافر کسی است که خدا را قبول ندارد ، یک اصطلاحی دیگری هم برای کافر داریم ، خدا را قبول می کند ولی پیغمبر اسلام را قبول نمی کند، این ها را اصطلاحاً می گوییم کافر کتابی . در اصطلاح قرآن کریم ، مسیحی ها، یهودی ها،کافر کتابی اند . زرتشتی ها را اگر از اهل کتاب بدانیم کافر کتابی اند .کافر کتابی یعنی پیغمبر اسلام را قبول ندارد. کافر سومی هم داریم. در سوره مبارکه آل عمران آیه ۹۷ اینچنین آمده که افرادی بین مسلمین هستند که در واقع عمق دلشان کافر است. اسم دیگرشان منافق بود. این هم کافر است. در سوره مباکه آل عمران آیه ۹۷، قرآن کریم فرمود: هر کسی که مستطیع هست ،واجب است که به حج بیاید ، وَ لِلّه علی الناس حِجُّ البیت، چه کسانی باید بیایند؟ مَن استطاعَ إلیه سبیلاً .

وَ مَن کَفَر، کَفَر را به چه کسی می گوید، به کسانی که خدا را قبول ندارند، به کسانی که پیغمبر خدا را قبول ندارند، کُفر نسبت به همین نعمت، وَ مَن کَفَر فإنّ الله غنیٌّ عن العالمین.

در ادامه بحث به شأن نزول آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده می پردازیم .در بین دانشمندان اهل تفسیر در رابطه با زمان نزول آیه (یا أیهالرسول بلّغ ما اُنزل إلیک من ربّک)بحث ها و بررسی های متعددی صورت گرفته است .در بین تمامی علمای شیعه، یک نفر در طول ۱۵ قرن نمی شناسیم که خلاف این را گفته باشد و بالاتفاق، به جهت دست گذاشتن اهل بیت در این موضوع به نزول این آیه در جریان غدیر اشاره نموده اند . کثیری از برادران خیلی ملای اهل سنت که اگر از حوصله بحث خارج نمی بود ، یکی یکی نام می بردیم که در فلان کتاب و فلان کتاب بر این مسأله تأکید داشته اند ،منتها الآن دیگر نیازی به این حرفها نیست، یعنی مسأله کالنار علی المنار است . بسیاری از دانشمندان بزرگ و تراز اول اهل سنت، که یک کدام آنها طبری است . طبری خیلی باسواد بوده و دارای کتابهای متعددی است و یک کتاب درباره تاریخ نوشته است به نام تاریخ طبری، که به آن اُم التواریخ می گویند. یک کتاب در تفسیر نوشته است که به آن اُم التفاسیر  می گویند . در کتاب تفسیر ،طبری هنگامیکه می خواست پیرامون این آیه (آیه ۶۷ سوره مائده ) بحث کند می گوید از این آیه اینقدر حرف دارم که دیگر نمی توانم در تفسیر از آن حرف بزنم .طبری جهت این آیه دو جلد کتاب قطور جهت اثبات و بررسی اسناد این قضیه که این آیه در جریان غدیر در سال دهم هجری و در روز ۱۸ ذی الحجه در سرزمین حجفه در مکانی بنام غدیر نازل شده است ،نوشته است .از بین علمای شیعه مرد بزرگی هست به اسم ابن شهرآشوب سروی مازندرانی که رحمت خدا بر او باشد .ایشان فرمود کتابی را دیدم که ۲۷ جلد سند این بحث که این قضیه یا أیهالرسول بلّغ ما اُنزل إلیک من ربّک، در جریان غدیر نازل شده است ،را جمع آوری کرده بود و در جلد ۲۷ آمده بود که انشاء الله بقیه سندها در جلد ۲۸ خواهد آمد .

دیگر در این قضیه إن قلت نیست که این قضیه در غدیر بوده است، لذا همه، چه مخالف و چه موافق بر این مسأله تأکید دارند .در ادامه برخی از کسانی که به اصطلاح ناقلان غدیر می باشند و در رابطه با این نکته که این آیه در کجا نازل شده است ،بیان خواهد شد .این افرادی که نام برده می شوند ،اصطلاحا اصحاب پیغمبر ،یعنی کسانیکه پیغمبر را دیده اند ،گفته می شوند .(بیش از ۱۱۰ ناقل غدیر که جزء صحابه پیغمبر بوده و بنام می شناسیم .)

شرح حادثه غدیر

حال به شرح حادثه آن روز یعنی روز غدیر         می پردازیم .آخرین حج پیغمبر بوده است .امام صادق (ع) فرمود: در تمام عمر ۶۳ ساله پیغمبر، وجود مبارک رسول خدا هرگز به اندازه عقل خودش با مردم حرف نزد . این عقل الهی رسول خدا همه را جمع کرده است .   ذهن ها را می خواسته است که از ماجرا تا زمان موعود دور نگه دارد و بدین واسطه علی مرتضی را فرستاده یمن .حضرت امیر در قضیه حجه الوداع از یمن آمده است. ذهن ها را حضرت کاملا نگه داشته است آن هم بدلیل وجود موجودات خطرناکی بنام منافقین . پیغمبر اکرم حج را انجام داده و اکنون در مسیر بازگشت همه را در یک ترکیب بسیار عجیب در یک جا جمع کرده .گفته اند که پیغمبر اکرم در ماجرای غدیر ۱۱۰ هزار نفر آدم را یک جا جمع کرد و با یک تدبیر الهی، هرکسی که جلو رفته بود ، فرمودند که برگرد و همچنین گفتند صبر می کنیم که هر کسی که جا مانده است ،برسد.

چگونه صدای رسول خدا به جمعیت صدهزار نفره رسید ؟

۱۰۰هزار نفر را اگر در یک جا جمع کنیم       می شود ورزشگاه آزادی تهران، یک نفر دم در ورزشگاه آزادی تهران، آن وسط بگذارید و این جمعیت هم خیلی با ادب باشند و آهسته نفس بکشند و حرف نزنند، صدای یک نفر که آن وسط بایستد به دیگران می رسد، یا نمی رسد؟

لذا شما یقین بدانید وجود مبارک رسول خدا این خطبه را که خواست بخواند، مثل این که من بلاتشبیه می خواهم سخنرانی کنم، سخنرانی نکرد. چرا این طوری سخن رانی نکرد؟ خدا به ما عقل داده است، این همه جمعیت که جمع بشوند و این طوری سخنرانی بکند، آنهایی که می شنوند چه کسانی هستند؟ همین هایی که دور و بر رسول خدا هستند تنها خواهند شنید .حال ببینیم که پیغمبر خدا چگونه در روز غدیر خطبه خواندند .

تصور اینگونه است که پیغمبر بلا تشبیه مثل آن موقعی که بچه ها امتحان می دادند ،خطبه را خوانده است. در هنگام امتحان نهایی در دوران بچگی در مدرسه درب کلاس ها را باز می کردند و آقای ناظم آنجا می ایستاد و معلمی دیگر ،کمی دورتر ایستاده و بهنگام دیکته گفتن ، می گفتند : حسن علی را، آن یکی می گفت : حسن علی را، آن یکی می گفت : حسن علی را دید و آن یکی می گفت : دید . یعنی می خواهیم بگوییم پیغمبر کلمات غدیر را تفهیم   می کرد ،در غیر اینصورت بلّغ اتفاق نمی افتاد .

خوب نگاه کنید و ببنید که پیغمبر اسلام (ص) چه طور از نحوه انتقال کلامشان از ۱۱۰ هزار نفر امتحان بعمل می آورد . رسول خدا به هنگام شروع خطبه برای اینکه بفهمند صدا به همه می رسد ، به قدری هوشیارانه سخن گفتند ؛اول شروع کردند درباره توحید حرف زدن ،از خدایی خدا حرف زدند ، بعد از نبوت خودشان حرف زدند و سپس از معاد سخن گفتند . تا اینجا حرف هایی بود که ۲۳ سال حاضرین شنیده بودند ، کمی جلوتر حضرت    می خواهد از اینکه حرفش تا آخر می رسد یا نمی رسد ، تست بگیرد . رسول خدا می فرمایند یک خبر می خواهم به شما بدهم که امسال آخرین سالی است که مرا می بینید و دیگر هم دیگر را نمی بینیم .در این لحظه جمعیت شروع کردن به های های گریه کردن ، همه دارند گریه می کنند و پیغمبر به چی پی می برد ؟به اینکه صدا به همه می رسد . تمام هوش وحواس ها آنجاست، حضرت ادامه می دهند و می فرمایند سرتان را بالا ببرید ، من که دارم از بین شما می روم، چه طور پیغمبری برای شما بودم ؟

تا آخرین لحظه هوشیاری رسول خدا عجیب است، قرآن هم این هوشیاری را با این قسمت از آیه که وَالله یعصمک مِن الناس ،امضاء و تأئید کرده است .

حضرت فرمود چه جور پیغمبری برای شما بودم؟ جمعیت شهادت دادند که خیلی خوب پیغمبری بودید، انصافاً هر کاری کردیم شما از کوره در نرفتید ، پیغمبر خیلی خوبی بودید.

حضرت فرمود کدام یک از شما من را قبول دارید؟ چقدر با هوش است پیغمبر (ص). همه گفتند که یا رسول الله همه به جان و دل شما را قبول داریم. هنوز مولایمان امیرالمومنین پایین است. حضرت فرمود: چه طور مرا قبول دارید ؟ یک جوری هست که ألست اولی بکم مِن أنفسکم، گفت آیا من بخواهم درباره شما تصمیم بگیرم ، تصمیم من از تصمیم خودتان مقدم هست یا نیست؟ ألستُ اولی بکم مِن أنفسکم، من از شما بر خودتان مقدم تر هستم، یا نه.

جمعیت گفتند : بله . تا جمعیت بله را گفتند ،رسول خدا ،امیرالمومنین را از آن پایین صدا زدند که آقا جان بیا بالا کارتان دارم، در نهایت فراست حضرت این کار را کرد. آن ناس نسناسی که در بین جمعیت بودند گوش هایشان تیز شد که می خواهند یک کاری بکند. رسول خدا هم کم نگذاشت، آمد، دست علی مرتضی را گرفت و بلند کرد .

در پرانتز بگوییم که روز فتح مکه که شد، بحث شد که چه کسی بالای شانه چه کسی جهت انداختن بت ها از داخل خانه خدا برود .حضرت امیر سلام الله و صلوات الله علیه به خدمت رسول خدا عرض کرد که من طاقت شما را ندارم .موقع دفن رسول خدا هم که شد ،رسول خدا فرمودند که علی جان شما مرا غسل بده، حضرت علی (ع) فرمود : یا رسول الله، من تحمل شما را ندارم . رسول خدا فرمود ابن عباس آب بیاورد و غسل با شما باشد . مولایمان امیرالمومنین فرمود من تحمل شما را ندارم .این متن نهج البلاغه است که حضرت رسول فرمودند، کسانی همراه تو هستند که کمکت کنند تا من را بچرخانی و غسل دهی . لذا در روایت شریف نقل کردند که رسول خدا دست مولایمان امیرالمومنین را گرفت و با لا آورد به طوریکه زیر بغل رسول خدا و زیر بغل مولایمان امیرالمومنین را مردم می دیدند .

آن وقت رسول خدا این جمله را به کار برد و فرمودند شما حاضران که گفتید مرا قبول دارید ؛ مَن کنت مولاهُ فهذا علیٌ .

این از هوشیاری رسول خداست که گفته اند فهذا علی زیرا اگر فعلیٌ مولا می گفت ،آن منافقین بعدا می گفتند که منظور علی دیگری بوده و منظور رسول خدا علی ابن ابیطالب نمی باشد ! رسول خدا فرمود همین علی که دارم از او حرف میزنم، حاج علی دیگری را کار ندارم. من کنت مولاه فهذا علیٌ مولاهُ، رسول خدا این جمله را به گوش همه رساند. آن وقت شروع کردند به دعا کردن ؛ فرمودند اللهم والِ مَن والاه، وَ عادٍ من عاداه،و انصر من نصرهُ، واخذل من خذلهُ و أحب من أحبه، و ابغض مَن ابغضه .

ناقلان غدیر چه کسانی هستند ؟

اول از همه عایشه اُم المومنین همسر پیغمبر این را نقل کرد و اعلام نمود که من آنجا بوده ام. همه همسران پیغمبر در حجه الوداع بودند. ام السلمه نقل کرده است . خواهر مولایمان امیرالمومنین، هانیه بنت ابی طالب نقل کرده است . از بین خلفا هر سه خلیفه این حدیث را نقل کرده اند .یکی از کسانی که جزء ناقلین است ،عمر و عاص است .عمرو عاص از ناقلین خبر غدیر است. یکی دیگر از کسانی که این را نقل کرده است ابوذر غفاری است.

۱۱۰ نفر صحابه اسم و رسم دار جزء ناقلین خبر غدیر هستند . یکی از کسانی که این را نقل کرده است، سمره بن جُندب از پست ترین پست های تاریخ عاشوراست .سلمان فارسی ، حذیفه ابن یمان ، ابن مسعود از اکابر اصحاب این را نقل کرده اند. غیر از این که خلیفه اول نقل کرد ، پسر خلیفه دوم عبدالله ابن عمر نیز این را نقل کرده .

آقای امینی ،یکی یکی این ناقلان خبر غدیر را با ذکر آدرس دقیق در کتاب الغدیر جمع آوری کرده است و بعد می فرماید جدای از صحابه ،از بین تابعین، ۸۴ نفر را نام می برد ،تابعین کسانی هستند که صحابه را دیده اند و اکنون خبر غدیر را نقل کرده اند .

حال با وجود اینهمه نقل کننده خبر غدیر ،پس مشکل کار کجاست؟

اگر یک کسی در دادگاه نیاز به شاهد داشته باشد و بخواهد حق خود را اثبات کند ،نیاز به دو شاهد دارد. علی مرتضی که سلام خدا بر او باشد، این همه، هزار هزار آدم بوده و نتوانسته حقش را بگیرد. ۱۱۰ هزار نفر آدم !

صدیقه اطهر که سلام خدا بر او باشد ،می فرماید : غدیر تا قیام قیامت برای هیچ کسی عذر باقی نگذاشته است.

اشکال کنندگان به ماجرای غدیر بر چه چیزی ایراد می گرفتند ؟

یک عده ای آمدند و گفتند خبر غدیر درست است ولی معنایش این نیست ! پیغمبر گفت من کنت مولاهُ فهذا علیٌ مولاهُ، اما معنای مولا این نیست .معنای مولی یعنی پسر عمو .در مقابل این اشکال کنندگان جواب گفته شد که رسول خدا ،۱۱۰هزار نفر آدم را جمع بکنند و بعد بگویند که هر کسی که من پسرعمویش هستم این آقا هم پسرعمویش است ! اولاً این دروغ است ونمی توان گفت که پیغمبر دروغ می گوید، لذا خلاف عقل است. دوباره اشکال کردند و گفتند مولا یعنی دوست . صاحب مثنوی به معنای دوست معنا کرده است.

گفت هر کس را منم مولا و دوست

ابن عم من علی مولای اوست

هر کسی که با من رفیق بوده از این به بعد با این آقا رفیق باشد. شما ۱۱۰ هزار نفر آدم را جمع کردی برای این که برای یکی همچون علی مرتضی رفیق جمع بکنیم ! اینگونه رفاقت در تاریخ عالم سابقه ندارد که بزور و در گرما آن همه آدم را نگه بداریم و بگوییم ای مردم بیایید و همه شما با علی (ع) رفیق شوید. بماند که در ادامه نقل خبر غدیر آمده است که حضرت امیر وقتی پایین آمدند ،همین خلفا که عیناً به لفظ نقل شده ،آمدند و دست علی مرتضی را گرفتند و گفتند بخٍّ بخٍّ لک یا علی، گفتند نوش جانتان بشود ،اصبحت مولای و مولای کل مومنٍ و مومنه بحث رفاقت نبوده !

بررسی آیه سوم از سوره مائده

نام آیه سوم از سوره مائده ، اکمال می باشد .در این آیه در خصوص اتفاق افتاده یعنی ماجرای غدیر چهار ویژگی بیان گشته است :

–         الیوم، یعنی در این روز ،یئس الذین کفروا مِن دینکم، همه کسانیکه کافر بودند از دین تان مایوس شدند. فلا تخشوهم واخشونِ، از کسی نترس و از خدا بترس .

–        ألیوم أکملت لکم دینکم، امروز دینتان را کامل کردیم .

–         وأتمتُ علیکم نعمتی، نعمتم را بر شما تمام کردم.

–        وَ رضیت لکم الاسلام دیناً، امروز اسلام را به عنوان دینی که خدا آنرا کامل نموده برایتان پسندیدیم .

این، ألیوم با این ویژگی ها هر روزی باشد، بایستی جشن گرفت . یوم الغدیر أعظم الأ یاد(ی). آمدند نزد حضرت رضا (ع) و گفتند که آیا روز عید غدیر را باید جشن بگیریم ؟

حضرت رضا (ع) فرمودند : روز غدیر در آسمان نسبت به زمین مشهورتر است . یوم الغدیر أعظم الاعیاد. کم فیه لِلّه مِن الاعیاد .

و أتمتُ علیکم نعمتی، خدا چند تا نعمت به ما داده است؟ خداوند در قرآن کریم می فرماید ،این قدر برای شما نعمت داده ام که نمی توانید بشمارید . خداوند متعال این همه نعمت داده و در خصوص هیچکدام نگفته است که دیگر نعمتها تمام شد اما در رابطه با روز غدیر می فرماید ،دیگر نعمت تمام و کامل شد .در واقع وزن این نعمت برابری می کند با وزن تمامی نعمتهای دیگر خداوند . در خصوص آیه ۶۷ سوره مائده گفته شدکه وزن آن به اندازه رسالت بوده است.

شخصی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت : عجب دستمان خالی است . امام (ع) فرمود : اینگونه نیست، دست شما خالی نیست . آن فرد مراجعه کنند به حضرت گفت : آقا من که نگاه می کنم میبینم چیزی ندارم .حضرت امام صادق (ع) فرمود : چقدر پول به شما بدهم که دست از امام صادق برداری ؟ فرد مراجعه کننده گفت : اگر تمام دنیا و ما فیها را بدهند ،من از شما دست بر نخواهم داشت .

حضرت فرمودند : پس از تو دارا تر چه کسی است . از تو قوی تر چه کسی است . تعبیر آیه سوم سوره مائده این است که همه نعمت ها یک سمت و نعمت روز غدیردر سمت دیگر .

شأن نزول آیه اکمال

همان مفسرانی که ماجرای غدیر را نقل کردند و شأن نزول آیه ۶۷ سوره مائده را ،واقعه غدیرخم بیان نمودند ،در رابطه با شأن نزول آیه سوم سوره مبارکه مائده اعلام داشته اند که هنوز پیغمبر عزیز اسلام در غدیر خم از علی مرتضی جدا نشده بود و هر دو بزرگوار کنار یکدیگر ایستاده بودند ، پیغمبر اکرم که خطبه غدیر را خواندند،آیه سوم سوره مائده نازل شد.

فرمود : ألیوم أکملت لکم دینکم و أتمتُ علیکم نعمتی وَ رضیت لکم الاسلام دیناً .

مشکل علی مرتضی عدالت او بود !

بندگان خدا ! با مخالفان علی مرتضی یک حرف داریم و با موافقان علی مرتضی حرف دیگری داریم. ثابت کردیم که یک عده ای بودند بی انصاف، جفاکار ،در ظاهر مسلمان و در باطن کافر و علی را کنار گذاشتند . از نظر علم کلام آمدیم علی (ع) را آوردیم وسط، ولی مشکل علی مرتضی از کی شروع می شود ؟ از زمانی که می آید وسط. چرا؟

چون علی مرتضی به محض اینکه می آید وسط با چه می آید وسط؟ با عدالت .

علی مرتضی که آمد در اولین سخنرانی فرمود هر کسی از امور مسلمان ها، امور مالی ای را برده که حقش نبوده ، گوشش را می پیچانم، و اگرمهریه خانمش کرده باشد،ازاو پس می گیرم.

همان مِن الناسی که در ماجرا غدیر بودند گفتند این آدم آمده و خیلی خطرناک است !

یکی ازناقلان غدیرطلحه ودیگری زبیرمی باشد.

امروز هم دعوا بر سر عدالت است !

امروز در کشور خودمان ،ایران اسلامی نیز دعوا بر سر عدالت است . برای اطمینان از این ادعا کافی است همین امشب تصمیم بگیرید که تا صبح ،صد سایت به راه بیاندازید ، هیچ کس اوقاتش تلخ نخواهد شد. تصمیم بگیرید تعداد آمار مجلات و مطبوعات را بالا ببرید ،هیچ کس اوقاتش تلخ نخواهد شد. این چیست که آن آدم بزرگ که خدا برای اسلام نگهدار او باشد می گوید : یک نخ را از یکجا که می کشم ؛از صد طرف صدا در می آید.

غدیر قابلیت انکار ندارد !

کسی تحمل بوسط آمدن عدالت را ندارد . وقتی علی مرتضی را می خواستند بکنار بگذارند، نمی توانستند غدیر را انکار کنند! غدیر قابلیت انکار ندارد .پس بایستی محتوا را عوض کنند. ناقل همان ناقل است، آن کسی که آن حرف ها را برایت نقل می کند همان حرف ها را برایت نقل می کند ولی بار معنایی را برایتان عوض خواهد کرد. لذا رهبر معظم انقلاب فرمودند : قبل از انتخابات برای خانواده خود در خصوص جناب دکتر احمدی نژاد زمانی که می خواست رئیس جمهور بشود نقل کردم، قبل از انتخابات، آقا بعد انتخابات این را فرمودندکه این آدم اگر هیچ کاری نکرده باشد الا این که پرچم عدالت را بالا برده باشد ، خیلی کار کرده است .

دیگران را هم می شناختیم و دیده بودیم، بالاخره بچه های انقلاب بودند، اولاً عکس های تبلیغاتی انتخاباتی شان تغییر کرد، بعد مدل نشستن ها تغییر کرد، بعد مدل حرف زدن ها تغییر کرد ، چرا؟!

امروز یک آدم این چنینی آمده، بعضی از آقایان که الآن تشریف دارند، خدا به سر شاهد است در مصاحبه مطبوعاتی خود با صراحت گفت، این چند ماه را چشم می کشیم، که این چند ماه تمام بشود، بعد دوباره …….

بنده خدا ،حافظ انقلاب نه زید است نه بکر، اما یک مطلب را برای شما بگویم ؛همچنانکه حافظ اسلام خداست، اما خدا با هیچ قوم و قبیله ای تعارف ندارد. لذا رهبر معظم انقلاب در پیامی که فرستادند ملاحظه فرمودید، فرمودند بعضی از گناهان هست که اگر انجام بدهید ،آن گناه تنها دامن مرتکب کننده آنرا نمی گیرد و دیگران را خواهد گرفت. واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه (آیه۲۵سوره انفال)، متن قرآن کریم است، فرمود : لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید(آیه۷سوره ابراهیم)، کفران نعمت در هر جایی متناسب با خود همان جاست . بندگان خدا. نگاه کنید، به کمترین بهانه ای که دستشان باشد ،آنرا به بدترین شکل مطرح خواهند کرد، چرا اینگونه است ؟!  می بینیم این طرف هم بحث روضه را مطرح   می کند، آن طرف هم بحث روضه را مطرح       می کند ،اصلاً نمی تواند یک کدام بگوید که من روضه را قبول ندارم، چون بین متدینین دیگر جایی نخواهد داشت. او باید بیاید با همین عنوان، لکن حرفش این باشد که این آقا بزرگترین ستم را در تاریخ این کشور کرده است. چه کاری کرده است؟ ثبات مدیران را از کشور گرفته است. بدترین ظلم تاریخ این کشور را کرده است. ثبات مدیران یعنی چه؟ یعنی آن آقایی که شما گفتید ، اگر همان آقا با وجود اینکه حرف های این کشور را برای نامحرمان و دیگران مطرح کرده بود و بعد هم رفت پیش آنها و پناهنده شد ، اگر سر جایش گذاشته بودیم ،عیبی نداشت و این می شد ثبات مدیران !!! اما اگر یکی دیگر آمد، بهانه این می شود چرا الف است چرا باء ! امروز هم خدا به سر شاهد است که دیگر دعوا سر گوشت و پوست علی مرتضی نیست، دعوا سر مسیری است که علی مرتضی حرکت می کرد . پایان

Comments are closed.